کد مطلب: 51652

پشت پرده پکن چه خبر است

جنگ قدرت بر سر رهبری

... نباید واقعیت را نادیده گرفت که کنترل‌های آقای شی در بحث همه‌گیری، برای فهرست رو به رشدی از شهرها و بخش‌های تجاری، بی‌رحمانه و حتی وحشیانه بوده است. در چنین جو سیاسیِ ظالمانه‌ای، هر رهبری که خشونت کمتری به نسبت آقای شی داشته باشد، توجه‌ها را به سوی خود جلب می‌کند. لی کچیانگ، نخست‌وزیر، و دومین عضو بلندپایه حزب، یکی از این افراد است... یک اصلاح‌طلبِ اقتصادی که برخورد بهتر و راحت‌تری با غرب دارد (البته که او انگلیسی را نیز به خوبی صحبت می‌کند)...

مقامات سر‎تا‌سر چین در میان تلاش‌های جنون‌آمیز‎شان برای توقف گسترش کووید‌۱۹ و احیای اقتصاد، وادار به شرکت در مجموعه‌ای از جلسات نیز هستند.

 

این جلسات شامل سخن‌رانی‌هایی می‌شوند در باب نیاز به وفاداری مطلق نسبت به رهبر این کشور، یعنی شی جین پینگ.

 

آموزشی که به بوروکرات‌های روستایی در یکی از این گردهم‌آیی‌ها در جنوب‌غربی چین داده شده، این است: «دل بسپارید به دبیر کل حزب کمونیست چین

 

انتظار می‌رود که اواخر امسال، آقای شی برای پنج سال دیگر به عنوان رئیس کل حزب کمونیست چین منصوب گردد. پیام ناگفته و در عین‌حال قدرتمندی که در بطن تمام این جلسات وجود دارد (احساس می‌شود) این است: هیچ‌کس دیگری از پس انجام این کار بر‎نمی‌آید.

 

شمار اندکی در مورد این موضوع تردید دارند که آقای شی پاییز امسال و پس از بیستمین کنگره حزب، دوره سوم بی‌سابقه‌ای را آغاز خواهد کرد.

 

اما در عین‌حال نیز می‌توان فرض را بر این گذاشت که سیاست «کووید صفر» او (که در سال جاری، قرنطینه‌های گسترده و متعاقبش، آسیب‌های شدیدی را به اقتصاد وارد کرد)، باعث استرس سیاسی شده باشد.

 

حتی در رسانه‌های اجتماعیِ سانسور‎شده چین نیز به وضوح می‌شود دید که نگرانی عمومی در مورد مدیریت دولت، با همه‌گیری افزایش پیدا کرده است.

 

طبیعتاً چنین فضایی به حدس و گمانه‌زنی در مورد ناهماهنگی موجود در درون رهبری می‌انجامد.

 

در روزهای اخیر، شایعاتی (به ویژه از طریق رسانه‌های چینی‌زبان خارج از کشور) در مورد اختلافات موجود در حزب و مخالفت‌های سطح بالای موجود با برنامه‌های شی، انتشار یافته است.

 

منابع این اخبار، ضعیف و در عین‌حال سزاوار توجه‌اند. آنها به جای اینکه نشان‌دهنده وجود مانعی واقعی در مسیر گستره حکومتیِ شی باشند (که جلسات وفاداری او قویاً نشان می‌دهند که او در این بحث عملکرد موفقی دارد)، یادآور این موضوع‌اند که خارجی‌ها تا چه اندازه در مطالعه نخبگان حاکم چین عملکرد ضعیفی داشته و ناتوان هستند.

 

خیال‌پردازی، تجزیه‌و‌تحلیل را آسان‌تر نمی‌کند. احتمالاً افراد زیادی در میان حزب و نخبگان تجاری وجود دارند که خواستار کناره‌گیری شی از قدرت هستند.

 

کمپین مبارزه با فساد شی جین پینگ، حدود ۴ میلیون تن از مقامات، و تقریباً ۴۰۰ نفر از افرادی نظیر معاون وزیر و حتی مقاماتی بالاتر را هدف قرار داده است.

 

بسیاری از روشن‌فکران نیز از آقای شی به دلیل تشدید کنترل‌های ایدئولوژیک و سرکوب‌های بی‌رحمانه‌ی مخالفان خشمگین هستند.

 

و اما در میان چینی‌های معمولی، آقای شی تجسم مرد قدرتمندی است که نفوذ جهانی چین را تقویت نموده است؛ این گروه، شی جین پینگ را به طور گسترده‌ای تحسین می‌کنند. بسیاری دیگر نیز متقاعد شده‌اند که عملکرد غرب در مدیریت کووید‌۱۹، یک فاجعه مرگ‌بار بوده است.

 

با این حال نباید واقعیت را نادیده گرفت که کنترل‌های آقای شی در بحث همه‌گیری، برای فهرست رو به رشدی از شهرها و بخش‌های تجاری، بی‌رحمانه و حتی وحشیانه بوده است.

 

در چنین جو سیاسیِ ظالمانه‌ای، هر رهبری که خشونت کمتری به نسبت آقای شی داشته باشد، توجه‌ها را به سوی خود جلب می‌کند.

 

لی کچیانگ، نخست‌وزیر، و دومین عضو بلندپایه حزب، یکی از این افراد است... یک اصلاح‌طلبِ اقتصادی که برخورد بهتر و راحت‌تری با غرب دارد (البته که او انگلیسی را نیز به خوبی صحبت می‌کند).

 

چند سال قابل از آنکه آقای شی در سال ۲۰۱۲ به عنوان حاکم به قدرت برسد، گمانه‌زنی‌هایی مبنی بر حضور لی (رقابت او) در این سِمت وجود داشت.

 

کسانی هم که خواهان بازگشت به روابط گرم‌تر میان غرب و چین، و کم‌رنگ‌تر شدن تأثیر حزب بر اقتصاد چین هستند، طبعاً تمایل دارند نشانه‌هایی به دست آورند دال بر آنکه آقای لی (که در فاصله قابل ذکری از آقای شی، در مقام دوم قرار دارد)، در حال به دست گرفتن عرصه سیاسی است.

 

بخش عمده‌ای از شایعات اخیر، بر دیده‌شدن آقای لی در رسانه‌های دولتی، برخوردهای گرم او با تاجران، و اظهارات صریحش در مورد اقتصاد چین تمرکز دارند.

 

آقای لی در اظهار‎نظری در ۲۵ می گفت که مشکلات اقتصادی چین «از برخی جهات» بسیار فراتر از تأثیرِ همه‌گیری در سال ۲۰۲۰ بوده‌اند.

 

برخی در این اندیشه‌اند که آیا این امر، فارغ از کمپین‌های ایدئولوژیک آقای شی که سرمایه‌گذاران را وحشت‌زده کرده است، می‌تواند نشان‌دهنده یک تغییر باشد یا خیر.

 

اوایل سال جاری، آقای لی تأیید کرد که زمانی که دو دوره‌ی او (که حداکثر مجاز در قانون اساسی چین محسوب می‌شود) در ماه مارس پایان گیرد، از سِمت نخست‌وزیری کناره‌گیری خواهد کرد. (اما آقای لی کماکان می‌تواند بر انتخاب جانشین خویش تأثیر بگذارد.)

 

با این حال، شواهد اندکی وجود دارند که نشان دهند شی و لی در حال رقابت با یکدیگرند. آقای شی کماکان بسیار بر‎جسته‌تر بوده و مسئولیت بزرگ‌تری را عهده‌دار است.

 

رسانه‌های دولتی همچنین در مورد رئیس‌جمهور و سیاست‌هایی که در ارتباط با او وجود دارد (مانند استراتژی کووید صفر) بحث‌های زیادی را مطرح می‌کنند.

