کد مطلب: 50799

هومان مجد در گفتگو با فراز:

کاهش تنش های تهران و واشنگتن با برگزاری مذاکرات دوجانبه

سیده آمنه موسوی: مذاکرات ایران و ۱+۴ و البته آمریکا در جریان است. در این میان گفته می شد که طرفین مذاکره کننده به تصمیمات مشترکی حول احیای برجام دست پیدا کرده اند و شاید اگر باج خواهی جدید مسکو پیرامون موضوع « عدم تاثیرگذاری تحریم روسیه بر روابط اقتصادی تهران و مسکو» مطرح نمی شد، توافق جامع هسته ای ایران تاکنون احیا شده بود. توافقی که با وجود وضعیت بازار انرژی در جهان، می تواند گشایشی برای اقتصاد ایران از حیث سرعت بخشیدن به ورود نفت، گاز و پتروشیمی و مشتقات ایرانی آن به بازارهای جهانی باشد. با « هومان مجد» روزنامه نگار و و نویسنده سیاسی-اجتماعی آمریکایی ایرانی تبار در رابطه با دغدغه های مشترک تهران و واشنگتن پس از احیای برجام و همچنین اختلاف نظرهای دو کشور در مورد موضوعات منطقه ای و جهانی به گفت و گو نشسته ایم. این روزنامه نگار که برای نیویورک تایمز، نیویورکر، گاردین و پولیتیکو و بسیاری از نشریات صاحب نام جهانی قلم زده است، تاکید می کند که بازگشایی سفارت خانه های ایران و آمریکا در تهران و واشنگتن یکی از مهم ترین موضوعاتی است که باید در دستور کار مقامات دو کشور پیرامون کاهش تنش های فی مابین قرار گیرد. او با طرح مثالی از روابط آمریکا و اتحادجماهیر شوروی در خلال جنگ سرد اینطورعنوان می کند که در بحبوحه پس از جنگ جهانی دوم و افزایش تنش های میان بلوک شرق و غرب، مسکو و واشنگتن هیچگاه سفارت خانه هایشان را تعطیل نکردند.

**ایران در کشاکش برگزاری مذاکرات احیای برجام همواره بر این موضوع تاکید داشت که اگر آمریکاییها با مطالباتی که ما خواستار دستیابی به آنها هستیم موافقت کنند، پای میز مذاکرات دوجانبه با ایالات متحده هم می نشینیم. از دیدگاه جنابعالی اگر قرار بر برگزاری مذاکرات دوجانبه ای میان تهران و واشنگتن باشد به چه مباحثی می توان پرداخت؟ هرچند که شاید به جهت استراتژی چرخش به شرق آمریکا، منطقه خاورمیانه از اهمیت پیشین خود برای کاخ سفید برخوردار نباشد.

در صورت احیای برجام و موافقت ایران و دیگر اعضای گروه 1+4 با بازگشت آمریکا به برنامه جامع اقدام مشترک و نشست های آن، یعنی کمیسیون مشترک برجام( کمیسیونی که نشست های آن هر 6 ماه یکبار برگزار می شود. این نشست ها تا پیش از خروج آمریکا از برجام برقرار بود و در دولت ترامپ، "برایان هوک" در آن حضور داشت) که به احتمال فراوان این بار "راب مالی" به نمایندگی از آمریکا در این نشست ها حضور خواهد داشت، احتمالا طرف ایرانی گلایه های خود نسبت به عدم اجرای کامل برجام و محسوس نبودن احیای این توافق در زندگی مردم این کشور را مطرح خواهد کرد. در آن سو هم آمریکا از عملکرد ایران در یمن و یا ارسال موشک های ایران به کشورهای دیگر انتقاد خواهد کرد. در همین نشست ها است که تهران و واشنگتن به نقطه نظر مشترکی برای برگزاری نشست های دوجانبه هم، دست پیدا می کنند.

 

**یعنی در مذاکرات کمیسیون مشترک موضوعات به سمت بحث های فرابرجامی مانند حضور منطقه ای ایران و یا حتی فعالیت های موشکی کشور ما، پیش خواهد رفت؟

ممکن است. هیچ محدودیتی برای عدم طرح این موضوعات از سوی راب مالی وجود ندارند هر چند که با انتقاد ایران همراه خواهد بود که این موضوعات ارتباطی به برجام ندارد. البته صحبت های من در حد و اندازه یک پیش بینی است. در صورت آزادی زندانیان انگلیسی و آمریکایی شاید موضوعات حقوق بشری هم، برای اعضای شرکت کننده در نشست کمیسیون مشترک برجام چندان با اهمیت نباشد. آمریکا و انگلیس اهمیتی به زندانی شدن شهروندان ایران نمی دهند. همانطور که اهمیتی به زندانی شدن شهروندان سعودی نمی دهند. یا حتی زندانی های اماراتی. آنها تنها به زندانی شدن شهروندان خود در کشورهای دیگر اهمیت می دهند که آن هم تحت فشارهای افکار عمومی داخلی کشورهایشان صورت می گیرد.همانطور که اشاره کردم  نماینده آمریکا ادعای دخالت ایران در سوریه، یمن و کشورهای حاشیه خلیج فارس را مطرح خواهد کرد. مجددا تاکید میکنم که این موضوعات در حد پیش بینی هایی است که فکر میکنم در نشست کمیسیون مشترک برجام مطرح خواهد شد اما اینکه آیا ایران حاضر است با نماینده آمریکا پای میز مذاکرات دوجانبه بنشیند یا خیر را نمی دانم. این موضوع به  سیاست های آقای رئیسی، آقای امیرعبدالهیان و رهبر ایران بستگی دارد. جوبایدن از ابتدا درخواست مذاکرات دوجانبه با ایران را مطرح کرده است. اوهمیشه گفته است که ما به دنبال توافق دیگری در موضوعاتی چون فعالیت های موشکی ایران یا نقش این کشور در منطقه خاورمیانه  هستیم. این مباحث از جمله موضوعاتی بود که در کمپین انتخاباتی بایدن مطرح شد و در آمریکا هم منتظر اجرای این شعارها هستند. در اینصورت با احیای برجام و اجرای تعهدات ایران در کاهش سطح غنی سازی فعالیت هایش، در کنگره آمریکا از بایدن پرسیده می شود که چه برنامه ای برای باقی توافق ها دارد و چه زمانی آنها را دنبال می کند؛ مواردی که قول داده بودی پس از احیای برجام، در دستورکار قرار گیرند چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد؟ من بعید می دانم که دولت مستقر ایران بپذیرد که پای میز مذاکرات دوجانبه با آمریکا بنشیند و راجع به  مسائل فرابرجامی  گفت و گو کند. مواردی در رابطه با دسترسی هایی که با عمل به برجام، در سالهای آتی در اختیار ایران قرار می گیرند.

** اگر آمریکا  در همان نشست های کمیسیون مشترک، موضوعات فرابرجامی را با ایران طرح کند آیا دلیل و ضرورتی برای مذاکرات دوجانبه با طرف آمریکایی باقی می ماند؟

از دیدگاه من این ضرورت وجود دارد اما  به نظر نمی رسد که ایران حاضر باشد پای میز این مذاکرات بنشیند. آمریکا اهدافی برای این مذاکرات ( از حیث پاسخگو کردن) دارد که ایران می گوید دلایل ما برای برخورداری از سیستم موشکی و نوع آنها ارتباطی به شما ندارد. ایران تاکید می کند که در جنگ هشت ساله با عراق هیچ کشوری حاضر به کمک به ما نشد و ما برای دفاع مشروع از خودمان از این سیتم برخورداریم که از دیدگاه بنده آنها درست می گویند.  ایران می گوید شما (آمریکا) بمب اتمی دارید که به ما ارتباطی ندارد، ما هم سیستم موشکی داریم که به شما ارتباطی ندارد. هرچند که معتقدم که به نفع ایران است که پای میز مذاکرات دوجانبه با آمریکا بنشیند. نه، به این جهت که بخواهد  دست از ساخت و توسعه سیستم موشکی خود بردارد بلکه به این دلیل که با وجود دیپلماسی مشکلات دیگر، امکان جلوه گری کمتری پیدا می کنند. ممکن است که آمریکا در مذاکرات بگوید که دلیل دخالت شما در یمن چیست؟ ایران هم در مقابل می تواند سووال کند که دلیل دخالت شما چیست؟ شما که در آنسوی جهان قرار دارید. ما که در همین منطقه هستیم. یا چرا به سعودی کمک می کنید؟ به همین جهت هم معتقدم که بیان این موضوعات اشکالی ندارد و ایران میتواند  نظرات خود را بیان کند. معتقدم که بیان این موضوعات در رسانه ها، متفاوت با بیان مستقیم آنها در یک نشست مشترک است. البته مشکل اصلی این جا است که ایران اعتمادی به آمریکا ندارد و آمریکا نیز گناهانی را متوجه ایران می داند که  به همان Original Sin (گناه اصلی) باز می گردد که براساس اعتقادات مسیحیان، انسان از همان ابتدای خلقت به گناه اصلی یا نابخشودنی آلوده شده است. این گناه اصلی در روابط میان ایران و آمریکا از نگاه تهران کودتای 28 مرداد سال 1332 بود که موجب شد تا در13 آبان سال 58 دانشجویان ایرانی که فکر می کردند ایالات متحده به دنبال کودتای مجدد در کشورشان است، سفارت آمریکا در تهران را اشغال کنند. وقتی اشغال سفارت به بیش از یکسال گروگانگیری دیپلمات های آمریکایی در تهران منجر شد، این بار از نگاه واشنگتن، تهران مرتکب گناه اصلی و یا نابخشودنی شده بود. البته آمریکا بعدها پذیرفت که تا حدودی اشتباه کرده است. ایران هم به صورتی محسوس عذرخواهی نکرد اما آمریکا فکر میکند آن را به شکلی ابراز کرده است؛ آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری اش در گفت و گو با کریستین امانپور خبرنگار شبکه خبری سی ان ان، اینطور گفت که برای مردم ایران باعث تاسف است که آمریکاییها از آنها دلخور هستند که این گروگان گیری صورت پذیرفته است. ما  در این اظهارات می توانستم شکلی از عذرخواهی را شاهد باشیم. البته شواهد و قرائن حاکی از آن است که واشنگتن مایل به بازگشایی سفارت خود در تهران است اما ایران تاکنون با این درخواست موافقت نکرده است. هر چند که از دیدگاه بنده این یک مشکل است که ایران و آمریکا  نمی توانند با یکدیگر صحبت کنند. زمانی که آقای ظریف دیدارهایی را با آقای کری برگزار می کرد( می دانم که این دیدارها، موجب بیان انتقادات بسیاری از جواد ظریف شد) اتفاقات خوبی میان دو کشور با همان سطح از روابط افتاد. مثلا زمانی که تفنگداران نیروی دریایی آمریکا در ایران دستگیر شدند، ظریف و کری ظرف مدت 24 ساعت توانستند این موضوع را حل و فصل کنند. اگر این روابط  وجود نداشت ممکن بود که موضوع فوق، به بروز یک جنگ هم منجر شود؛ آمریکا که اجازه نمی  دهد سربازانش گروگان ایران باشند. در هر صورت هیچ مساله و اشکالی با این موضوع(نشستن پای میز مذاکرات دوجانبه) به وجود نمی آید. لازم نیست که دو طرف روابط دوستانه و نزدیکی داشته باشند. در مورد آزادی تفنگداران آمریکایی همین که توانستند  صحبت کنند بسیار مهم بود.

**یعنی شما می گویید که مذاکرات دوجانبه می تواند اختلافات سطحی را از رسیدن به لایه های عمیق باز دارد و کمک  بزرگی به جلوگیری از بروز مشکلات بیشتر خواهد کرد.

بله همینطور است و بسیار مهم است. مخصوصا از دیدگاه آمریکا که چه تلاشی شما را وادار به اجرای برجام کرده است. اجازه دهید که این موضوع را به گونه دیگری بیان کنم. برای آمریکا بسیار راحت است که بگوید ما تحریم ها را برداشته ایم. این مساله ما نیست که شرکت پژو تمایلی به بازگشت به ایران ندارد، این یک نوع نگاه است و دیدگاه دیگر این است که آمریکا بگوید ما می رویم و مثلا به شرکت پژو می گویم که ما به شما قول می دهیم  که در صورت بازگشت به ایران، حتی اگر رئیس جمهور بعدی ایالات متحده نخواهد در برجام باقی بماند، ما خسارت شما را پرداخت می کنیم.

**ممکن است آمریکا این کار را انجام دهد؟

من نمی دانم اما ایران حتما نسبت به کاستی های اجرای برجام اعتراض خواهد کرد. ایران در زمان آقای  ظریف هم اعتراض می کرد و جان کری در سفرهایی که به کشورهای مختلف جهان داشت به بانک های اروپایی  این اطمینان را می داد که آمریکا از جهت همکاری با ایران برایشان  مشکلی ایجاد نمی کند که البته راهگشا هم بود. اما در صورت  نبود مذاکرات دوجانبه،آمریکا تلاشی و کاری بیش از آنچه وجود دارد نخواهد کرد. وجود یک کانال دیپلماسی میان ایران و آمریکا موجب خواهد شد تا زمان هایی که ایران انتقادی به جهت عدم اجرای صحیح موضوع لغو تحریم ها دارد در نشست  با طرف آمریکایی به آن بپردازد. مثلا بگوید ایرباس به ما هواپیما نمی فروشد و از شما میخواهیم که به آنها بگوید( این اطمینان خاطر را بدهید) که به ما هواپیما بفروشند.

**خب ایران می تواند موضوعات مرتبط با برجام را در نشست های ایران و 1+4 و یا حالا پس از بازگشت آمریکا به برجام، ایران و 1+5 هم مطرح کند

بله همینطور است.

**در اینصورت نشست پای میز مذاکرات دوجانبه با آمریکا چه ویژگی خاصی دارد که تهران متقاعد به انجام آن شود؟ اساسا آمریکا تمایلی به انجام این کار دارد؟ شاید نگاه به شرق آمریکا موجب شده باشد که حضور در منطقه خاورمیانه و ارتباط با کشورهای این منطقه چندان برایش مهم نباشد.

آمریکا هیچگاه از حضور در منطقه خاورمیانه چشم پوشی نمی کند. ممکن است سربازهایش را از افغانستان و یا عراق خارج کرده باشد اما این موضوع به معنای آن نیست که حضور در این منطقه دیگر برایشان مهم نیست. آمریکا کشتی هایش را از منطقه خلیج فارس خارج نمی کند. زمانی که پهبادهای یمنی، امارات را هدف قرار می دهند یعنی آمریکا از منطقه خاورمیانه خارج نمی شود مخصوصا حالا  پس از حمله مسکو به کی یف، دیگر منطقه را برای روسها باقی نمی گذارد. منطقه را برای روسیه و چین نمیگذارد.

** این اتفاق همین حالا هم تا حدودی محقق شده است. عربستان بزرگترین صادرکننده نفت به چین است و بیشترین حجم روابط تجاری ریاض هم با پکن است. بعد از عربستان، امارات بیشترین حجم صادرات نفت به چین را دارد. چینی ها روابط جامع استراتژیک خود را با چهار کشور منطقه ای یعنی ایران، عربستان، امارات و مصر به پیش می برند. یعنی به جز ایران، سه کشور دیگر همپیمان منطقه ای آمریکا هستند که با چین هم سطح روابط گسترده ای دارند. این موضوع شاید چندان برای آمریکا خوشایند نباشد اما کاری هم نمی تواند انجام دهد.

درست است اما سطح روابط تجاری چین و آمریکا هم در سطح بالایی برقرار است. یعنی بیشترین سطح روابط تجاری چینی ها با آمریکا است. تمام وسایل الکترونیکی آمریکاییها اعم از گوشی های آیفون و یا کامپیوترها، تبلت ها و لپ تاپ ها همه و همه از چین وارد می شود.

**منظور من این است که شاید برای آمریکا مزیت اقتصادی در همکاری با کشورهای منطقه وجود نداشته باشد. یعنی وقتی این کشورها با چین کار می کنند  به هر حال  توجیه اقتصادی نسبت به حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه وجود ندارد

 حضور در منطقه خاورمیانه برای آمریکا، براساس منافع اقتصادی نیست بلکه استراتژیک است. در حال حاضر تمامی کشورهای جهان با چین همکاری دارند والبته باید هم اینطور باشد. برای اینکه  مثلا در آمریکا شما نمی توانید تیشرتی با قیمت دو دلار تولید کنید اما امکان تولید آن در چین وجود دارد؛ در آمریکا  تیشرت مذکور را باید با قیمت 25 دلار تولید کنید. در حال حاضر تمامی برندهای آمریکایی در چین تولید دارند که معروف  ترین آنها کمپانی هایی مانند اپل است.  تلویزیون و یا یخچال شما ساخت چین و یا کره( جنوبی) است. برهمین اساس هم می گویم مزیت اقتصادی همکاری کشورها با چین در جای خود محفوظ است اما حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه کاملا برپایه  سیاست های استراتژیک است. چین هیچگاه به دنبال فرستادن سرباز مثلا به کشوری مانند ایران نیست. برخی می گویند این امر هم ممکن اتفاق بیفتد اما من آن را بعید می دانم، چینی ها  این حماقت را انجام نمی دهند. آنها در سراسر جهان ذینفع هستند. آنها می خواهند از منافع اقتصادی شان حفاظت کنند. آنها خالصانه می خواهند که از این منافع اقتصادی حمایت کنند. در این میان آمریکا بدش نمی آید در رقابت با ایرباس به کشورها، هواپیمای بوینگ بفروشد اما اگر نفروخت هم چندان مهم نیست. به لحاظ استراتژیک آمریکا بیشتر به دنبال اثرگذاری نظامی است. حتی از جهت حضور پرقدرت در منطقه هم رقابت با روسیه از چین برای آمریکا مهم تر است. یعنی ترجیح می دهد که روسها در منطقه خاورمیانه نباشند این در حالی است که روسها همین حالا در سوریه و ایران  حضور دارند. حتی عربستان و امارات. ما شاهد بودیم که در زمان رای گیری پیش‌نویس قطعنامه‌ مجمع عمومی سازمان ملل برای مشخص شدن میزان واقعی محکومیت روسیه از نظر کشورهای مختلف جهان، امارات ابتدا به این پیش نویس رای ممتنع داد و بعد ( با اعمال فشار کشورهای دیگر) به آن رای مثبت داد. شاید امارات و عربستان از روسیه می ترسند. آمریکا تاکنون نگرانی بابت نزدیکی ایران و روسیه نداشته است، برای اینکه ایران می گوید ما  همپیمان هیچ کشوری نیستیم. شعار ما نه شرقی و نه غربی است که در سر در وزارت خارجه کشورمان هم نصب شده است. اما کشورهای دیگر، همه با روسیه رابطه دارند.

**الان  با وجود حمله روسیه به اکراین این نگرانی به وجود آمده است که شاید جبهه ای در این سمت میان روسیه، چین و حالا شاید ایران ایجاد شود. کشورهای دیگری که شما به آنها اشاره کردید جزو همپیمانان منطقه ای آمریکا هستند اما ایران به جهت عدم نزدیکی به ایالات متحده شاید راحت تر در این جبهه قرار گیرد و ممکن است این موضوع چندان مورد خواست واشنگتن نباشد

بله قطعا نیست.

** آمریکا چه کاری می تواند انجام دهد که ایران در آن جبهه قرار نگیرد؟ البته جالب بود که ایران در زمان رای گیری محکومیت حمله روسیه به اکراین، به پیش نویس مذکور رای ممتنع داد. یعنی با وجود نزدیکی به مسکو، به این شکل عمل کرد و برخی آن را گام مثبتی در جهت استقلال رای ایران می دانند.

کار خاصی نمی تواند انجام دهد. من کشور هند را برای شما مثال میزنم. هند هم به پیش نویس مورد اشاره شما رای ممتنع داد. الان این بحث در آمریکا وجود دارد که آیا در صورت خرید s400 روسیه از سوی هند، باید این کشور را تحریم کرد؟ هند یکی از همپیمانان نزدیک آمریکا است. مثلا 40 سال گذشته هند به روسیه( شوروی سابق) نزدیک تر  بود اما در شرایط فعلی که یکی از همپیمانان آمریکا است باید این کشور را تحریم کرد؟ آمریکا  به جهت رقابت هایی که میان پاکستان و هند وجود دارد حاضر نیست که این سلاح ها را به هند بفروشد. در هر صورت فکر میکنم آمریکا نمی تواند کار خاصی انجام دهد. اما باید به این موضوع هم اشاره کنم که واشنگتن فکر نمی کند که تهران هیچ وقت بخواهد خود را در جایگاه همپیمان روسیه و چین نشان دهد. مانند جایگاهی که اسرائیل و انگلیس برای آمریکا دارند. ایران همیشه یک فاصله  ای با روسیه و چین داشته است. ممکن است که از چین و روسیه سلاح بخرد، آن هم به این دلیل که آمریکا یا انگلیس و فرانسه این سلاح ها را به ایران نمی فروشند. من مطممئن هستم و میدانم آمریکا هم به این درک رسیده است که ایران ترجیح می دهد که هواپیمای آمریکایی بخرد. ترجیح می دهد که  تانک فرانسوی و یا انگلیسی بخرد تا اینکه بخواهد از چین و یا روسیه سلاح بخرد. اما این موقعیت را ندارد. محال است که در وضعیت فعلی روابط ایران و آمریکا، واشنگتن اجازه دهد که هیچ یک از همپیمانانش سلاحی به ایران بفروشند. آمریکا اجازه فروش هواپیمای غیرجنگی به ایران را به کشورهای دیگر نمی دهد چه برسد به سلاح و هواپیمای جنگی. البته ممکن است پس از احیای برجام، امکان خرید ایرباس برای ایران به وجود آید اما  نمی دانم بوینگ حاضر به فروش هواپیماهایش به ایران باشد یا خیر! ممکن است به جهت امکان تغییر سیاست های واشنگتن پس از پایان ریاست جمهوری بایدن و آمدن فرد جدید به کاخ سفید، بوینگ اعلام کند که ما به جهت فروش هواپیماهایمان به ایران، مجبور به حضور در این کشور هستیم و این امر در راستای سیاست های کاخ سفید نیست. مثلا بوینگ بگوید دو فروند هواپیما به ایران فروخته ایم و به جهت اینکه هنوز پول های آنها را دریافت نکرده ایم مجبور هستیم که در این کشور باقی بمانیم.

** فکر می کنید که مختصات روابط تهران و واشنگتن در عصر جدید باید براساس چه اصولی باشد؟ یعنی در دوره پس از احیای برجام و در دوره پس از حمله اکراین به روسیه که جهان در حال تجربه عصر جدیدی است. مثلا در دوره پس از یازدهم سپتامبر ایران در عصر مبارزه با تروریسم به آمریکا کمک کرد. در زمان مبارزه با داعش نیز کمک هایی در عراق داشت.

 هنوز برای بیان این موضوع زود است.

**براساس موضوعات و مباحثی که همین حالا وجود دارد. یعنی موضوعاتی که نظام بین الملل در شرایط فعلی با آنها مواجه است.

 نمی دانم. به این جهت که شاید موضوعی که برای ایران مهم تلقی می شود برای آمریکا چندان مهم نباشد. اگر از موقعیت فعلی سوریه بگذریم( به جهت نزدیکی مجدد اعراب به دمشق شاید آمریکا نیز در نهایت مخالفتی با ادامه حیات سیاسی اسد نداشته باشد و حتی ممکن است زمانی هم تصمیم به بازگشایی دوباره سفارت خانه خود در سوریه بگیرد.) در شرایط  فعلی وضعیت جنگ یمن و پایان آن برای آمریکا مهم است و اگر روزی تهران و واشنگتن در اتاقی مشترک برای بررسی اوضاع یمن حضور داشته باشند موضع دوطرف برای خروج این کشور از وضعیت فعلیش می تواند حرکت رو به جلویی باشد. اما اینکه شما می گوید سفارت های ایران و آمریکا در تهران و واشنگتن باز نشود، دلیل تان برای این موضع چیست؟

** من نمی گویم سفارت خانه ها باز نشوند. می گویم در شرایط  فعلی که سفارت خانه ها باز نیستند باید چه کرد؟ البته ممکن است دولت آقای رئیسی به این موضوع برسد که بهتر است سفارت خانه ها باز شوند هر چند که آقای خامنه ای، خود عنوان کردند که وزارت خارجه و دولت مجری و کارگزار سیاست هایی هستند که ایشان تعیین می کنند. ممکن است آقای خامنه ای به این تصمیم برسند که سفارت خانه های ایران و آمریکا در تهران و واشنگتن دایر شوند یا خیر. ما از این موضوع اطلاعی نداریم. اما در شرایط فعلی، چه موضوعات مشترکی می تواند مبنای برگزاری نشست های دوجانبه ،دو کشور باشد؟ در این فضا آمریکا که به نفت ایران احتیاج ندارد و هنوز بحث تحریم های نفت و گاز روسیه چندان جدی نیست. از این باب که نتوانسته است همراهی اروپا را به دست آورد.

 اتفاقا موضوع نفت برای آمریکا مهم است. نه برای اینکه بخواهد از ایران نفت وارد کند. در روزهای گذشته و در مقطعی از زمان قیمت نفت اندکی کاهش پیدا کرد و شاخص بورس آمریکا بالا رفت تنها به واسطه انتشار این خبر که  ممکن است با احیای برجام، نفت ایران وارد بازار شود. مثلا دو میلیون بشکه نفت بیشتر وارد بازار شود.

** به افزایش صادرات نفت ایران توجه  کرده اند؟

در آمریکا نیز مانند ایران، ما با تورم مواجه هستیم و این تورم به جهت مشکلاتی که در زنجیره تامین وجود دارد و همچنین شیوع بیماری کرونا، بیشتر شده است. یکی از راه هایی که مردم تورم را حس می کنند در زمان خرید بنزین است ( بیشتر مردم آمریکا خودرو شخصی دارند). در حال حاضر قیمت بنزین برای هر گالن 4 دلار است یعنی هر لیتر در حدود یک دلار. اگر این رقم کاهش پیدا کند و به لیتری 50 سنت برسد، موجب تغییرات بسیار زیادی در دیدگاه مردم آمریکا نسبت به سیاست های دولت بایدن می شود. دولت بایدن تلاش می کند تا در سال منتهی به انتخابات این نرخ به بیش از یک دلار نرسد. بنابراین قیمت نفت ومیزان نفتی که در بازار دنیا توزیع می شود و تاثیری که ایران در سیاست های اپک دارد، می تواند منجر به دغدغه های مشترکی شوند. برای ایران هم مناسب است که قیمت نفت در جایگاهی باشد که نه پایین تر از یک نرخ مشخص و نه بالاتر ازآن باشد تا امکان فروش نفت و دریافت دلار برایش فراهم شود. دغدغه مشترک در یمن می تواند پایان جنگ در این کشور باشد. دغدغه مشترک در مبارزه با تروریسم می تواند مقابله با داعش باشد؛ هنوز خطر بازگشت داعش در افغانستان وجود دارد. یا مواجه با موج مهاجرت از سوی افغانستان به ایران و پس از آن  به سمت ترکیه و اروپا که می تواند دغدغه مشترک دیگری باشد. حالا در صورتی که ایران به نقطه نظر مشترکی در مذاکره با عربستان دست پیدا کند که در شرایط فعلی امکان آن وجود دارد( اخیرا بن سلمان، ولیعهد عربستان به لزوم کنار آمدن با ایران به عنون یکی از همسایگان عربستان اشاره کرده بود). در همین راستا اگر ایران بتواند با  امارات نیز سطح روابط را گسترش دهد، با قطر و عمان که روابط خوبی دارد و تقریبا با کویت و البته با عراق هم روابط در خور توجهی برقرار است ( در اینصورت هر دو کشور برای دستیابی به مواضع مشترکی در حرکت هستند). در مورد افغانستان هنوز موضع مشترکی ندارد. طالبان  باید کارهایی را انجام دهند تا سازمان ملل، آمریکا و اروپا  به صورت رسمی آن را به رسمیت بشناسند. تنها تفاوت روابط ایران با طالبان و کشورهای دیگر با طالبان این است که ایران سفارت خانه و کنسولگری هایش در افغانستان را تعطیل نکرده است. تمامی این موارد می تواند  به دغدغه مشترکی میان تهران و واشنگتن منجر شود.

**به دو موضوع اشاره کردید. یکی بحث نفت بود. یعنی شما فکر می کنید ایران می تواند جایگاه روسیه در فروش نفت را به دست آورد؟

نه. من این فکر را نمی کنم.

**اما می تواند به کنترل قیمت نفت کمک کند؟

 به کنترل قیمت می تواند کمک کند و به جهت تامین نیاز گاز نیز ایران و قطر که دارای بزرگترین ذخایر گاز دنیا هستند، می توانند کاری انجام دهند. البته اگر بتوانند گازشان را به اروپا بفروشند.

**اما آقای مجد ایران به جهت سالها تحریم از تاسیسات و تجهیزات مناسبی برای صادرات گاز به اروپا برخوردار نیست.

اگر دو طرف بتوانند به یک حسن تفاهم در روابط ایران با غرب دست پیدا کنند این موضوع می تواند  توسعه پیدا کند.  یعنی در صورت عدم اعمال تحریم ها، تاسیسات و تجهیزات ایران برای صدور گاز می تواند توسعه پیدا کند. بنابراین فرصت همیشه وجود دارد که ایران در بیشترین حالت روزانه 4 میلیون بشکه نفت وارد بازارهای جهانی کند. البته صادرات 4 میلیون بشکه در روز هم میزان کمی نیست. به قول شما، آمریکا احتیاجی به نفت ایران ندارد. چین بیش از کشورهای دیگر به این نفت احتیاج دارد. پس از آن هم کشورهایی آفریقایی و برخی از کشورهای آمریکای جنوبی.

** یکی  دیگر از موضوعاتی که به ان اشاره کردید صحبت های اخیر بن سلمان بود، ولیعهد سعودی گفته بود که به جهت همسایگی ما و ایران، گریزی از رابطه تهران و ریاض وجود ندارد. الان که سیاست چرخش به شرق واشنگتن در حال بروز و ظهور است ما می توانیم به این درک برسیم که عربستان  دریافته است  که دیگر فردی مانند ترامپ حامی سیاست های منطقه ای آنها نیست و رئیس جمهور فعلی آمریکا نیز چندان مایل نیست که واشنگتن مجری برقراری امنیت در منطقه خلیج فارس باشد.

اوباما هم این موضوع را بیان کرد و به اعراب گفت شما باید یادبگیرید که با یکدیگر زندگی کنید.

** اما در زمان ترامپ، این حمایت ها تا حدودی پابرجا بود و بر دشمنی میان تهران و ریاض تاکید می شد.

 اما ما دیدیم که در زمان حمله ایران به تاسیسات نفتی آرامکو( البته عربستان و آمریکا می گفتند که ایران حمله کرده است) ریاض دریافت حتی ترامپ که رابطه نزدیکی با خاندان سعودی و عربستان دارد، هیچ کاری انجام نمی دهد.آمریکا کاری انجام نمی دهد. آمریکا هیچگاه سربازانش را فدای کشوری مانند عربستان نمی کند. یکبار آمریکا برای کویت حاضر شد که یک اتحادی را شکل دهد تا بروند و کویت را آزاد کنند اما این موضوع مجددا تکرار نمی شود. آنها سربازان آمریکایی را به اکراین هم نمی فرستند، برای اینکه حاضر نیستند که با روسیه درگیر شوند. اما این را هم می دانند که ایران هیچگاه به دنبال تصرف عربستان یا  امارات و حتی بحرین نیست. البته شاید اگر ایران زمانی به دنبال تصرف بحرین باشد ائتلافی ایجاد شود تا ایران را از بحرین خارج کنند. درغیر اینصوت به چه صورتی می خواهند عربستان را نجات دهند؟ هیچ کاری  نمی تواند بکند. شاید تنها کاری که می تواند انجام دهد فروش سلاح باشد که این هم خواست آمریکا است چرا که هزینه آن را از سعودی ها دریافت می کند. هرچند که عربستان شیوه درست استفاده از این سلاح ها را هم نمی دانند  و در جنگ یمن این موضوع را ثابت کرد چرا که اگر شیوه درست استفاده از این سلاح ها را می دانست تاکنون جنگ را برده بود. آمریکا باید به آنها کمک کند. من نمی خواهم اعراب را تحقیر کنم ، تنها می گویم این حقیقتی است که اگر تو بهترین ارتش دنیا را هم داشته باشی اما اگر ابتکاری برای به کارگیری آنها نداشته باشی، موفق نمی شوی. منظورم نیروی انسانی کاردان است.

**ما در مورد اینکه  ایران و آمریکا می توانند در مورد چه مباحثی پای میز مذاکرات دوجانبه بنشینند صحبت کردیم. فضای گفت و گوهای  ایران و آمریکا پس از احیای برجام را چطور ارزیابی می کنید؟ به عنوان یک روزنامه نگار این تصمیم و سیاست در آمریکا و در کاخ سفید وجود دارد که به سمت عدم تکرار سیاست خصمانه علیه ایران حرکت کند؟ دیدگاهتان در رابطه با سیاست ایران پس از احیای برجام چیست؟

این موضوع  تاحدی بستگی به سیاست های ایران دارد. اگر ایران  بر سیاست نابودی اسرائیل پافشاری کند هیچ امکانی برای بهبود روابط دوکشور وجود ندارد.

** سیاست واشنگتن چگونه باید باشد؟

آمریکا باید همان کاری که رهبر ایران اعلام کرد را انجام دهد. اینکه گفتند در صورت اجرای درست برجام ما می توانیم در مورد موضوعات دیگر هم  گفت و گو کنیم. البته این صحبت ها در سال 2015 و زمان اجرای برجام بیان شد. خب، آمریکا هم ثابت کرد که قابل اعتماد نیست. البته در آن زمان هیچ فردی فکر نمی کرد رئیس جمهوری مانند ترامپ در آمریکا روی کار بیاید. سووال می کنید که آمریکا چه کاری می تواند انجام دهد؟ آمریکا می تواند از پیشرفت اقتصادی ایران جلوگیری نکند. اگر این اقدام آمریکا قابل دیده شدن باشد ایران هم می تواند واکنش مناسبی نشان دهد اما واکنش ایران هم باید به گونه ای باشد که اجازه ندهد که حوثی ها موشک هایشان را به سمت امارات پرتاب کنند. حالا ممکن است ایران بگوید که ما در این موضوع دخالتی نداریم. اما کنگره هم می گوید که ایران در منطقه خاورمیانه سیاست درستی ندارد. موضوعی که روسای جمهور امریکا همیشه ان را بیان کرده اند. البته شاید یکی از دلایل طرح این موضوعات  (اعمال فشار بر ایران) فشارهای اسرائیل باشد. اسرائیل می گوید این ایران است که می خواهد اسرائیل را از بین ببرد. این ایران است که ما را قبول نمی کند. حتی پادشاهی سعودی هم ما را پذیرفت؛ سعودی ها گفتند به شرط رابطه درست اسرائیل با فلسطینی ها، تل آویو می تواند با ریاض رابطه داشته باشد. اما ایران برعکس این مواضع را دارد. حالا اگر صحبتی نمی کرد ( موضع ضد اسرائیلی نداشت) می توانستیم اینطور اعلام کنیم که یهودی ها در ایران زندگی می کنند. در مجلس ایران نماینده دارند. کنیسه هایشان در ایران دایر است. رستوران مخصوص خود را در تهران دارند. این در حالی است که با ابراز عقاید ( در مورد اسرائیل) مانند همین اظهاراتی که از سوی کاترین شکدم بیان شد؛ او مدعی است برای اسرائیل در ایران جاسوسی می کرده است. شکدم به تایمز اسرائیل گفته است که من به بیت رهبر ایران رفتم، جایی که می خواهند یهودی ها را بکشند. این ادعاها ضد یهود است و به دنبال آن است که بگوید ایران با کلیمی ها بد است و می خواهد  هلوکاست جدید راه بیاندازد. حرفی که چه نتانیاهو و چه بنت و به صورت کلی تمامی نخست وزیران اسرائیل آن را بیان کرده اند که ایران می خواهد بمب اتمی بسازد و آن را بر روی تل آویو بیاندازد. بعد سخنرانی آقای رفسنجانی را نمایش می دهند که میگفت کار اسرائیل با یک بمب تمام می شود. همین موضوعات است که باعث  می شود که آمریکا مخصوصا کنگره بگوید که می خواهیم با ایران به گفت و گو بپردازیم و در مورد موضوعات مشترک (فعالیت های منطقه ای و موشکی ایران) صحبت کنیم. برای همین است که من بر لزوم بازگشایی سفارت خانه ها تاکید می کنم. برای اینکه به نفع هر دو کشور است. بعد هم اگر قرار بر جاسوسی دیپلمات های آمریکایی در ایران باشد همین حالا هم جاسوس های آمریکایی در ایران حضور دارند. وقتی اسرائیل می تواند هر کاری در ایران انجام دهد جاسوسی در سفارت خانه ها که راحت ترین کار است. حداقل آنها را می شناسید. وقتی می گویند لانه جاسوسی است حداقل می توانید آن را زیرنظر داشته باشید. وقتی اسرائیلی ها در ایران دانشمندان کشورتان را می کشند و یا تاسیسات و اماکن مختلف را منفجر می کنند دیگر موضوع جاسوسی نیست. حتی اگر آمریکا در سفارت خانه تهران جاسوس داشته باشد ایران هم می تواند به صورت متقابل در سفارت خانه این کشور در واشنگتن جاسوس داشته باشد. مگر این موضوع به ضرر ایران است؟ ببینید در بدترین زمان جنگ  سرد روسیه در واشنگتن سفارت داشت و FBI هم می دانست  چه کسانی جاسوس و چه کسانی دیپلمات هستند. روسیه هم به همین صورت جاسوسان و دیپلمات های آمریکا در سفارت این کشور در مسکو را شناسایی کرده بود. درست است که ساختمان سفارت آمریکا در تهران دارای ارزش مادی است اما ایران هم املاک با ارزشی در آمریکا دارد که به تصرف دولت این کشور درآمده است.

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار