کد مطلب: 53753

از سرودهای مردم تا درخواست خانواده

روایت یک شاهد عینی از مراسم خاکسپاری مهسا امینی

روایت یک شاهد عینی از مراسم خاکسپاری مهسا امینی

اول گفته شد باید پیکر مهسا امینی زودتر از موعد اعلام شده از سوی خانواده او به خاک سپرده شود. اما خانواده او این اجازه را ندادند و نگذاشتند که او را از آمبولانس پیاده کنند و گفتند ما ساعت ۱۰ با مردم وعده داریم و همان موقع دخترمان را به خاک می‌سپاریم.

الهه محمدی، خبرنگار روزنامه هم میهن که برای پوشش مراسم خاکسپاری مهسا امینی به شهر سقز رفته، ساعاتی پس پایان خاکسپاری فضای مراسم را اینگونه توصیف کرده است. گزارش زیر در حساب توئیتری روزنامه هم میهن منتشر شده؛

مردم گروه گروه راهی قبرستان آیچی شده بودند. زن و مرد، کودک و پیر. و با چشم‌های گریان منتظر پیکر مهسا امینی بودند.

اول گفته شد باید پیکر مهسا امینی زودتر از موعد اعلام شده از سوی خانواده او به خاک سپرده شود. اما خانواده او این اجازه را ندادند و نگذاشتند که او را از آمبولانس پیاده کنند و گفتند ما ساعت ۱۰ با مردم وعده داریم و همان موقع دخترمان را به خاک می‌سپاریم.

پدر مهسا با حال بدی به مراسم خاکسپاری دخترش آمده بود و در دقایقی حالت نیمه‌هشیار داشت.

مردم ازهمان دقایق اولیه سرودهای کردی می‌خواندند. سرودهایی مانند ای رقیب، ای شهید کرد، من رو تنها نگذارید و زنان، زندگی، آزادی.

بعد از خاکسپاری لیلا عنایت‌زاده، فعال زنان سقزی بیانیه‌ای خواند که در آن آمده بود: گشت ارشاد باید جمع شود. برابری حقوق زن و مرد بدون همکاری مردان امکانپذیر نیست.

پدربزرگ مهسا امینی در ادامه مراسم، با گریه شعری از شیرکو بیکس، شاعر کرد خواند؛ شعری با عنوان تهران برای هیچکس نمی‌خندد. و پدر مهسا امینی از مردم می‌خواست که نگذارند برای او و خانواده‌اش مشکلی پیش بیاورند. مردم هم پاسخ می‌دادند: نترس، نترس!

دایی مهسا امینی هم در سخنرانی کوتاهی اعلام کرد ما کوتاه نمی‌آییم و سر تعظیم فرود نمی‌آوریم و مادر او می‌گفت: بلند شو ژینا، مردم برای تو آمده‌اند.

 

منبع خبر : روزنامه هم میهن

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار

پربازدید ترین