 

در ۲۱ ماه می به نیروهای مسلح یادآوری شد که بحثی دو وجهی را در برنامه‌های آموزشی سیاسی خود بگنجانند؛ که این خلاصه‌ای است از تصمیم حزب برای تثبیت آقای شی به عنوان هسته اصلی و نیز اندیشه‌های او به عنوان بخشی از ایدئولوژی هدایت‌کننده آن.

 

در ۲۴‌ام می، رسانه‌های دولتی، آغاز به پخش نمایش اغراق‌گونه‌ای از سفرهای ده سال اخیرِ آقای شی به سراسر کشور کردند.

 

پروژه رسانه‌ای چین (که گروهی تحقیقاتی در هنگ‌کنگ است)، خاطر‎نشان می‌کند که غیبت‌های گاه و بی‌گاه آقای شی از صفحه اول دیلی پیپل، و سخنگوی اصلی حزب، مطابق با روندهای تاریخی هستند.

 

در مواقعِ استرس شدید (مانند شرایطی که در حال حاضر اقتصاد چین با آن روبرو‎ست)، از آقای شی بر‌می‌آید که کسانی غیر از خودش را پیش بیندازد (سپر بلا کند).

 

در مرحله آغازین همه‌گیری، در ژانویه ۲۰۲۰، آقای لی، اولین رهبر مرکزی بود که از شهر ووهان (جایی که کووید در آن کشف شد) بازدید به عمل آورد.

 

در آگوست سال گذشته نیز، این آقای لی بود (و نه رئیس‌جمهور) که پس از سیل ویرانگر شهر ژنگژو (که صدها نفر را هم کشت)، از این شهر بازدید به عمل آورد.

 

رهبران برجسته چین، سابقه همکاری با نخست‌وزیرانی را دارند که تصویری از هماهنگی با رنج عمومی در ذهن تداعی می‌کنند.

 

در زمان مائو تسه تونگ، ژو انلای، چنین نقشی را ایفا می‌کرد.

 

و ون جیابائو نیز همین کار را در زمان هو جینتائو، سلف آقای شی، انجام می‌داد.

 

مطمئناً حالا، هیاهوی کمتری به نسبت ده‌سال پیش (در هجدهمین کنگره‌ی واگذاری قدرت به آقای شی) وجود دارد.

 

در اوایل سال ۲۰۱۲، یکی از اعضای دفتر سیاسی حاکم، بو شیلای، پس از آنچه مقامات، اقدامات او را تلاشی برای انجام یک کودتا توصیف کردند، دستگیر شد.

 

ماه‌ها پیش از کنگره‌ی سیزدهم در سال ۱۹۸۷ نیز، درگیری میان محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان به سرنگونی دبیر‎کل، هو یائوبانگ، انجامید.

 

وحشت کنونی از اینکه آقای شی با کمپین‌های انتخاباتی خویش به بوروکراسی ضربه زده باشد، و خفقان او در رسانه‌ها، حالا تشخیص چنین شکاف‌هایی را دشوارتر می‌سازد.

 

اطلاعات داخلی در مورد حزب، کانال‌های کمتری برای انتشار در اختیار دارد.

 

چین، حتی پیش از همه‌گیری نیز تعداد بی‌سابقه‌ای از روزنامه‌نگاران غربی را اخراج می‌کرد.

 

کووید هم اشتیاق آنها را برای صدور ویزا کمتر کرده است.

 

آقای شی از زمان آغاز همه‌گیری، با هیچ‌یک از رهبران جی‌هفت به صورت رو‎در‌رو ملاقات انجام نداده است.

 

سیگنال‌های ارسال‌شده از سوی او و سیستمش، شاید هنوز به طور قانع‌کننده‌ای حاکی از شکاف‌های جدی نباشند. اما عطف به چالش‌های موجود، و با نزدیک شدن به کنگره بیستم، حتی ضعیف‌ترین سیگنال‌ها نیز نیازمند توجه دقیق هستند.

 

 

 

 

مترجم : مونس نظری

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار