کد مطلب: 50854

چرا روسیه رفیق راهبردی ما نیست؟

بازی آخر روسیه با کارت ایران در ماجرای اوکراین و اثرگذاریش به عنوان یکی از عوامل توقف مذاکرات وین دیگر شکی باقی نگذاشت که روسیه شریک یا متحد استراتژیک ایران نیست. اگرچه اصولگرایان همچنان اصرار دارند بگویند عامل توقف، شکاف‌ها و مسائل اختلافی بنیادین حل نشده فی بین ما و طرف های اروپایی و آمریکا بوده است و ربطی به روسیه ندارد. اینکه جریانی در سیاست ایران همچنان اصرار به حفظ نگاه خود دارد تغییری در اصل ماجرا ایجاد نمی کند. اما برای روشن تر شدن موضوع خوب است شرایط یک شراکت استراتژیک را در عرصه بازی بین الملل بین دو کشور بررسی کنیم. چه شاخصه هایی در رابطه دو کشور باید نقش آفرینی کند تا بتوان آن دو را رفیق یا شریکت استراتژیک خواند.

اذعان طرفین

 

یکی از نشانه های وجود رابطه راهبردی بین دو کشور این است که طرفین به وجود چنین شراکتی اذعان داشته باشند و در گفتارهای رسمی و دیپلماتیک به آن اشاره کنند. حتی کافی نیست که یکی از دو کشور، مدعی چنین باوری باشند بلکه هردو باید مشترکا به چنین درکی رسیده باشند. پیشینه نشان می دهد که حتی در گفتار هم وحدت رویه ای وجود ندارد. پنجم بهمن ماه سال ۹۷ سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه، در مصاحبه با سی‌ان‌ان گفته بود که «روسیه و ایران متحد نیستند؛ فقط با هم در سوریه همکاری دارند». معاون وزیر خارجه روسیه ضمن اشاره به اینکه کشورش را نمی‌توان متحد ایران در سوریه نامید، بر تعهد کامل روسیه به امنیت اسرائیل تأکید و اضافه کرده بود که تهران نیز خود به خوبی از این امر آگاه است! اما بهرام قاسمی، سخنگوی وقت وزارت خارجه در واکنش، برداشت ها از گفته های ریابکوف را در حد بی سلیقگی در ترجمه تعبیر کرد و گفت:«من تصور دارم که نباید خیلی با واژگان سیاسی کلنجار رفت. واژگان سیاسی، از جمله این لغات معانی خاص خود را در کاربردهای مشخصی دارند. اگر به واژه متحد از نگاه حقوقی توجه کنیم از این واژه یک برداشت می‌شود و اگر به صورت عرفی نگاه کنیم یک برداشت دیگر و شاید منظور طرف روسی از واژه متحد در این مصاحبه برداشت حقوقی بوده است..» سفیر روسیه در ایران هم به شکلی دیگر با کلمات بازی کرده بود. او اولا تاکید کرده بود که ما و ایران  متحد نیستیم. اما اعتراف کرده بود که :«درعین‌حال ما شریک استراتژیک هستیم؛ ازجمله درخصوص مبارزه با دشمن مشترکمان که تروریسم، داعش، جبهه‌‌النصره که الان تغییر نام داده است به هیئت تحریرالشام. ما از این نوع همکاری با جمهوری اسلامی ایران در سوریه، البته نه‌فقط در سوریه، بی‌نهایت راضی هستیم و این نوع همکاری را هم در چارچوب همکاری‌های دوجانبه و هم به‌صورت سه‌جانبه در فرمت روند آستانه و در همکاری با دوستان ترکمان، ادامه خواهیم داد.» این درحالی است که شراکت راهبردی یا استراتژیک چتری است عام که بر کلیت رابطه دو کشور سایه افکنده و استثنا پذیر هم نیست. یعنی اگر دو کشور صرفا بر سر مسائلی مشخص و مقطعی همکاری یا شراکت داشته باشند نامش را نمی توان شراکت راهبردی یا استراتژیک گذاشت. از سوی دیگر همان ادعای همکاری استراتژیک در منطقه به ویژه در سوریه هم محل بحث است.در سپتامبر ٢٠١٥ که اعلام شد روسیه پا به صحنه نظامی سوریه خواهد گذاشت هیچ مقام و یا نهاد سیاسی تصمیم گیر و یا مرجع ایران موضعی له و یا علیه این اقدام نگرفت. اگر قرار است با روسیه وارد رابطه ای "استراتژیک" در سوریه شویم آیا نباید نهادهای مهم سیاسی برای مردم تحلیلی از این وضعیت ارائه  می دادند؟ در زمانی که روسیه موشک های کروز خود را از دریای خزر به سمت سوریه شلیک کرد هیچ مقام رسمی ایرانی در این مورد که یکی از مقاطع حساس تاریخی برای کشور از نظر حقوقی محسوب می شد موضع گیری توجیهی نداشت.با سفر پوتین به ایران و دیدار با مقامات عالی نظام، اخبار منتشره از ملاقات ها همگی دال بر هماهنگی رهبری دو کشور در عالیترین سطح بود و عنوان استراتژیک برای تعریف روابط از دو طرف استفاده شد. مواردی از این دست در رابطه دو کشور زیاد است. حسین ملائک، سفیر سابق ایران در چین در یادداشتی نوشته بود که:« الزامات یک همکاری استراتژیک حداقل در هماهنگی خبری این همکاری است. دو شریک استراتژیک نمی توانند از اعلام همکاری با یکدیگر شرمسار باشند و یا مواضعی ضد و نقیض و یا زاویه دار نسبت به یکدیگر بیان کنند. اگر سایت های سیاسی مورد بررسی قرار گیرد نظرات کارشناسان صاحب نام وزارت خارجه که علیه همکاری با روسیه می نویسند کم نیست.»

 

عملکردها

 

بعد از اذعان و ادعا نوبت به سنجش عملکردها می رسد. یک شریک استراتژیک هیچ گاه در بزنگاه دست از حمایت شریک خود بر نمی دارد. در کتاب «راز سربه مهر» روایت تیم هسته ای سابق از مذاکرات منجر به تفاهم نامه«برجام» بارها و به نظر می رسد عامدانه در جای جای کتاب به همراهی و همسویی روسیه با سایر کشورهای غربی به ویژه در زمان تصمیم گیری های مهم و حساس اشاره و تاکید شده است که روسیه هیچ وقت آن طور که ادعا شده یا می شود طرف خواست ایران را نگرفته است.

 کارشناسان به رفتارها و مواضع چندلایه و مبهم سوی مسکو در مواجهه بـا پرونـده هـسته ای ایران بارها اشاره کرده اند. از جمله این موارد میتـوان بـه مواضـع روسـیه در شـورای امنیـت در رسیدگی به پرونده هستهزای ایران اشاره داشت که باعث ارائه تحلیلهای مختلفـی از رویکـرد کلی مسکو رد این موضوع شده است. این پرسش که چرا با وجود همکاریهای فنی روسیه با ایران در حوزه هسته ای این کشور نه تنها مانع صـدور قطعنامـه هـای متعـدد علیـه ایـران در شورای امنیت نشد، بلکه به طور کامل با اعمال و اجرای آنها نیز همکاری داشت، همواره یکـی از موضوعات مورد توجه در تحلیل و تبیین سیاست خارجی روسیه در قبـال ایـران و بـه طـور خاص در قبال برنامه هسته ای ایران بوده است. در بررسی و ارزیابی علل و عوامل چنین مواضعی از سـوی روسـیه در شـورای امنیـت، دیدگاههای مختلفی مطرح شده است که به طور عمده بر یکـی از عوامـل ماننـد تاثیرگـذاری عنصر غرب در سیاست خارجی روسیه و استفاده از موضـوع ایـران بـه عنـوان «یـک کـارت بازی» در تعاملات روسیه با غرب تاکید شده است. برخی واقعگرایان معتقدند ممکن است امریکا با یک ایران هسته ای کنار بیاید؛ زیـرا بـه اعتقاد آنها یک ایران هسته ای ممکن است   «مسئولانه تر» عمل کند در و نتیجه مسیر آشـتی امریکا با ایران فراهم شود اما روسیه بـه سـبب همـسایگی بـا ایـران و همچنـین نگرانـی از موضوع مسابقه تسلیحاتی هسته ای در مرزهای جنوبی خود یک ایران هسته ای را نمـی پـذیرد و مواضعش هم تاکنون در این راستا بوده است.

در نقد نبود شراکت استراتژیک بین ایران و روسیه گفته می شد که آیا این کشور این اراده را دارد که بخاطر حمایت از ایران خود را با آمریکا درگیر کند؟ آیا این ریسک را می کند که از بازار 330 میلیونی آمریکا بخاطر بازار 80 میلیونی ایران، صرف نظر کند؟ آیا حاضر است از منافع حضور در بازار آمریکا دست بکشد؟ جواب تمام این سوالات منفی بوده و اقدام اخیر روسیه در بازی با کارت ایران در راستای منافع خود در ماجرای اوکراین هم مهر تایید دوباره ای شد بر این ادعا.

نیکولای کوژانوو تحلیلگر روسی، سیاسـت های غـرب را اثرگذارتریـن عامـل حضـور روسـیه در خاورمیانه می دانـد. او می گوید که اگرچـه در کوتـاه مدت منافـع روسـیه و غـرب متضـاد به نظـر می رسـد، امـا در بلندمـدت منافـع آنهـا هماهنـگ خواهـد بـود و فرصت هـای همـکاری را برای آنهـا ایجـاد خواهد کرد. او همچنیـن در درک بازآفرینـی روابـط ایـران و روسـیه می گوید که هنـوز مشـکلات جـدی بـر سـر راه تعامـل اسـتراتژیک وجـود دارد. تا جایی که بسـیاری اسـتدلال می کننـد کـه همـکاری روسـیه و ایـران صرفـا  فرصت طلبانه و بر اساس منافع کوتاه مدت است که موقتا اختلافات را تحـت تأثیـر قـرار داده است.

 

ابهام در سطح روابط

 

علیرغـم افزایـش همکاری ها، روابـط روسـیه و ایـران همچنـان مبهـم اسـت..همانگونـه کـه در جامعـه ایرانـی، نـگاه بـه رابطـه بـا مسـکو عمدتـا بدبینانه است یـک نـگاه متقابلـی هم از طرف روس هـا وجود دارد که روابط شـان بـا ایران،محدود بـه حوزه های مشکل سـاز اسـت. افکار عمومی روسـیه، ایـران را بیـش از هر چیزی بـا جنگ و تروریسـم مرتبط می دانـد.درحالیکه ایـران قدرتمند برای سیاسـت هایً کوتاه مـدت روسـیه مفیـد اسـت، در بلندمـدت ایـران قـوی احتمـالا خطری ایدئولوژیـک، اقتصـادی و اسـتراتژیک بـرای روسـیه خواهـد بود. برخـلاف تصـورات، تجـارت میان ایران و روسـیه بسـیار ناچیز اسـت. در شـش مـاه اول سـال ۲۰۱۶ ،ایران تنهـا رتبه ۱۹ را میان بزرگترین شـرکای اقتصادی روسـیه داشـت. روسـیه و ایـران رقبـای مسـتقیم در بـازار انـرژی جهانـی هسـتند. در ایـن میـان، تحریم هـای بین المللـی علیـه ایـران نیـز گزینه هـای همـکاری را محدودتـر می کنـد. تجـارت دوجانبـه از ۶۸/۱ میلیـارد دلا در سـال ۲۰۱۴ به ۲۴/۱ میلیـارد دلا در سـال ۲۰۱۵ کاهـش یافت و سـپس در سـال ۲۰۱۶ تـا حدود ۱۸/۲ دلار افزایش پیدا کرد اما سال 2017 باز  به ۷۰/۱ میلیـارد دلار مجـددا تنـزل یافـت

ایجـاد یـک اتحـاد اسـتراتژیک بـدون ایجـاد زیرسـاخت قـوی و چندمنظـوره بـرای روابـط تجاری و اقتصـادی امکان پذیـر نبـوده و آنچـه کـه در حـال حاضر وجـود دارد ناکافی اسـت. کار کمیسـیون های بین دولتی مشـترک، شـورای کسـب و کار و سـایر سازمان های در حوزه هایـی تشـریفاتی اسـت و عمدتـا  در زمینه هایی جریـان دارد کـه همـکاری بالفعـل در آنها وجـود دارد. در روابـط دو جانبه وضعیت بهینـه ای وجـود نـدارد. ایـن وضعیـت از یـک سـو ناشـی از سـابقه تاریخـی روابط دو کشـور اسـت و از سـوی دیگـر به نـوع نگاه سیاسـتمداران دو کشـور به سیاسـت بین الملـل مربوط می شـود. دو کشـور برداشـت مشـترکی از نظام بین الملـل ندارنـد و بنابرایـن اهـداف نهایـی آنها متفاوت اسـت. اتحادهـای اسـتراتژیک عمدتـا در برابر یک تهدیـد مشـترک و خـاص، بلنـد مـدت و در برابـر سـایر دولت هـا شـکل می گیرند. واقعیت این است که همگرایـی و مشـارکت راهبردی ایران و روسـیه،کمتر با واقعیتهـای موجود در سـطح منطقـه، بین الملـل و روابـط متقابل دو کشـور منطبق اسـت.در حقیقت، ایـن همـکاری را بایـد نوعـی همسـویی منافع دید چراکـه محدود و موقتـی اسـت و در زمینه های خاصی جهـت همکاری در برابر تهدیـدی غیر دولتی اسـت.به عبارت دیگـر، روابـط ایـران و روسـیه را بایـد به عنـوان یـک اتحـاد تاکتیکی براسـاس موضوعـات خـاص، آن هم در جایی که منافـع همسـو هسـتند درنظـر گرفت، بجـای این که آن را یـک همـکاری اسـتراتژیک بلندمـدت  دید کـه منعکس کننـده همبسـتگی های اساسـی در جهان بینی هـای دو کشـور اسـت.

 

مولف : مهسا جزینی

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار