کد مطلب: 36030

هندی‌ها به خاطر پوشیدن چادر ما را مسخره می‌کردند/ اگر همسرم مخالفت می‌کرد من کار خودم را می‌کردم

گفت‌وگوی تصویری فراز با پروانه سلحشوری پیش از این منتشر شده است. این گفت‌وگو از سیر زندگی شخصی این نماینده سابق مجلس آغاز می‌شود و به فعالیت‌های سیاسی او در مجلس دهم و اکنون می‌رسد.

گفت‌وگوی تصویری فراز با پروانه سلحشوری پیش از این منتشر شده است. این گفت‌وگو از سیر زندگی شخصی این نماینده سابق مجلس آغاز می‌شود و به فعالیت‌های سیاسی او در مجلس دهم و اکنون می‌رسد. سلحشوری در این گفت‌وگو داستان زندگی شخصی‌اش از تولد در اهواز تا دوران دانشجویی در هند را مرور می‌کند، به دستاورهای دوران نمایندگی در حوزه زنان اشاره می‌کند و می‌گوید از اینکه به حسن روحانی رای داده و مردم را ترغیب به رای دادن کرده است، شرمنده است. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

خانم سلحشوری شما متولد چه سالی هستید؟

من متولد آبان 1343 هستم.

پس در زمان انقلاب شما یک نوجوان بودید.

بله.

دوره ی راهپیمایی های انقلاب را به یاد می آورید؟

بله ولی ما در اهواز بودیم و در اهواز مثل شهر تهران راهپیمایی چندان زیاد نبود . من هم اولین فرزند خانواده بودم و خیلی در شور و شوق انقلابی بودم. اما خیلی در راهپیمایی ها خضور نداشتم زیرا مادر من نسبت به دخترها حساسیت زیادی داشت و اجازه حضور در راهپیمایی را نداشتم . اما فعالیت های دیگری داشتیم مثل حضور در «الله‌اکبرهای» شبانه و پخش روزنامه و اعلامیه.

در راهپیمایی هایی که خانم ها شرکت می کردند بیشتر از چه طیف ها و اقشاری بودند؟

در راهپیمایی ها همه اقشار شرکت می کردند و شما اگر به عکس های زمان نقلاب توجه کنید متوجه می‌شوید که خانم‌های چادری، با روسری، بدون روسری و از هرگونه طیفی شرکت می‌کردند. افراد غیر سیاسی و افراد سیاسی چه چپ وچه راست حضور داشتند می‌توان گفت: انقلاب ما، انقلابی بود که با حضور همه معنا پیدا کرد.

شما خودتان در آن دوره حجاب داشتید؟

من از کودکی به حجاب علاقه داشتم و در دوران انقلاب نیز با حجاب بودم.

آیا حجاب را خودتان انتخاب کرده بودید؟

بله کاملا حتی پدر بنده علاقه‌ای به چادر نداشت و از چادر خوشش نمی آمد اما من خودم علاقه‌مند بودم و ابتدا مادرم یک مقنعه بلند برای من دوخته بود و یک پیراهن بلند نیز می پوشیدم. در آن دوران حجاب اجباری نبود ولی ازدوران دبیرستان به طور کامل چادر به سر داشتم.

شما چه سالی به دانشگاه رفتید؟

بنده در سال 1363 ازدواج کردم و چون در آن زمان در هند بودیم یک سال بعد به دانشگاه رفتم.

به چه دلیلی در هند زندگی می کردید؟

همسر بنده در کشور هند دانشجو بود.

شما چگونه با همسر خود آشنا شدید؟

ایشان از اقوام دور ما بودند و ما هر دو از طوایف بختیاری هستیم ولی فامیل نزدیک نبودیم.

سال 1361 و 1362 انقلاب فرهنگی بود و دانشگاه ها تعطیل بودند؟

بله انقلاب فرهنگی بود و بنده بلافاصله بعد از اتمام دبیرستان ازدواج کردم و همراه همسرم به هند رفتیم.

آیا دانشگاه رفتن در هند را به خاطر دارید ؟ چگونه بود؟

بله. بعد از رفتن به هند بنده نیز مانند همسرم مشغول به تحصیل شدم و بچه‌دار هم شدیم و ادامه تحصیل دادم. در آنجا من هم چادر داشتم و هم مقنعه چانه‌دار استفاده می‌کردم و درتمام ده سالی که در هند بودیم بنده همیشه چادر به سر داشتم. ولی الان یک عده تازه به دوران رسیده در توییتر از من می‌پرسند گردن شما چطور است و خوب شد یا نه. می‌گویند حجاب حضرت زهرا را زمین بگذارید شما که معتقد نیستید. نمی‌دانم این افراد حجاب حضرت زهرا را کجا دیده‌اند. من بخاطر کسی حجاب نداشتم و حتی در هند کسی من را نمی شناخت و آن ها در منطقه‌ای که به شدت هوا گرم بود رطوبت هوای بسیار بالا من به دانشگاه می‌رفتم و در دانشگاه هندی‌ها من زا به خاطر حجاب مسخره می‌کردند و این تقدیر بنده بود که آن دوره هندی‌ها الان یک مشتی از راه رسیده من را به خاطر حجاب مسخره می‌کنند. ولی این را بگویم که من آن زمان در هند دانشکاه می‌رفتم فرزند اولم بدنیا آمد و وقتی از هند برگشتیم سه فرزند داشتم که همه در هند بدنیا آمده بودند. من در آنجا نان می پختم ماست و کره درست می‌کردم و یک کوکب خانم کامل در آنجا بودم. الان جوان ها خیلی زندگی را سخت می‌گیرند. ما در هند در خوابگاه زندگی می‌کردیم و با اینکه سه فرزند داشتیم کل مساحت زندگی ما هجده متر بود و مهمان هم زیاد داشتیم و هر کس از ایران می‌آمد اول به خانه ما می‌آمد. تلاش و صمیمیت آن موقع بیشتر بود و امیدوارم جوان‌های ما با تلاش این راه را ادامه بدهند و بتوانیم این مسیر سختی که شروع شده را تمام کنیم.

زمانی که شما ازدواج کردید با شروط ضمن عقد آشنا بودید؟

خیر. اصلا آن زمان شروط ضمن عقد هنوز تصویب نشده بود.

یعنی در آن زمان شرایطی برای خانم ها مثل شرایط امروزی در دفترچه عقد وجود نداشت؟

نه فکر نمی‌کنم اگر هم وجود داشت نه خودم می‌دانستم و نه خانواده‌ام.

یعنی همسر شما می توانست شما را ممنوع‌الخروج کند؟

بله. اگر می خواست می‌توانست و الان هم می‌تواند. امروز اگر اختلافی به وجود بیاید آقایان می‌توانند چنین کاری بکنند. در طول این چهل سال شرایط تغییر نکرده است و هر گاه همسر بنده اراده بکند تمام قوانین ضد زن همراه ایشان است. ولی اتفاقا درباره قانون گذرنامه و خارج شدن خانم‌ها یک پرانتز باید باز کنیم. چون این اتفاق وقتی معنا پیدا می‌کند که اختلاف خانوادگی به وجود بیاید و معمولا به عنوان یک اهرم استفاده می‌شود و من فکر می‌کنم در شرایط سخت باید خروج برای هر دو طرف ممنوع باشد چون ممکن است بر اثر یک اختلافی زن یا مرد بخواهد دارایی یا فرزندان را با خوذ ببرد و اگر قانون حمایت نکند ممکن است در حق فردی اجحاف شود. بخاطر همین قانون موجود نیازمند اصلاح بهتری است.

پس شما موافق هستید که این حق برای دو نفر هم باشد؟

بله. اولا باید آزاد باشند ولی اگر اختلافی بوجود آمد هر دو طرف بتوانند از طریق قانونی پیگیری کنند و دیگری نتواند به راحتی کشور را ترک کند.

شما برای شروط ضمن عقد دختر و پسر خود شرایطی را در نظر گرفته‌اید؟

اگر بخواهند ازدواج کنند من معتقدم باید شروط ضمن وجود داشته باشد.

چه چیزی باعث شد شما وارد سیاست شدید؟

ما که نسل انقلاب بودیم شاید ناخواسته در این وادی افتادیم اما در دوران نوجوانی ما که دوران انقلاب بود ما اهل مطالعه بودیم وخیلی کتاب می‌خواندیم. از طرفی همسر بنده یک فرد سیاسی بود و عضو انجمن اسلامی بودیم. از هند هم که برگشیم عضو مجمع دانش آموختگان ایران اسلامی بودیم اما اینکه حضور پر رنگی داشته باشم خیر و فقط عضو حزب بودیم.

همسرشما وقتی در هند تحصیل می کردند بورسیه ارگانی بودند یا خودشان به هند رفته بودند؟

برای دوره لیسیانس خودشان رفته بودند ولی برای فوق لیسانس و دکتری بورسیه شدند.

چه چیزی باعث شد که برای نمایندگی مجلس کاندید شوید؟

ماجرای خاصی داشت و شاید دست تقدیر بود. شاید در جریان باشید که همسر بنده در اهواز برای نمایندگی مجلس شش ماه فعالیت داشتند و در رفت و آمد بودند و من هم چند باری رفتم. آن موقع پسرم اصرار کردند که من هم برای نمایندگی ثبت نام کنم. آن زمان پدر و مادر بنده با من زندگی می‌کردند و بیمار بودند و شرایط سختی داشتم و هم تدریس و کار می کردم و فشار زندگی خیلی زیاد بود اما پسرم اسرار داشت و من مخالف بودم. اما موافقت کردم و ثبت نام کردم ولی هدفم نمایندگی و فعالیت نبود. خانم‌های اصلاح‌طلب هم بیانیه‌ای داده بودند که خانم‌ها ثبت نام کنند و مشارکت را بالا ببرند و می‌خواستم به این فراخوان پاسخ بدهم.

آیا پسر شما هم فعالیت سیاسی انجام می دادند؟

ایشان همیشه با پدرشان و بنده هستند. مخصوصا در چهار سالی که من نماینده بودم پسرم در کنار من بود و بسیار به من نزدیک هستند.

همسر شما با کاندید شدن شدن شما موافق بودند و مشکلی نداشتند؟

چطور می‌توانست مخالفت کند وقتی خودش در همین زمینه در حال فعالیت بود.

به عنوان یک خانم و فعالیت‌های خارج از خانه چطور؟

اصلا مخالفتی نداشتند و اگر مخالفت هم می‌کردند من کار خودم را می کردم.

چطور شد که در لیست اصلاح‌طلبان قرار گرفتید؟

انقدر دایره را برای ثبت نام تنگ کرده بودند و به گونه‌ای بود که گزینه ای نداشتند و اصلاح طلبان فراخوان دادند افرادی که سابقه اصلاح طلبی دارند بیایند و مصاحبه بشوند. در آن مصاحبه انتخاب می کردند و من هم انتخاب شدم.

چند خانم بودید؟

دقیقا یادم نیست اما بعدها همین خانم‌هایی که همکار شدیم را بارها دیده بودم.

آیا در رای آوردن شما جمله تکرار می کنم آقای خاتمی تاثیر داشت؟

تمام رای ما بخاطر آقای خاتمی و بیانیه ایشان بود و غیر از این ممکن نبود و کسی سلحشوری را نمی شناخت. ما را کسی نمی‌شناخت فکر نمی‌کنم بیشتر از پنج نفر ما شناخته شده بودند. غیر از پنج نفر باقی افراد ناشناخته بودند و ما مدیون آقای خاتمی هستیم.

چه کار مفیدی را در مجلس و در حوزه فعالیت خودتان انجام دادید؟

بستگی دارد که شما چه کاری را مفید تعریف کنید. بنده عضو کمیسیون فرهنگی مجلس بودم و در کمیسیون فرهنگی مقوله های زیادی در زیرمجموعه ما قرار می‌گرفت. حوزه زنان، جوانان، گردشگری، رسانه‌ها صدا و سیما، ارشاد و مقوله‌های دینی و… زیرمجموعه ما بود. شاید یکی از کارهای خوبی که انجام شد و نقش تاثیر گذاری داشت و متاسفانه یک سری افراد عامدانه یا نا آگاهانه دامن می‌زنند به کارهایی که واقعا انجام شده بود بالفرض در مورد بیمه زنان خانه دار ما در برنامه توسعه ششم این را مصوب کردیم . من شخصا عضو کمیسیون تلفیق و برنامه بودم و تمام مسایلی که در حوضه زنان مطرح شده بود را خودم طرح کرده بودم و رای شان را خودم گرفته بودم بارها بعنوان خاطره تعریف کردم برای اینکه توانند سازی زنان سرپرست خانوار را در اولویت های کلان فرابخشی کشور قرار دهیم چون این اولویت های کلان فرابخشی به ده عدد نمی رسید و خیلی کم بود شاید من پنجاه بار دور میز کمسیون تلفیق که 44 عضو داشت چرخیدم و تک تک با نماینده ها صحبت کردم که بتوانم برای آن رای بگیرم خیلی کار سختی است در کمیسیون تلفیق و بودجه بخصوص تلفیق طرح را برای آن ماده یا بندی که میخواهید مطرح کنید . طرح کنید . چون برای مطرح کردن تعداد کمی آیتم در اختیار دارید . ما بیمه زنان خانه دار را تصویب کردیم بحث توانمندسازی زنان سرپرست خانه وار را تصویب کردیم کمک هزینه برای نازایی را تصویب کردیم و نقطه عطف اینها بحث عدالت جنسیتی بود که در قانون صد ویک برنامه توسعه ششم آمده که در حکم پنج ساله که ما گرفتیم برای ارتقا و رسد و پایش جایگاه زنان یکی از کارهای بسیار مهمی بود که انجام شد . یکی از مهمترین کارهایی که خوم را ملزم میدانستم که بخواهم انجام دهم بحث وزارت خانه شدن سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود . من نماینده ناظرمجلس در شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری بودم ودر این دوره چهار ساله به جد در حوضه میراث فرهنگی با کمک نهادای مردمی و دولتی آشنایی و ارتباط داشتم و قکر میکردم که وزارت خانه شدن این سازمان را یک گام بسیار مهم میدانستیم دکتر ملاصالحی بسیار کمک کردند نهادهای مدنی همراهی جدی داشتند و من هم مجلس بدنبال این موضوع بودم و بعد از بیست سال که در مجلس های مختلف و حتی مجلس خود ما هم رای نیاورد و شورای نگهبان آن را رد کرده بود بالاخره با اسرار همکاران توانستیم انجام دهیم . در مرد اعطای تابعیت به فرزندان زنانی که با اتباع خارجی ازدواج کرده بودند این هم از مسایلی بود که سالها نماینگان درگیر آن بودند . اگر چه آیین نامه های جدید خیلی سخت کرده شناسنامه دار شدن این فرزندان را ولی در مجلس دهم به نتیجه رسید و ثمره تلاش هم مجلس بود و هم دولت و دولت بسیار پیگیری کرد و مجلی با تلاش زیاد به نتیجه رساند و شورای نگهبان آن را تصویب کرد. الان شما میدانید در کشورهای دیگر ما ایرانیانی را داریم که نماینگان مجلس و افراد تاثیر گذار هستند و این موضوع در روابط بین الملل حل شده است و رفتار ما با پناهندگان غیر عادی است و باید در قانون گنجانده میشد نمانگان استان خراسان به جد دنبال این قانون بودند چون با این مشکل بیشتر درگیر بودند ولی تمام نمایندگان اصولگرا و اصلاح طلب بدنبال تصویب این قانون بودند.

