کد مطلب: 50832

تحلیلی از مجله اکونومیست

چرا همه راه‌ها در اوکراین به جنگ ختم شد؟

جنگ در اوکراین، خطرناک‌ترین درگیری از زمان بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ است. اگر بخواهیم از بدتر شدنش جلوگیری کرده و در عوض راهی برای پایان دادن به آن بیابیم، ضروری است که علل اصلی آن را درک کنیم.

جان میرشایمر

 

شکی وجود ندارد که این جنگ را ولادیمیر پوتین شروع کرد و خود او هم مسئول چگونگی پیش‌روی این جنگ است. اما اینکه اساساً چرا پوتین دست به چنین کاری زد بحثش فرق می‌کند. دیدگاه جریان غالب غرب این است که پوتین متجاوزی غیر‎منطقی و دور از دسترس بوده که به دنبال ایجاد روسیه‌ای بزرگ، آن هم در قالب اتحاد جماهیر شوروی سابق است. بنابراین مسئولیت کامل این بحران به تنهایی بر دوش او گذاشته شده است.

اما این روایت اشتباهی است. غرب و به ویژه امریکا، مسئول اصلی بحرانی است که از فوریه ۲۰۱۴ شروع شد. و حالا به جنگی بدل گردیده است که نه فقط اوکراین را تهدید می‌کند، بلکه این پتانسیل را دارد به جنگ هسته‌ای میان روسیه و ناتو نیز تبدیل شود.

مشکل بر سر اوکراین در واقع در نشست بخارست ناتو در آوریل ۲۰۰۸ بود که شروع شد... زمانی که دولت جورج دبلیو بوش این ائتلاف را تحت فشار قرار داد تا اعلام کند اوکراین و گرجستان «عضو خواهند شد». رهبران روسیه بلافاصله با خشم به چنین تصمیمی عکس‌العمل نشان داده و قول دادند آن را خنثی خواهند کرد. به گفته یک روزنامه‌نگار معتبر روسی «آقای پوتین به خشم آمده و هشدار داده بود اگر اوکراین به ناتو بپیوندند این کار را بدون کریمه و منطقه شرقی انجام خواهد داد. به راحتی می‌توان آن را از هم پاشاند.» امریکا خط قرمز مسکو را نادیده گرفت و تلاش کرد اوکراین را به سنگری غربی در مرز روسیه تبدیل کند. این استراتژی دو اِلِمان داشت: یکی نزدیک کردن اوکراین به اتحادیه اروپا و دیگری تبدیل این کشور به یک دموکراسیِ طرفدار امریکا.

تلاش‌هایی که سرانجام در ۲۴ فوریه و پس از یک قیام (که مورد حمایت امریکا قرار گرفت) انجام شدند،  باعث شد ویکتور یانوکوویچ، رئیس جمهور طرفدار روسیه، از کشور فرار کند. روسیه نیز در پاسخ کریمه را از اوکراین گرفت و به جنگ داخلی‌ای کمک کرد که از منطقه دونباس در شرق اوکراین آغاز شد.

رویارویی بزرگ بعدی در دسامبر ۲۰۲۱ واقع شد و مستقیماً به جنگی که استحضار دارید انجامید. دلیل اصلی این جنگ هم آن بود که اوکراین در حال تبدیل شدن به یکی از اعضای ناتو بود. روندی که از دسامبر ۲۰۱۷ آغاز شده بود؛ زمانی که دونالد ترامپ تصمیم گرفت «سلاح‌های دفاعی» به کیف بفروشد. با این حال «دفاعی بودن» سلاح‌ها چندان معلوم نبود و مطمئناً همان‌ها از نگاه مسکو و متحدان آن در منطقه‌ی دونباس حکم سلاح‌های تهاجمی داشتند. سایر کشورهای ناتو وارد عمل شدند و سلاح به اوکراین فرستادند، نیروهای مسلح آن را آموزش داده و امکان و اجازه شرکت در تمرینات هوایی و دریایی مشترک را برایشان فراهم کردند. در ژوئیه ۲۰۲۱ اوکراین و امریکا به صورت مشترک میزبان یک رزمایش دریایی بزرگ در منطقه دریای سیاه بودند، که نیروی دریایی از ۳۲ کشور را شامل می‌شد. عملیات نسیم دریا روسیه را تحریک کرد تا به یک ناوشکن دریایی بریتانیا (که عمداً وارد آب‌هایی شده بود که روسیه متعلق به سرزمین خود می‌دانست)، شلیک کند.

روابط میان امریکا و اوکراین در دولت بایدن همچنان رو به افزایش رفت. تعهدی که در جای‌جای سندی مهم منعکس شده است: «منشور ایالات متحده و اوکراین در مورد مشارکت استراتژیک»_  که در ماه نوامبر توسط آنتونی بلیکن، وزیر امور خارجه امریکا و دیمیترو کوله‌با، همتای اوکراینی او امضا شد. هدف «تأکید بر تعهد اوکراین بر اجرای اصلاحات عمیق و جامعِ ضروری جهت ادغام کامل در نهادهای اروپایی و یورو آتلانتیک بود.» این سند صراحتاً مبتنی بر «تعهدات» لازم برای تقویت مشارکت راهبردی رؤسای جمهور اوکراین و ایالات متحده بود. این سند همچنین تأکید داشت که دو کشور براساس «اعلامیه اجلاس سران بخارست ۲۰۰۸» هدایت خواهند شد.

جای تعجب نیست که مسکو این وضعیتِ رو به تحول را ‎ تحمل‌ناپذیر دانست و بهار گذشته جهت نشان دادن عزم خود به واشنگتن، ارتش خود را در مرز اوکراین بسیج کرد. اما این اقدام تأثیر چندانی نگذاشت، چون دولت بایدن کماکان داشت خود را به اوکراین نزدیک می‌کرد. همین امر باعث شد که روسیه در ماه دسامبر به یک بن‌بست تمام‌عیار از نوع دیپلماتیک دامن بزند. همان‌طور که سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه گفته است: «ما به نقطه جوش‌مان رسیدیم.» روسیه خواستار تضمینی کتبی شد مبنی بر اینکه اوکراین هرگز بخشی از ناتو نخواهد شد. و این ائتلاف، دارایی‌های نظامی خود را که از سال ۱۹۹۷ در شرق اروپا مستقر کرده بود، حذف خواهد کرد. مذاکرات بعدی نیز شکست خورد... آقای بلینکن نیز به وضوح اعلام کرد: «هیچ تغییری به وجود نیامده است و تغییری نیز ایجاد نخواهد شد.» یک ماه بعد هم که پوتین برای از بین بردن تهدیدی که از سوی ناتو احساس می‌کرد، حمله به اوکراین را آغاز کرد.

این تفسیر از وقایع در تضاد با شعار غالب غرب است؛ که گسترش ناتو را بی‌ربط به بحران اوکراین نشان داده و در عوض «اهداف توسعه‌طلبانه پوتین» را مقصر قلمداد می‌کند. براساس سند اخیر ناتو که برای رهبران روسیه ارسال شده است: «ناتو یک اتحاد دفاعی است و هیچ تهدیدی برای روسیه ندارد.» در حالی که شواهد موجود با آن ادعاها تناقض دارند. برای آنهایی که در آغاز راه هستند موضوع مورد بحث چیزی که رهبران غربی می‌گویند و یا حتی اهداف و مقاصد ناتو نیست... برای ایشان آنچه مطرح است اینکه مسکو اقدامات ناتو را چطور می‌بیند.

پوتین مطمئناً می‌داند که هزینه‌های تسخیر و اشغال مقادیر زیادی از سرزمین‌های اروپای شرقی برای روسیه گران تمام می‌شود. همان‌طور که یک بار هم گفته بود: «آنکه شوروی را از دست ندهد، دل ندارد و آنکه بخواهد آن را باز پس بدهد، عقل (مغز) ندارد.» با وجود باورهایی که او در مورد پیوندهای تنگاتنگ میان روسیه و اوکراین داشت، تلاش برای باز پس‌گیری تمام اوکراین، مصداق قورت دادن یک جوجه‌تیغی بود. به علاوه سیاست‌گذاران روسیه _‌و از جمله شخص پوتین‌_ به ندرت در مورد فتح قلمرویی جدید جهت بازسازی اتحاد جماهیر شوروی و یا ساختن روسیه‌ای بزرگ چیزی گفته‌اند. و در عوض از سال ۲۰۰۸ و از زمان نشست بخارست در این سال، رهبران روس بارها اعلام کرده‌اند که پیوستن اوکراین به ناتو را تهدیدی وجودی می‌دانند که باید از آن جلوگیری کرد. همان‌طور که آقای لاوروف در ماه ژانویه به آن اشاره کرد: «کلید همه‌چیز در عدم گسترش ناتو به سمت شرق است.»

صراحتاً باید گفت که رهبران غربی تا پیش از سال ۲۰۱۴ به ندرت روسیه را به عنوان تهدیدی نظامی برای اروپا تصور می‌کردند. همان‌طور که مایکل مک فول، سفیر سابق امریکا در مسکو نیز خاطر‎نشان کرده بود، تصرف کریمه به دست پوتین، بر مبنای برنامه‌ی بلندمدت و از پیش نبود؛ بلکه حرکتی تکانشی بود در پاسخ به کودتایی که رهبر طرفدارِ روسیه‌ی اوکراین را سر‎نگون کرده بود. واقعیت این است که تا آن زمان، هدف گسترش ناتو، تبدیل اروپا به یک منطقه امن و وسیع بود، و نه در بر‎گرفتن روسیه خطرناک. با این وجود، زمانی که جنگ شروع شد نه سیاستگذاران امریکایی و نه اروپاییان نپذیرفتند که خودشان (به سبب تلاشی که برای ادغام اوکراین در غرب کردند) عامل تحریک پوتین بوده‌اند. آنها در عوض اعلام کردند که منبع واقعی این مشکل، بدخواهی روسیه و تمایل این کشور برای تسلط بر اوکراین (در صورت عدم تسخیر آن) است.

عطف به این موضوع که بسیاری از کارشناسان برجسته سیاست خارجی امریکا نسبت به گسترش ناتو از اواخر دهه ۱۹۹۰ هشدار داده بوده‌اند، داستانی که من در باب علت درگیری روایت کردم نباید چندان بحثی ایجاد کند. رابرت گیتس، وزیر دفاع امریکا در زمان نشست بخارست، فهمیده بود که «تلاش برای وارد کردن گرجستان و اوکراین به ناتو، واقعاً زیادی‌روی بوده و بیش از حد.» در واقع در همان اجلاس نیز، هم آنگلا مرکل، صدر‎اعظم آلمان و هم نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه، مخالف پیشبرد عضویت اوکراین در ناتو بودند... دلیل‌شان هم این بود که از خشم روسیه وحشت داشتند.

نتیجه‌ای که از تفسیر من باید گرفت این است که ما در وضعیت بسیار خطرناکی قرار داریم و سیاست غرب نیز این خطر را تشدید می‌کند. برای رهبران روسی، وقایع اوکراین هیچ ارتباطی با خنثی شدن جاه‌طلبی‌های امپریالیستی‌شان ندارد... بلکه ایشان این مقابله را رویارویی با تهدید مستقیمی می‌دانند که برای آینده روسیه وجود دارد. شاید پوتین توانایی‌های نظامی روسیه، میزان اثربخشی مقاومت اوکراین و سرعت واکنش غرب را اشتباه تخمین زده باشد؛ اما فراموش نکنید که هیچ‌گاه نباید این موضوع را نادیده گرفت که قدرت‌های بزرگ تا چه حد می‌توانند خطرناک باشند... آن هم زمانی که خود را در وضعیت وخیمی می‌بینند. با این حال امریکا و متحدانش در امید تحمیل شکستی تحقیر‌آمیز به آقای پوتین و حتی برکناری کامل او از قدرت هستند. ضمن آنکه در حال افزایش کمک به اوکراین هستند و در عین حال از تحریم‌های اقتصادی برای اعمال مجازات‌های گسترده علیه روسیه فرو‎گذار نمی‌کنند... و این اقدامی است که پوتین آن را «مشابه اعلام جنگ» تلقی می‌کند.

این احتمال وجود دارد که امریکا و متحدانش بتوانند از پیروزی روسیه در اوکراین جلوگیری کنند. اما این کشور آسیب جدی دیده است... حتی اگر تجزیه نشود. علاوه بر این خطر جدی تشدید تنش‌ها به مرزهایی فراتر از اوکراین نیز وجود دارد... آن هم نه لزوماً با اشاره به خطر جنگ هسته‌ای. اما واقعیتی که وجود دارد این است که اگر غرب مسکو را در میدان‌های نبرد اوکراین ناکام گذاشته و آسیب‌های جدی و پایداری به اقتصاد روسیه وارد کند، در واقع قدرتی بزرگ را به لبه پرتگاه هل داده است... و این‌جاست که یحتمل پوتین نیز به سمت سلاح‌های هسته‌ای خواهد رفت.

در حال حاضر دقیقاً نمی‌توان گفت که چه عواملی به حل‌و‌فصل این درگیری خواهند انجامید. اما اگر علت درگیری را عمیقاً درک نکنیم، قادر نخواهیم بود این جنگ را تا پیش از نابودی کامل اوکراین و کشیده شدن ناتو به جنگ با روسیه متوقف کنیم.

#روزنامه اینترنتی فراز #سایت فراز

 

 

 

 

مترجم : مونس نظری

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار