کد مطلب: 49530

به کسی که مثل هیچ کس نبود...

فروغ فرخزاد؛ جانِ آشفته شعر...!

اولین شعر فروغ، بزرگترین حس ندامت او در دوران نویسندگیست؛ شعر گناه که توسط فریدون مشیری در مجله‌ «روشنفکر» چاپ شد. شعری که گفته شده اعتراف فروغ به گناه بود. گناهی که در جریان سفرهای فروغ از اهواز به تهران با فردی به نام ناصر خدایار، سردبیر نشریه روشن فکر و کمی قبل از طلاق فروغ و شاپور شکل گرفت‌.

ماه دی در تاریخ معاصر ایران با نام زنی عجین شده هست که در فضای مردسالار ادبیات دهه چهل شمسی ، ساده و رها شعر می سرود و  خلاف جهت قواعد پدرسالاران شعر و ادب حرکت می کرد. زنی تنها که سی و چند سال در آستانه فصلی سرد زیست. زیستنی که در سروده هایش بازتاب پیدا کرد و از او زنی ساخت که حتی نیم قرن پس از مرگش نیز هنوز جنجال از کالبد نامش پر نکشیده است؛ دی ماهِ طلوعِ فروغ فرخزاد است. اولین شعر فروغ، بزرگترین حس ندامت او در دوران نویسندگیست؛ شعر گناه که توسط فریدون مشیری در مجله‌ «روشنفکر» چاپ شد. شعری که گفته شده  اعتراف فروغ به گناه بود. گناهی که در جریان سفرهای فروغ از اهواز به تهران با فردی به نام ناصر خدایار، سردبیر نشریه روشن فکر و کمی قبل از طلاق فروغ  و شاپور شکل گرفت‌.  شعری که  فروغ را نقل محافل ادبی کرد و او را به مرز خودکشی رساند‌... 

حجم ویدیو: 37.66M | مدت زمان ویدیو: 00:05:39 دانلود ویدیو
خبرنگار : بیتا محسنی
  • ناشناس ارسالی در

    خوب بود و اطلاعاتش درباره فروغ خیلی تکراری نبود اما کاش از شعرهای فروغ بیشتر استفاده میشد و کمتر به حواشی پیرامون فروغ که سالهاست نقل هرمجلسیه ، میپرداختید و به قدرتش در شعر و ساختار شکنی در ادبیات زمان خودش می پرداختید چون دیگه خیلی وقته به قول رولان بارت، مولف رو باید مرده در نظر گرفت و باید به اثر پرداخت. بهرحال ممنون از اینکه به این موضوعات با ضرافت می پردازید. راستی آخرین صفحه نوشته این فایل، خط اول نشانشان از لحاظ ویراستاری جمله رو دچار مشکل کرده.
    با سپاس

دیدگاه تان را بنویسید