شما نسبت به موضوع کودک همسری هم خیلی انتقاد داشتید در این مرد شما توانستید فعالیت های مفیدی انجام بدهید؟

ما فعالیتی که منجر به نتیجه نهایی بشود نتوانستیم انجام بدهیم این را مردم می دانند اما بعنوان یک مطالبه جدی و در حوزه فرهنگی موفق بودیم و تلاشهای زیادی انحام شد و اطلاع رسانی زیادی صورت گرفت و تاثیر گذار بود و در این رابطه دو نکته بسیار اهمیت دارد یکی اینکه کار فرهنگی صورت بگیرد

ولی ما میبینیم که مجلس جدید با دادن وام و غیره افراد را تشویق به کودک همسری میکند؟

هیچ کاری نمیشد کرد و این کارها در حهت افزایش ازدواج و فرزندآوری صورت میگیرد و میدانید که رشد جمعیت به کمترین میزان خود در تاریخ ایران رسیده است و این کارها نتیجه معکوس میدهد زیرا سیاست گذاری برای افزایش جمعیت یک سیاست گذاری کارشناسی نیست و نتیجه ای جز دیده نشدن حرف این افراد ندارد البته ما هم اعلام کردیم با افزایش جمعیت موافق هستیم البته این موضوع پیرشدن جمعیت و جایگزینی جمعیت جوان آنچنان حاد نیست اما چون این موضوع درست بیان نشده و حتی می خواهند تا اتاق خواب مردم نفوذ کنند حداقل قشر متوسط و تحصیل کرده این مطلب را قبول نکرده و نتجه عکس داده است و حتی در کل کشور هم در نظر بگیریم باز هم این سیاست نتیجه معکوس داده است و این نشان میدهد سیاست های جمعیتی جواب نداده است.

آیا خانم‌های اصلاح‌طلب قصد دارند در انتخابات ریاست‌جمهوری ثبت نام کنند؟

تا آنجایی که بنده در جریان هستم خانم فائزه هاشمی گفته بودند که ثبت نام خواهند کرد ولی بعدا شرکت نمی‌کنم( نقل به مضمون ). دوستانی دارم که می‌خواهند ادامه‌دهنده راه خانم طالقانی باشند و فکر می‌کنم که ضرورت هم دارد که راه ایشان ادام پیدا کند. اهتمام به ثبت نام دارند اما چه کسانی هستند اکنون مطلع نیستم.

خود شما قصد ندارید ثبت نام کنید؟

به هیچ وجه.

می‌توانم دلیلش را بدانم؟

بله. من ساختار را قبول ندارم. درساختاری که رئیس‌جمهور آخرش نمی‌تواند کاره‌ای باشد چه فرقی می‌کند رئیس جمهور زن باشد یا مرد . اینجا بحث جنسیت مطرح نیست. بحث این است که انتخاب مردم تاثیرش کمتر از چیزی است که ما فکر می‌کردیم کمتر از آن است که حدس می‌زنیم. نظارت استصوابی اجازه نمی‌دهد هر شخصی با هر طرز فکری در انتخابات شرکت کند. بعد از آقای خاتمی ما رییس جمهوری نداشتیم که با سربلندی از او یاد کنیم. ولی حتی در دوره آقای خاتمی که بهترین اتفاقات اجتماعی، سیاسی رخ داد هم شما بستن فله‌ای مطبوعات را می‌بینید. یا در مورد لوایحی که ایشان به مجلس می‌فرستادند و تصویب نمی‌شد و در آن مورد هم موفق عمل نکردند. در رشد جامعه مدنی آقای خاتمی کارنامه قابل قبولی دارند. دوره اقتصادی خوب را نیز ما در دوران آقای میرحسین موسوی و آقای خاتمی تجربه کردیم. ما در دوران آقای هاشمی تورم شدیدی داشتیم ولی آقای خاتمی در زمینه ثبات اقتصادی و گسترش مسایل فرهنگی بسیار موفق عمل کردند.

خانم سلحشوری نمی‌دانم به خاطر می‌آورید یا نه. من سال 96 در ورزشگاه شیرودی نزد شما آمدم و از شما سوال کردم که مطمئن هستید آقای روحانی وزیر زن می آورند یا نه؟ شما گفتید بله. حالا نظرتان دراین‌باره چیست؟

من خیلی زود بعد از انتخابات از مردمی که من باعث شدم به آقای روحانی رای بدهند، عذرخواهی کردم. لاجرم زمانه ما بود. چهار سال اول، آقای روحانی عملکرد خوبی داشتند و دراین دوره اول خانم مولاوردی در سمت معاونت حقوق بانوان خیلی خوب عمل کردند. در معاون محیط زیست نیز خانم ابتکار بودند. مطالبه وزیر زن را ما در ورزشگاه شیرودی طلب کردیم که گفتیم وزیر زن می خواهیم. در ورزشگاه شیرودی شوروشوقی در جوانان دیدم و بسیار لذت بردم که اکنون به یاس و ناامیدی حاضر تبدیل شده است. خیلی برای من آزاردهنده است. اگر آن زمان متوجه می‌شدم از ایشان حمایت نمی‌کردم و آقای روحانی به کسانی که به او رای دادند وفادار نماند. من خودم رای مدیون مردم می‌دانم و امیدوار هستم مردم من را ببخشند و حلال کند. ولی میدانم آقای روحانی هم مشکلات زیادی داشتند و در آن زمان گزینه‌‌ای جز ایشان نبود. به این موضوع فکر می‌کنم که اگر آقای رییسی رییس‌جمهور می‌شد چه فرقی با آقای روحانی داشت. الان خوشحال هستیم که فضا باز است و ما در خدمت شما هستیم. بعد از انتخابات مشخص نیست چه اتفاقی قرار است رخ دهد.

به نظر شما آقای روحانی نمی‌دانست در دور دوم چه قدرتی دارد تا به مردم وعده و وعید ندهد؟

البته که می‌دانست چقدر توان و قدرت در تصمیم‌گیری دارد.

پس چرا وعده دروع داد؟

در زمان آقای احمدی نژاد این تابو شکسته شد و ما وزیر زن داشتیم. خانم دستجردی وزیر بهداشت شدند. پس اگر اصرار داشتند می‌توانستند وزیر زن داشته باشند. ولی ایشان مانند بقیه مطالباتی که هیچ زمانی صورت نگرفت وزیر زن را هم فراموش کردند. شاید سودایی در سر داشتند و احتمال دارد منافع شخصی خودشان بود که از وزیر زن داشتن عقب‌نشینی کردند. ولی هر آنچه اتفاق افتاد مانند شرایط اقتصادی امروز در حق مردم نبود. دولت روحانی تمام تخم‌مرغ‌های خود را در دو حوزه ریخت؛ یکی برجام و دیگری بحث بیمه سلامت. در نهایت هر دو حوزه نتوانستند ادامه پیدا کنند و شرایط ما سخت‌تر شد. طبقه متوسط جامعه بیشترین آسیب را ازدولت آقای روحانی خورده است و جوانان ما این دوران تلخ زندگی‌شان است و طبقه ضعیف ما به شدت ضعیف شدند.

برجام شده یک دست آویز برای چه اعتدلگرایان که روی کار هستند. اصولگرایانی که رویای ریاست‌جمهوری بعدی دارند همه می‌خواهند این را به نتیجه برسانند. با مردم بازی کردند. تا خودشان به مشکل خورده‌اند یادشان آمد باید برجام به تصویب برسد و اساسا برایشان مهم نبود مردم دارند با مشکلات زندگی می‌کنند در حال حاضر یک گشایشی پیش بیاد. حالا بعدها هر بلایی سر مردم آمد، آمد. چیزی که من را همیشه آزار می‌دهد این است که حاکمانی که حکم‌رانی می‌کنند مانند پدرانی هستند که مسئول اعضا آن خانواده هستند. چه از نظر شرعی و دینی در نظر بگیریم چه از نظر حقوقی و سیاسی. متاسفانه به نظر می‌آید نه دین مانده نه امرسیاسی درست. مردم قربانی سیاست‌های غلط هستند.

فایل صوتی این مصاحبه را در ادامه بشنوید.

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار