کد مطلب: 45641

مرتضی افقه، استاد دانشگاه در گفتگو با «فراز» تحلیل کرد

سایه شوم ونزوئلایی‌شدن بر سر اقتصاد ایران!

عضو اتاق بازرگانی ایران گفته پیش‌بینی من این است با تداوم این مسیر، شاید در پایان سال نسبت به سال گذشته نرخ تورم ۲۰ درصد بیشتر شود. سال گذشته میزان تورم۴۰ درصد بود و تا پایان سال می‌تواند به ۶۰ درصد برسد که رقم بسیار زیادی است.در مورد روند افزایش نرخ تورم و کاهش ارزش پول ملی، تا زمانی که ما نتوانیم تولید را رونق دهیم؛ بیکاری، تورم و کاهش ارزش پول ملی وجود دارد. اگر تولید توسعه بیابد طبیعی است که اشتغال هم توسعه پیدا می‌کند. واحد تولیدی که الان نیمه تعطیل است نیروی انسانی می‌گیرد و اشتغال در کشور توسعه پیدا می‌کند. تولید باید هم برای داخل و هم برای صادرات باشد. برای توسعه صادرات و واردات که پیش‌نیاز تولید است باید نظام بانکی ما اصلاح شود. برای این کار هم باید مشکلات FATF و سوئیفت خود را حل کنیم. اما اگر اقتصاد ایران همین مسیر را پیش بگیرد و ما نتوانیم مشکلات خود در این زمینه‌ها را حل کنیم همان مسیر ونزوئلا را طی می‌کنیم و کاهش ارزش پول ملی، تورم، بیکاری و… بیشتر از الان می‌شود.

 

در پی سخنان مسعود دانشمند، عضو اتاق بازرگانی کشور، خبرنگار «فراز» بر آن شد تا پیش‌بینی وی را با سید مرتضی افقه، اقتصاددان و عضور هیات علمی دانشگاه شهید چمران در میان بگذارد.

 

  • به نظر شما، با توجه به پیش‌بینی اتاق بازرگانی کشور، بین افزایش نقدینگی و افزایش تورم، نسبت خاصی وجود دارد؟

بله! طبق تئوری‌های موجود اقتصادی، اگر بین نقدینگی و تورم و تولید ملی توازنی برقرار نشود و به رکن مهم تولید توجه نشود، تورم افزایش می‎یابد، این مسئله ریشه تئوری و نظریه‎های اقتصادی دارد. اما در این میان دو مشکل وجود دارد، یکی این‎که مسئولان اتاق بازرگانی تخصص اقتصادی ندارند و بر همین اساس، سخنان‎شان الزاما درست نیست.اما مشکل دوم و عمده دیگر از نظر من و همکاران اقتصاددان دیگر در حوزه اقتصاد آزاد، این است که متاسفانه در مورد تورم یک نگاه سطحی حاکم است؛ اگر چه فزونی نقدینگی نسبت به تولید ملی موجب تورم می‌شود اما به ریشه و دلایل افزایش نقدینگی کمتر توجه می‌شود. ریشه افرایش نقدینگی، کسری بودجه دولت است و ریشه کسری بودجه هم هزینه‌های بسیار و غیرتولیدی است که بر بودجه کشور تحمیل شده است. اگر ما به این ریشه‌ها نپردازیم، متاسفانه فقط روی معلول‌ها نقد خواهیم داشت که این کار نتیجه‌ای ندارد.به همان نحوی که در طول تمام یکی دو دهه اخیر بیشتر روی تاثیر نقدینگی بدون توجه به ریشه‌ها و علت‌های آن، تاکید شده است. اما حل این مسئله بستگی بسیار دارد به این‌که ما بتوانیم تحریم‌ها را یا به‌طورکلی مراودات تجاری‌مان را که مربوط به FATF می‌شود حل کنیم، اگر این مشکلات حل شوند، احتمال افزایش تورم ضعیف است و حتی ممکن است تورم کنترل شده و کاهشی شود. اما اگر در زمینه برداشتن تحریم‌ها  موفق نشویم ودر رابطه با اقتصاد کشور، مراودات جهانی برقرار نشود، قطعا تبعات خطرناکی برای اقتصاد از جمله تورم پیش خواهد آمد.

 

  • مردم به‌واسطه مشکلاتی که در بخش‌های دیگر مانند بورس وجود دارد، نقدینگی خود را به بانک‌ها سپرده‌اند و سود می‌گیرند، این بانک‌ها در حالی‌که هیچ‌گونه فعالیت اقتصادی و سرمایه‌گذاری تولیدی ندارند، چگونه سود سپرده می‌پردازند؟

بله متاسفانه  در مورداین انباشت نقدینگی و سود دادن بانک‌ها به مردم  نقدهای بسیار جدی وارد است. اغلب این بانک‌ها، به‌ویژه بانک‌های خصوصی وارد فعالیت‌های سوداگری شده‌اند، وارد بورس، خرید وفروش ازر و طلا و یا به‌خصوص در مقاطعی که بحران مسکن و زمین شدید شد، بانک‌ها  وارد خرید وفروش زمین و مسکن شدند و در دوره رکود مسکن، مسکن و زمین خریدند و از قبل این نوع فعالیت‌های غیر مولد، سود نقدینگی انباشته شده در بانک را پرداخت می‌کنند. همین مسئله موجب تشدید بحران‌های مختلف اقتصادی شده است.

 

  • نقدینگی در کشورما بدون پشتوانه است؛ یعنی خلق پول، بدون ارزش اقتصادی به‌عنوان پشتوانه، صورت می‌گیرد، چنین اتفاقی چه ضرری به اقتصاد کشور می‌زند؟

ببینید اصل قضیه این است که ما آنقدر گردش تولید را برای سرمایه‌گذاران، چنان پردردسر و زحمت و حتی فرسوده کننده، کرده‌ایم که متاسفانه نقدینگی کششی در بخش تولید و مولد ندارد. این مشکل دلایل متعددی دارد، مانند انبوهی از مشکلات که سد راه تولیدکننده قرار داده‌اند، در مقابل بخش‌های غیر مولد و دلالی، هم بسیار پرسود هستند و هم زود بازده، که طبیعتا جاذبه بیشتری برای صاحبان سرمایه دارد. نتیجه چنین روندی این شده که هرچه نقدینگی بیشتری وارد جامعه می‌شود، تورم بیشتر افزایش می‌یابد و افزایش تورم، بستر افزایش نقدینگی را فراهم می‌کند و این سیکل معیوب هم‌چنان ادامه دارد؛ حاصل این سیکل معیوب، 60 میلیون فقیر مطلق است و بی‌ثباتی‌های دیگری که در متغیرهای اقتصادی وجود دارد.

 

  • شما به‌عنوان یک اقتصاددان، موافق پذیرس FATF و سوئیفت هستید؟

من نه تنها موافق هستم که اساسا ما ناچار از این پذیرش هستیم؛ اقتصاد کشور به هر دلیل، اقتصاد کشور ما وابسته به مراودات اقتصادی با خارج است و در سه دهه بعد از جنگ، با بی‌تدبیری و بی‌کفایتی، نتوانستیم وابستگی اقتصاد را   کم کنیم، حتی اگر وابستگی هم نداشتیم، هیچ اقتصادی بدون مراودات جهانی نمی‌تواند موجب افزایش رفاه مردمش شود. بنابراین اگر مشکل تحریم‌ها و FATF حل نشوند، گریزی از اینکه متغیرهای اقتصادی وخیم‌تر از وضع فعلی شوند، نخواهیم داشت.   

 

خبرنگار : آذر فخری

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار