|
کد مطلب: 52322

اشکهایی که در تلویزیون دیده نشد

گاهی وقتها چنین به نظر می رسد که برای رنجهای آدمی هیچ پایانی مقدرنشده است و انسانهای بی پناه برای رهایی از درد و رنج در آخرین سالها، ماهها و شاید روزهای زندگی به جز خدا به بغض متورم شده در گلو نیز پناه می برند. داستان رنج پیرزنی روایت می شود که با لطف همسایگان دلسوز زندگی خود و نوه یتیمش را اداره می‌کند و برای نجات جان تنها فرزندش که ۸ سال پیش پایش به پرونده یک نزاع ۳ نفره باز و در پایان محکوم به قصاص شد، تلاش می‌کند.

  آرزوهای مادران ایرانی آرزوهایی است مملو از یک دنیا احساسات ناب مادرانه. همین چند ماه پیش بود که مادر یک زندانی خوزستانی محکوم به قصاص درخواست نجات فرزندش از چوبه دار را کرد و هموطنان نیکوکار به یاریش آمدند و گره‌های طناب دار فرزندش را باز کردند تا اینکه فرزندش به زندگی بازگشت. این مادر پس از نجات فرزندش به فعالین صلح و سازش گفته بود که دیگر آرزویی ندارم. چند ماه گذشت تا اینکه خبر رسید که آن مادر خوزستانی بر اثر بیماری قلبی دار فانی را وداع گفت در حالیکه تنها آرزویش برآورده شده بود. اینک مادری دیگر از دیار اصفهان برای نجات تنها فرزندش از قصاص به هموطنان نیکوکار و گروه‌های خیٌریه به خصوص گروه «صلح یاران» مستقر در دادسرای جنایی تهران پناه اورده است.                                                                                                                                          

 

به گزارش فراز، نزاع بین ۳ نفر بخاطر مبلغ کرایه تاکسی منجر به فوت راننده تاکسی و صدور حکم قصاص  ۲ نفر دیگر شد.                                                                                                                             

«علی» پسراین زن سالمند و از کار افتاده مرداد ماه سال 1394 هنگامیکه 20 ساله بود به اتهام قتل محاکمه و راهی زندان شد. پس از آن با وساطت فعالان عرصه صلح و سازش ، اولیای دم مقتول با بزرگ منشی پذیرفتند در صورت پرداخت مبلغ دیه تعیین شدهُ به قاتل رضایت دهند. در این میان مادر مقتول چند ماه قبل از مرگ با بزرگ منشی و روح والای انسانی خود به قاتل فرزندش رضایت داد، اما سایر اولیای دم رضایت خود را به پس ازدریافت دیه درخواستی موکول کردند. مادرسالمند متهم به قتل در حالی بار سنگین نجات فرزندش از زندان را به دوش می کشد که مدتی قبل یک فرزند دیگرش براثرعارضه قلبی دارفانی را وداع گفت وسرپرستی تنها فرزند پسرفوت فوت شده اش نیزبه عهده او افتاد. اوضاع قتصادی این مادرناتوان وپیرچنان بحرانی است که اگر کمک کمیته امداد امام خمینی (ره) وهمسایه های دلسوزنبود،هرگز به تنهایی قادر به اداره امور زندگی خود و نوه فرزند فوت شده اش تا این لحظه نبود. با این اوصاف این مادرسالمند یکبار در شبکه تلویزیونی «نسیم» طی یک مصاحبه کوتاه از هموطنان نیکوکار درخواست کمک کرد. اما متاسفانه این مصاحبه کوتاه توسط هموطنان نیکوکار دیده نشد.

مطابق با دادنامه و اظهارات مادراین جوان متهم به قتل، سوم مردادماه سال 1394 مرکز فوریتهای پلیس «زرین شهر» اصفهان در جریان قتل یک راننده تاکسی قرار گرفت. پس از دریافت گزارش گروهی از ماموران پلیس آگاهی زرین شهربه محل کشف جسد اعزام و تحقیقات مقدماتی خود را در این زمینه آغاز کردند و دو نفربه نامهای علی و قربان درارتباط با قتل جسد کشف شده دستگیر و مورد بازجویی قرار دادند.این دو نفردر جریان بازجویی و محاکمه بارها ارتکاب قتل را به دیگری نسبت داده و نهایتا هر دو نفر آنها به اتهام مشارکت در قتل محکوم به قصاص شدند. مادر سالخورده علی، که یک نفر از متهمین به قتل راننده تاکسی است در این خصوص و در مصاحبه کوتاه با شبکه نسیم گفت:« پسرم به خاطر مبلغ 30 هزار تومان کرایه با راننده تاکسی درگیری لفظی پیدا کرد که این درگیری تا این لحظه ۸ سال از زندگی او را تباه کرده است.» این پیر زن در گفتگو با خبرنگار فراز گفت: « دو فرزند پسرم را پس از مرگ همسرم با تحمل سختیها و مشقتهای بسیار بزرگ کردم. پسر بزرگم که متاهل و دارای فرزند بود بر اثر سکته قلبی فوت شد و زنش بچه مشترکشان را به من سپرد و زندگی جدیدی تشکیل داد. الان من و این کودک یتیم در این دنیا کسی را نداریم و تنها امید زندگی ما لطف خدا و کمک هموطنان نیکوکار است. شما را به ااین عید غدیر به من کمک کنید پسرم را آزاد کنم.» پیر زن پس از مدتی مکث و پاک کردن اشکهایش در ادامه گفت:«من می دانم که آفتاب لب بام هستم و هر لحظه ممکن است مرگ از راه برسد، پس از آن نمی دانم تکلیف این کودک خردسال و پسرم که از۲۰سالگی زندانی شده چیست؟ کاش قبل از این اتفاقات می مردم و این لحظه ها را به چشمم نمی دیدم.»   

                                           

با تلاش‌های«امین دهقانی مفردپور» مشاور حقوقی و نیکوکار اصفهانی که در خانه پیر زن و کنار او نشسته است و درخواست کمک او را بیان می‌کند تا کنون مبلغ یکصد میلیون تومان برای آزادی این زندانی محکوم به قصاص فراهم شده است. این زندانی تا کنون 8 سال از زندگیش را به اتهام قتل سپری کرده است.  هموطنان نیکوکاری که قصد دارند به آزادی این زندانی کمک کنند می ‌توانند کمکهای خود را به شماره کارت 6280231354724220 به نام شاهد حلاج نیشابوری که از فعالین عرصه صلح و سازش قتل در گروه ی«یاران نجات» و گروه «صلح یاران» دادسرای جنایی تهران است واریز کنند.

 

حجم ویدیو: 6.04M | مدت زمان ویدیو: 00:01:29 دانلود ویدیو

دیدگاه تان را بنویسید