|
کد مطلب: 50639

ناتو یا اسم رمز «ایز گم­‌کردن»

 

 

تماس تلفنی رئیسی – پوتین که مدت کوتاهی پس از دیدار پشت آن میز دراز صورت گرفت، ما را با یک پرسش بزرگ مواجه می­کند: آیا قرار است سیاست خارجی ایران، محور و مبنایی مستقل بر اساس منافع و مصالح کشور داشته باشد  یا خیر؟ آیا باید در بزنگاه­های مختلف، پیش از  موضع­گیری، همه­ جوانب امر، به شکلی دوراندیشانه مورد مداقه و برسی قرار بگیرند؟ یا صرفا بر روی اصلی به نام غرب­‌ستیزی، یکی را بنوازیم و دیگری را بزنیم؟ تعارف را کنار بگذاریم. این یک پرسش ساده و بدیهی نیست و شوخی­ است اگر گفته شود: خوب معلوم است! خیر. شواهد نشان می دهد چندان که باید معلوم و مبرهن نیست و مواضع مقامات کشور در مورد اوکراین، پرسش­های مزبور را پررنگ­تر و برجسته‌­تر می‌کنند.

 

همچنان که دیدیم و شنیدیم، در گرماگرم حمله اشغالگرانه­ی روسیه به اوکراین، حرف و سخن رئیسی، شگفتی‌­ساز شد. او در تایید اقدام روسیه سخن راند و به جای توصیه به پرهیز از جنگ و ضرورت حفظ جان غیرنظامیان، به طور دقیق در راستای خواسته­‌های پوتین حرف زد! پوتین گفته بود چاره‌­ای نداشتیم. برای حفظ امنیتمان و جلوگیری از تهدیدات ناتو، باید حمله می­‌کردیم! رئیسی هم گفت: « گسترش ناتو تهدیدی جدی علیه ثبات و امنیت کشورهای مستقل در مناطق مختلف است.»

 

اگرچه در مشی تحصیلی یک روحانیِ منطق­‌خوانده، چیزی روشن­‌تر و ساده‌­تر از درک جایگاه علت و معلول نیست، اما ظاهرا رئیس جمهور ایران، ترجیح داد در اظهارنظر درباره­ی اوکراین، جای این دو را عوض کند. از فحوای کلام رئیسی چنین برمی­‌آید که از دید او، آن چه که اکنون اهمیت دارد، مقابله با نیت ناتو است و نه موضع­‌گیری علیه تجاوز به خاک کشورها و کشتار مردم غیرنظامی! در چنین شرایطی است که باید پرسید: از دید رئیس جمهوری اسلامی ایران، حمله روسیه و اوکراین، مصداقی از تجاوز و حمله به یک کشور مستقل است یا خیر؟ آیا مقابله با تهدید احتمالی ناتو، به معنی صدور مجوزی برای حمله به کشورها است یا نه؟ سوال بعدی، اندکی سهمناک­‌تر است: اگر روسیه در تداوم این مسیر، بخواهد به گرجستان و جمهوری آذربایجان  نیز حمله کند، رئیسی باز هم به همین شکل موضع می‌­گیرد؟ ببخشید! یک قدم جلوتر برویم: اگر روسیه بخواهد روزی روزگاری به خود ایران نیز حمله کند چه؟ بهانه می­‌خواهد؟ کاری ندارد! مثلا توجه به اسلام سیاسی و هراس روسیه از احتمال نفوذ تشیع در آسیای میانه!

 

 

 

بیایید برای لحظاتی – صبور باشید فقط چند لحظه- نام منحوس ناتو را از این متن بیرون بکشیم. چه روی داده است؟ تجاوز کشور الف به کشور ب، کشتار شهروندان و نادیده گرفتن مرز و حاکمیت ملی. به همین سادگی! بنابراین، ترس از قلمروگشایی ناتو، اسم رمز «ایز گم کردن» است و نه بستری برای توجیه عملیاتی که در هر حال، از منظر روابط بین الملل و حقوق بین الملل، مردود و شایان محکوم کردن است.

 

 

 

پیش­تر و به درستی، خطیب­زاده و بهادری جهرمی گفته بودند که جنگ راه حل نیست و ایران طرفدار مذاکره و گفتگو است. اما حالا، هم امیرعبداللهیان و هم رئیس او ابراهیم رئیسی، به جای اوکراین و به جای نگرانی از تبعات و پیامدهای جنگ، از چیزی حرف می­زنند به نام ناتو! بنابراین، ناتو باید چیز عجیبی باشد و بسیار ترسناک. ناتو احتمالا چیز غریبی است همچون ترس از هجوم مغول­‌ها! ناتو باید چیز دهشتناکی باشد که از ترس آن می­‌توان به هر کشوری حمله کرد. شکر خدا قرارگاهش در بلژیک واقع شده و بسیار دور از ایران است. اما نه....یادمان آمد! ظاهرا این لولو، هفتاد سالی است که یک همسایه­ ایران را نیز به عضویت خود در آورده و چند سالی است که در کویت هم دفتری تاسیس کرده است! اگر قاعده­ حمله­ روسیه به اوکراین از ترس قلمروگشایی ناتو، به جا و صحیح است، چرا ایران کوتاهی کرده و به درازای هفتاد سال آزگار، به ترکیه حمله نکرده است! چه کسی مسئول این تعلل طولانی­ مدت است؟ بالاخره باید از یک جایی شروع کرد. یا موضوع تهدیدات ناتو یک موضوع بسیار جدی و حیاتی است و در این صورت باید ایران به ترکیه حمله کند و برای قایم­‌کاری، از متحد خود روسیه نیز کمک بگیرد، یا این که باید به قاعده­ همه­ کشورهای پایبند به نظام بین‌­الملل، حمله را محکوم کند. می­‌فرمایید بنا به هزار دلیل از جمله تصور وابستگی به روسیه در بحث برجام و توجه به مبانی غرب­‌ستیزی وناتوستیزی وآمریکاستیزی، محکوم کردن حمله جایز نیست؟ قبول. جایز و لازم نیست. محکوم نکند. اما می‌­توان مواضع میانه اتخاذ کرد. می‌­توان نشان داد که اوکراین نیز به عنوان یک کشور نه چندان دور، باری ایران، از اهمیت و جایگاهی خاص برخوردار است و مردمانی دارد که باید با آنان همدردی کرد. می‌­توان بدون آن که حرفی از روسیه زد، حمله­ نظامی و جنگ را عاملی برای تهدید ثبات و نظم بین‌­الملل توصیف کرد و همه­ طرف‌­ها را مداوما به آرامش فراخواند. اما این که هم وزیر خارجه و هم رئیس جمهور، همراهی با روسیه و تایید این اقدام خطرناک پوتین را در چنین سطحی به نمایش جهانی بگذارند، جز ابراز تاسف کار دیگری نمی­‌توان کرد. ظاهرا آقایان فراموش کرده‌­اند که استراتژی اتصال ایران به دریای سیاه، تا چه اندازه اهمیت دارد و چرا به خاطر بی‌­اعتمادی گرجستان و بازی­‌های خاص ترکیه، تحقق این هدف تا چه اندازه دشوار شده است. ظاهرا فراموش کرده‌­اند که شخص ولادیمیر پوتین در نظام بین­‌الملل تا چه اندازه منفور است و نام او مترادف تمامیت‌­خواهی و فساد مالی و روابط سیاه و تاریک است. ایران، نه چین است که سودای اشغال تایوان را در سر بپروراند و در هم‌نوایی با روسیه، به رقابت با آمریکا برود، نه اروپاست که محتاج به شیر گاز روسیه باشد. ایران، کشوری است که می­‌تواند در این مقطع زمانی طلایی، نشان دهد که بین آمریکاستیزی و تضاد بیا ناتو با مفاهیمی همچون حقوق بین­‌الملل و حاکمیت و کرامت کشورها تفاوت قائل است و می­‌تواند به عنوان کشوری مستقل و قدرتمند، طوری رفتار کند که اثری از وادادگی در برابر روسیه به نمایش نگذارد و در عین حال، می­‌تواند چنان هوشمند و زیرک باشد که در چهارچوب همراهی و هم‌نوایی با ترکیه و قطر، بر معادلات نیاز اروپا به گاز طبیعی، حرف‌‌های تازه‌­ای برای گفتن داشته باشد.

 

مولف : محمد علی دستمالی

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار