کد مطلب: 51145

پیرمحمد ملازهی در گفتگو با «فراز»:

مخاطرات امنیتی سیل مهاجران افغان به ایران را دریابید

سیده آمنه موسوی: افغانستان بحرانی ترین روزهای خود را سپری می کند، فقر و بیکاری و دست و پنجه نرم کردن با طالب،گروهی که به هیچ یک از موازین انسانی پایبند نیست، مشکلات عدیده ای را برای مردم افغان ایجاد و آنها را راهی کشورهای دیگر کرده است. برای آنهایی که دستشان به دهانشان می رسد اروپا و آمریکا و استرالیا مقاصد ایده آلی هستند اما برای قشر ضعیف جامعه افغانستانی، ایران و پاکستان کشورهایی با کمترین میزان دردسر به حساب می آیند که با رجوع به باندهای قاچاق انسان به راحتی می توانند واردشان شوند. اما همین کشورها، به ویژه ایران با اقتصاد آسیب دیده ناشی از اعمال تحریم های پی در پی، تاب آوری از جهت تحمیل هزینه های جدید از باب ورود میهمانان افغان را ندارد و هر آن ممکن است که ما شاهد وقوع وضعیتی نابهنگام از جهت رودرویی تازه واردین با مردم ایران باشیم. با پیرمحمد ملازهی، کارشناس مسائل شبه قاره گفت و گویی در این زمینه انجام دادیم و او تاکید داشت:«حضور خیل عظیم مهاجران افغان در ایران می تواند منجر به ایجاد مشکلات امنیتی برای تهران شود و مقامات ایرانی باید با همراهی دیگر همسایگان کابل، به سرعت برای بازگشت صلح و ثبات به اتفغانستان کاری انجام دهند.» وی همچنین می افزاید:« اگر کنترلی بر اوضاع نشود ممکن است بحران جدی و درگیری میان مردم ایران و مهاجران افغان ایجاد شود که در اینصورت با توجه به مجموعه شرایط، به ضرر ایران تمام خواهد شد.»

**در زمان  روی کار آمدن طالب، جامعه مدنی ایران به مقامات دولتی ونمایندگان هشدار دادند که هرگونه حمایت حتی لفظی از این گروه، می تواند در آینده برای ایران دردسرساز باشد. به جهت موج مهاجرت مردم افغانستان و مشکلات امنیتی که می تواند  به وجود آید. این موضوعات در کنار تداوم مشکلات تهران و کابل بر سرموضوعاتی چون حق آبه هیرمند رود که در دولت اشرف غنی به اوج خود رسید،شاهدی بر حقانیت هشدارهای داده شده بود. دیدگاه جنابعالی در رابطه با این موضوعات چیست؟

واقعیت این است که از همان ابتدای روی کار آمدن مجدد طالبان دو خط فکری در ایران وجود داشت و البته هنوز نیز وجود دارد. یک خط فکری که عمومیت بیشتری دارد مربوط به افکار عمومی و بخش هایی از جامعه ایران است که عمدتا در جناح راست تعریف نمی شوند. افرادی که عموما یا در جناح اصلاح طلب هستند، یا افرادی که از دیدگاه کارشناسی به مسائل نگاه می کنند و یا حتی توده های مردم که خط و ربط سیاسی هم ندارند. از دیدگاه این افراد، با طالبان و طالب ایدئولوژیک نمی توان سازگار بود به این معنا که با نگاه افراطی که طالب به اسلام دارد( برمبنای فقه حنفی) و نگاه ایدئولوژیکی که در ایران برمبنای فقه شیعی وجود دارد، سازگاری ایجاد نمی شود تا شرایط مساعدی را برای همکاری های دو کشور فراهم آورد. اما جریان دیگری که بیشتر در حاکمیت و بخش های مهم نظامی و امنیتی طرفدار دارد معتقد است با توجه به اینکه طالبان علیه آمریکا وارد جنگ شده است- البته ما هم مشکلاتی با آمریکا داریم- اگرآمریکا در افغانستان شکست بخورد و از این کشور خارج شود به نفع ما است. برهمین اساس هم از دو تا سه سال قبل وارد نوعی  تعامل با طالبان شدند و امکاناتی را به منظور شکست آمریکا در اختیار اعضای این گروه قرار دادند؛ در همان زمان ناتو مدعی بود که ایران سلاح و آموزشهای لازم را در اختیار طالبان قرار می دهد. بعدها دولت ایران هم تایید کرد که برخی از رهبران طالبان به ایران آمده اند و گفت و گوهایی را انجام داده اند و در کنفرانس های اسلامی که در کشورمان تشکیل شده است، مشارکت داشته اند. در هر حال یک ارتباطاتی میان حاکمیت و طالبان به وجود آمده بود. بعد از اینکه طالبان قدرت را در دست گرفت هم همان خط ادامه پیدا کرد یعنی نگاه حاکمیت این بود که با طالب می تواند کار کند این در حالی بود که دیگر عامل اصلی پیوند دهنده ایران با طالبان یعنی  ضدیت با آمریکا با خروج ایالات متحده از افغانستان منتفی شده بود. پس از به قدرت رسیدن طالبان هم مشخص شد نگاه ایدئولوژیک این گروه، فرصت توسعه مناسبات ایران و افغانستان را چندان مهیا نمی کند. هرچند که طالب در ظاهر ادعای همکاری با ایران را دارد اما در واقعیت این روابط در حد انتظاری که ایرانی ها دارند،نیست چرا که طالب یک گروه انحصارطلب است. یعنی برخلاف گروه های افغان دیگر که به شکل سنتی با ایران همکاری می کردند و در حوزه فرهنگی و زبانی مشترکی با ما قرار دارند مانند تاجیک ها، ازبک ها و گروه های دیگر فارسی زبان، نیستند. باوجود اینکه مناطق پشتون نشین نیز جزوء حوزه تمدنی ایران محسوب می  شوند اما واقعیت این است که تضادهایی با گروه های دیگر و با ایران دارند.  به هر حال در همان زمان نیز افرادی بودند که تاکید داشتند خطی که ایران دنبال می کند موجب می شود تا حمایت گروه های سنتی طرفدار تهران در افغانستان را از دست بدهد و البته عایدی هم از رابطه با طالبان نداشته باشد چرا که طالب یک گروه ایدئولوژیک است که ایدئولوژی آن هم خلافت گرا است و شما می دانید که به لحاظ تاریخی، پس از وفات پیامبر اسلام  همواره میان خلافت و امامت اختلافاتی بر سر قدرت وجود داشته است و به نظر می رسد که این اختلافات کماکان به قوت خود باقی است و امکان اینکه ایران بتواند به تمامی انتظاراتی که از ارتباط با حکومت طالبان دارد، دست پیدا کند، دور از انتظار باشد. علاوه براین، ناامنی در  فغانستان در حال شدت گرفتن است و در این شرایط تمایل به خروج مردم افغانستان از این کشور و رفتن به ایران در حال افزایش است؛ ما شاهد بالا رفتن سیل مهاجران افغان در ایران هستیم که مشکلاتی را برای کشورمان ایجاد کرده است و براساس اخبار موجود این افراد به شکل بسیار گسترده ای وارد استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان و فارس شده اند.

 

** به مشکلات امنیتی که از قِبل ورود غیرقانونی مهاجران افغان برای ایران ایجاد می شود اشاره کردید. می توانید در این رابطه توضیح بیشتری بدهید؟ این وضعیت به لحاظ ژئوپولتیک دارای چه ابعادی است؟

واقعیت این است که به هر میزانی که افغانستان به سمت بی ثباتی حرکت کند این وضعیت به کشورهای همجوار هم تحمیل می شود. این نگاه کلی است و به این معناست که برپایی صلح و ثبات در افغانستان هم می تواند در کشورهای همسایه و منطقه تسری پیدا کند. این واقعیت غیرقابل انکاری است. در همین اثنا، خط فکری در داخل ایران هم تلاش می کند تا اقداماتی ( انتشار فیلم های برخورد با مهاجران افغان در ایران) را با فعالیت های مجاهدین خلق مرتبط بدانند اما واقعیت این نیست. واقعیت این است زمانیکه تعداد زیادی از افراد به یکباره به منطقه ای مهاجرت می کنند، تعادل جمعیتی منطقه موردنظر بهم می خورد. تعادل سیاسی  و فرهنگی آن هم همینطور. درست است که مردم ایران نسبت به خارجی ها، مهمان نوازی تاریخی دارند اما واقعیت این است که ظرفیت این مهمان نوازی هم محدود است. الان مهاجران افغان در شهرهای مختلف ایران پراکنده شده اند. نیازمند موادغذایی و موارد خوراکی هستند. نیازمند بهداشت و مسکن هستند و تامین همه این موارد بر اقتصاد ایران که از بسیاری از جهات در مضیقه و بحران است فشاری را وارد می کند؛ ایرانی که به واسطه اعمال تحریم ها با کمبود  مایحتاج خود مواجه است. بنابراین مردم هم در مقابل این سیل  مهاجران از خود واکنش منفی نشان می دهند. این امر گویای آن است که اگر کنترلی بر اوضاع نشود ممکن است بحران جدی و درگیری میان مردم ایران و مهاجران افغان ایجاد شود که در اینصورت با توجه به مجموعه شرایط، به ضرر ایران تمام خواهد شد. از دیدگاه ژئوپلوتیک هم، واقعیت این است که  افغانستان به لحاظ جغرافیای طبیعی و انسانی دارای جایگاه  بسیار مهمی در منطقه و جهان است. به این معنا  که نقطه اتصال کشورهای منطقه آسیای مرکزی با منطقه خاورمیانه  وهمچنین آسیای مرکزی با جنوب آسیا است. علاوه براین از طریق افغانستان، ارتباط کشورهای آسیای مرکزی با چین و کشورهای حوزه جنوب شرق آسیا فراهم می شود؛ جایگاهی که به لحاظ جغرافیای طبیعی برای افغانستان فراهم شده است موجب ایجاد موقعیت ژئوپلوتیک ویژه ای برای این کشور شده است و از این لحاظ موقعیت افغانستان برای تمامی  کشورهای جهان حائز اهمیت است و ازهمین رو و به جهت همین موقعیت سوق الجیشی، این کشور همواره محل رقابت قدرت های بزرگ جهان بوده است. از زاویه دیگر هیچ کشوری هم نمی تواند نسبت به افغانستان خود را بی طرف بداند. تحولات افغانستان بر روی تمامی کشورهای این منطقه اعم از خاورمیانه و آسیای مرکزی و شبه قاره هند و حتی  چین و شرق آسیا هم تاثیرگذار است. برهمین اساس است که می گویم افغانستان در جایگاه ژئوپلوتیکی قرار دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت.

 

**در  صحبت هایتان به اظهارات اخیر آقای امینیان، سفیر ایران در افغانستان اشاره کردید که گفته بودند «سازمان مجاهدین کار ساخت ویدئوهای اخیر را برعهده داشته است» واقعا اینطور است؟ اگر نه، چه فردی یا گروهی کار ساخت این کلیپ ها را که به صورت گسترده در حال توزیع است را برعهده داشته است و این کار با چه هدفی صورت می گیرد؟

  اینکه کار مجاهدین خلق باشد را خیلی اطمینان ندارم. البته آنها نیز منافعی در این وضعیت دارند و هر چه روابط ایران و افغانستان  بدتر شود، فرصت بیشتری برای فعالیت های آنها فراهم می شود. اما مجاهدین خلق با خود طالبان به لحاظ ایدئولوژیکی  کاملا تضاد افکار دارند. مجاهدین خلق یک گروه شیعی است که خود را مدافع اسلام راستین می داند و طالبان هم، گروهی سنی مذهب است که همین ادعا را دارد بنابراین بعید است که به اصطلاح آب شان در یک جوی برود. اما در مورد این موضوع که افرادی هستند که با توزیع کلیپ هایی به این گستردگی، منافعی را در دشمنی تهران و کابل دنبال می کنند را باور دارم. معتقدم که جریاناتی در داخل ایران وجود دارند که بدشان نمی آید ایران و افغانستان در یک موقعیت متضادی قرار بگیرند. موضوعاتی چون وضعیت هیرمند و قاچاق مواد مخدر هم آتش این دشمنی است. دست هایی در کار است اما اینکه این دست ها کیستند و از کجا می آیند را باید دستگاه های امنیتی یعنی اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات شناسایی کنند. ما که خارج از گود ایستاده ایم نمی توانیم قضاوتی در این رابطه داشته باشیم. به هر حال  این فیلم ها از طریق شبکه های اجتماعی در حال توزیع است و به راحتی می توان با عوامل توزیع آنها برخورد کرد. اگر اراده ای باشد کار چندان دشواری نیست اما اگر ارداه ای وجود نداشته باشد در اینصورت عملکرد دستگاه های امنیتی ایران زیر سووال می رود.

 

** در صحبت هایتان به موضوعی اشاره کردید  که در نوع خود جالب است. اینکه رشد جمعیت اتباع افغان در ایران و به صورت غیر قانونی می تواند مشکلاتی را برای کشور ایجاد کند. ما شاهد هستیم طی دهه های اخیر آهنگ رشد جمعیت ایران کند شده است و خانواده های ایرانی یک و یا حداکثر دو فرزند دارند این در حالی است که اتباع افغان ساکن در ایران بین 3تا 5 فرزند و بعضا بیشتر هم دارند. در این میان، آن دست از اتباع افغان که طی دهه های گذشته به ایران مهاجرت کردند شاهد حضور نسل سوم فرزندانشان در ایران هم هستند. به جهت اینکه بیشتر این افراد از دریافت شناسنامه و اوراق هویتی ایرانی محرومند خود را متعلق به این کشور نمی دانند و شاید در بزنگاه های تاریخی که تنشی میان ایران و افغانستان ایجاد شود در جایگاه حمایت از کابل قرار می گیرند. این موارد در کنار موج مهاجرت تعداد دیگری از مردم افغانستان به ایران وضعیت بغرنجی را ایجاد کرده است. برای خروج از این وضعیت چه باید کرد؟

 مساله مهاجران افغان یک مساله پیچیده ای است. اولا این افراد  در ایران ازدواج  کرده اند و 30 تا 40 هزار بچه با مادران ایرانی وجود دارند که تمامی آنها هنوز نتوانسته اند شناسنامه ایرانی دریافت کنند. البته تخفیف هایی برای حضور در مدرسه برایشان قائل شده اند اما واقعیت این است همانطور که شما هم به آن اشاره کردید جمعیت بالایی از افغانستانی های ساکن ایران هم هستند که تحت هیچ شرایطی مایل به بازگشت به کشورشان نیستند. واقعیت دیگری نیز وجود دارد و آن هم این است که  افغان ها مردمانی پرتحرک برای کار و فعالیت هستند و از نحوه درآمدزایی بهتر هم آگاهی دارند. همین افراد زمانیکه به منابع مالی بالایی دست پیدا می کنند از فساد حاکم بر بخش اداری ایران استفاده می کنند و شناسنامه می خرند. درست است که در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان دولت قوانین سختگیرانه ای را اعمال کرده است  یعنی حتی به برخی از اتباع ایرانی شناسنامه نداده اند اما افغان ها در همان زاهدان  با خریداری شناسنامه، خود را ایرانی معرفی می کند؛ استشهادی را هم جمع آوری می کنند که به یکی از روستاهای ایران تعلق دارند و مسائلی از این دست. بعد هم مغازه ای را دایر و کار تجاری می کنند. این افراد آهسته آهسته اقتصاد شهر را هم در دست گرفته اند  و به نظر می آید که به جهت فسادهای موجود در برخی از ادارات ایران، افغان ها توانسته اند بهره برداری های موردنظرشان را داشته باشند. این در حالی است که ایرانی ها خود، نتوانسته اند کاری در جهت بهبود وضعیت شان انجام دهند. مثلا در اطراف زاهدان ایرانیانی زندگی می کنند که هنوز نتوانسته اند هیج مدرک هویت و شناسایی داشته باشند و بعضا دامنه حضور این افراد تا جیرفت هم ادامه پیدا می کند. بنابراین جمعیت بالایی از افغان ها با درنظرگیری ساختار معیوب سازمان ثبت احوال ایران می توانند شناسنامه داشته باشند و ایرانی محسوب شوند. بخش دیگر هم همان فرزندان با مادر ایرانی هستند که قرار شد به آنها شناسنامه ارائه شود. بخش دیگری از افغان ها هم تمایل ندارند ایرانی  باشند و منتظر بازگشت صلح و ثبات به افغانستان هستند تا به کشورشان بازگردند اما تا زمانی که آرامش به کشورشان بازنگردد آنها نمی توانند  به این کشور بازگردند برهمین اساس هم ایران باید تا جایی که می تواند  به شکل گیری دولت مرکزی قدرتمند در افغانستان کمک کرده و شرایط را برای بازگشت آرامش در افغانستان فراهم آورد تا این افراد به کشورشان بازگردند.

 

** یعنی حتی دولتی برخاسته از همین طالبان؟

بله طالب هم اگر بتواند صلح و ثبات را در افغانستان برقرار کند این مردم به کشورشان بازمی گردند. البته الان که وضعیت  افغانستان به لحاظ اقتصادی ناامید کننده است تمایل به خروج از این کشور بیشتر است. به واسطه فقر و گرسنگی مردم مجبور به ترک این کشور هستند.  اخیرا یک آماری منتشر شده است که 52 درصد از جمعیت  افغانستان تمایل به خروج از این کشور دارند. یعنی از جمعیت 35 تا 36 میلیون نفری افغانستان در حدود 20 میلیون نفر تمایل به خروج از این کشور دارند. از این میان آنهایی که از وضع مالی خوبی برخوردار هستند و تحصیلکرده اند عموما به اروپا و آمریکا و استرالیا مهاجرت می کنند اما افرادی که در روستاها زندگی می کنند و یا عشایر این کشور هستند راهی پاکستان و ایران  می شوند چرا که تنها کشورهایی هستند که به راحتی می توان به آنها وارد شد. البته اینکه می گویم راحت به معنای باز بودن مرزها نیست اما می توان با صرف مقداری پول مشکل ورود به ایران را حل کرد. شاید جالب باشد بدانید که بخشی از قاچاق انسان در مناطق مرزی ایران توسط وانت های ایرانی صورت می گیرد. از آنسوی مرز وانت هایی وجود دارد که به صورت قاچاق افراد را برای مسیری که هزینه تمام شده آن صدهزار تومان است یک میلیون تومان سرکیسه می کنند و به ایران می آورند. مثلا می بینید  که در یک وانت چندین برابر ظرفیت آن مسافر وجود دارد که در زمان تصادفات رانندگی ما تازه از تعداد افراد بیشماری که در آن وسیله نقلیه حضور داشتند آگاه می شویم. این افراد با خودشان فکر می کنند که اگر در افغانستان بمانند از فقر و گرسنگی می میرند حال اینکه با آمدن به ایران کاری پیدا می کنند و درآمدی هم به دست می آورند. به هر حال اینها  واقعیات تلخی است اما وجود دارد و تنها کاری که ایران در این زمینه می تواند انجام دهد این است که در همکاری با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل  به ثبات در افغانستان کمک کند. یا در این کشور سرمایه گذاری کند تا با ایجاد زمینه های فعالیت، بخشی از مردم افغانستان به کشورشان بازگردند. ایران از امکانات فنی و مهندسی زیادی برخوردار است و تا حدودی هم امکان سرمایه گذاری دارد و می تواند کمک کند تا افغانستان از این شرایط خارج شود. تهران حتی می تواند نیروهای افغانی که به طور سنتی در کنار ایران قرار دارند را به آشتی ملی در این کشور تشویق کند البته ممکن است که طالبان در ابتدا با این روند مخالفت کند اما قطعا بین گزینه های جنگ داخلی و از دست دادن قدرت و تفاهم با دیگر گروه های افغان یکی را انتخاب کند و به گزینه تفاهم با دیگران رای دهد. معتقدم که ایران و کشورهای دیگر منطقه هم مقداری قصور در این رابطه داشته اند که در نهایت به ضرر خودشان تمام خواهد شد.

**در انتها می خواهم در رابطه با مخاطرات امنیتی که سیل گسترده ورود مهاجران غیرقانونی افغان به ایران، کشورمان را تهدید می کند سووالی را مطرح کنم که شما نیز در اظهاراتتان به آن اشاره داشتید. به هر حال این افراد پس از ورود به ایران ازدواج می کنند و جمعیت شان هم روز به روز در حال افزایش است و این امر در کنار رشد منفی جمعیت مردم ایران نوعی ناهمگونی را به وجود آورده است.

 این امر بستگی به نوع رفتار ایرانیان  با افغان ها دارد. به ویژه نظامیان و دستگاه های امنیتی ایران. اگر ایرانی ها برای  اخراج افغان ها متوسل به خشونت شوند و سلاح به کار ببرند  با توجه به روحیه افغان ها،آنها نیز  تردیدی در استفاده از سلاح نخواهند داشت. سلاح قاچاق هم در ایران زیاد است. بنابراین اساسا به نفع ایرانی ها نیست که جدای از مساله حقوق بشر و باقی قضایا برای اخراج افغان ها به حربه نظامی توسل جویند. ایران بایدا تدابیر دیگری را اتخاذ کند تا اگر  قراربر خروج افغان ها از کشورمان باشد این کار در همکاری با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل صورت گیرد. در شهرهای مختلف کمپ هایی را دایر کرده و سازمان ملل را در این امر دخیل کند. هر گونه توسل به زور از سوی ایران موجب می شود تا امنیت ایران از سوی افغانستانیها برهم خورد. آنها در مقابل سلاح، دست به سلاح می برند و آدم های مطیعی که بخواهند در مقابل توسل به زور آرام بنشینند، نیستند.

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار