کد مطلب: 48368

هشدار بندپی، عضو کمیسیون بهداشت در مورد حذف غربالگری

خودتان را جای مادران کودکان معلول بگذارید

حذف سقط درمانی و غربالگری اجباری در طرح جوانی جمعیت را نخستین‌بار کبری خزعلی، رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۹۹ مطرح کرد که البته واکنش‌های زیادی هم به دنبال داشت. اهمیت آزمایش غربالگری آن‌جا مشخص می‌شود که بدانیم به‌ یاری این آزمایش تاکنون از تولد هفت هزار کودک معلول جلوگیری شده است. این آماری است که سازمان بهزیستی منتشر کرده است. اما با تصویب «طرح جمعیت و تعالی خانواده» قرار است با سیاست‌های بازدارنده خاص، نرخ باروری به حداقل دو و نیم فرزند به ازای هر زن تا سال ۱۴۰۴ برسد. بررسی این طرح برعهده کمیسیون فرهنگی و آموزش، اجتماعی و عمران قرارگرفت و در نهایت با تصویب این طرح، سعی مسئولان بر این است که سازوکار‌های لازم را برای فرزندآوری نهادینه کنند.

نباید در مورد تولدهای مشکل‌دار نگران باشیم

 

بر خلاف  علی‌اصغرعنابستانی، نماینده سبزوار و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس که یکی از موافقان این طرح است، انوشیروان محسنی بندپی، نماینده نوشهر، چالوش و کلاردشت و عضو کمیسیون بهداشت، به‌عنوان مخالف این طرح، نظراتش را در گفت‌وگویی اختصاصی با خبرنگار پارلمانی «فراز» توضیح داده است. 

 

 انتقادپذیری و خداترسی در تصمیم‌گیری؛ دو عنصر گمشده!

به نظر من یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک مسئول، به‌ویژه در مقام تصمیم‌گیری، انتقادپذیری و خداترسی اوست. وجود یا نبود این دو نکته مهم می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های وی تاثیر بسیار زیادی بگذارد. متاسفانه من این دو عنصر موثر را در تصویب « طرح جمعیت و تعالی خانواده» در بین دوستان زیاد ندیدم. حتی در این مورد حداقل از خانم‌های نماینده انتظار دیگری داشتم؛ انتظار این‌که خود را جای زنانی بگذارند که ممکن است با این اجرای این طرح، فرزند معلولی را به دنیا بیاروند. من به‌عنوان یک متخصص بهداشت، خانواده‌هایی را می‌شناسم که بدون توجه به غربالگری که به هرحال مدت‌ها در کشور ما اجر می‌شد، متاسفانه تا پنج فرزند معلول دارند. اصلا این مثال واقعی را بگذاریم کنار، آیا کسی می‌تواند تصور کند که حتی داشتن یک فرزند معلول، چه بار عاطفی و اقتصادی سنگینی بر دوش خانواده و نهادهایی مانند سازمان بهزیستی می‌گذارد؟ من معتقدم تمام انرژی خودمان را باید برای جلوگیری از تولد فرزند معلول به میدان بیاوریم. اما متاسفانه با این طرح، عملا موانع تولد فرزندان معلول برداشته می‌شود.

 

سقط جنین قانونی، از واقعیت تا توهم

برخی دوستانی که اصرار بر تصویب این طرح داشتند، معتقدند که تعداد سقط جنین قانونی بسیار زیاد است. در حالی‌که سقط جنین قانونی در کشور ما، بین ۸ تا ۱۲ هزار در سال است. اما همین دوستان باید متوجه باشند بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار سقط غیرقانونی هم در همین بازه زمانی داریم. اگر ما بتوانیم جلوی ده درصد سقط غیرقانونی را بگیریم ، به چهل تا پنجاه هزار نفر در سال می‌رسیم که به جمعیت کشور اضافه می‌شود. اگر این میزان به پنجاه درصد برسد، فکر کنید تا چه حد به جمعیت کشور افزوده خواهد شد. ما باید امروز بپذیریم که هر تصمیمی که می‌گیریم باید مبنای علمی داشته و به نفع آحاد مردم باشد. من هفته پیش دعوت شدم به یک مسابقه طناب‌کشی در بابلسر، که نیروهای آتشنشانی هم در آن شرکت داشتند، این نیروها با این‌که از نظر بدنی، ضعیف‌تر از تیم مقابل بودند، بر آن‌ها پیروز شدند؛ وقتی من علت را پرسیدم، گفتند طناب‌کشی تابع ریاضی و علمی دارد و چندان به زور بازو مربوط نمی‌شود! ببینید، وقتی یک بازی، یک مسابقه، تا این حد علمی شده که تاثر عوامل دیگر را کم می‌کند، چرا ما باید در مورد فرزندآوری، وجه علمی مانند غربالگری را نادیده بگیریم؛ در حالی‌که به جای آن با جامعه‌شناختی و فهم شرایط مردم، باید بتوانیم جلوی سقط‌های غیرقانونی را بگیریم. البته که اجرای این طرح بر تعداد سقط‌های غیرقانونی و زیرزمینی اضافه خواهد کرد. یعنی وقتی غربالگری حذف شود، همان ۱۲ هزار به این سقط‌های غیرقانونی اضافه خواهند شد. وقتی من با دلایل مختلف، مخالفتم را با این طرح اعلام کردم به من گفتند نظرات شما به درد انگلیسی‌ها می‌خورد؛ یعنی به نوعی به بنده توهین هم کردند.

 

آن‌هایی که موافق طرح هستند، یک هفته به سازمان بهزیستی بروند!

افرادی که موافق این طرح هستند احتمالا تصوری از نگهداری فرزند معلول ندارند. پیشنهاد من به عنوان رئیس سابق سازمان بهزیستی این است که این افراد برای کمک نه، فقط برای تماشا یک هفته به بهزیستی بروند و با خانواده‌هایی که معلول دارند دیدار کنند و از نزدیک با مشکلات آن‌ها آشنا شوند. با حذف طرح غربالگری، ممکن است مادری که طبعا به دلایل شرایط اقتصادی امروز، دیر هم ازدواج کرده، یک فرزند معلول به دنیا ‌آورد، آنوقت زمانی‌که همین مادر به سن پیری رسید و نیاز به کمک فرزند دارد، چه باید بکند؟ با کدام توان و تا دم مرگ باید از فرزند معلولش نگهداری کند؟ این فشار مستقیما به مادران وارد می‌شود. برای همین است که می‌گویم من تعجب می‌کنم چطور نمایندگان خانم مجلس با این طرحی که فشار بسیار زیادی بر زنان و مادران وارد می‌کند، موافقت کردند. این مادران از نظر روحی-روانی و عاطفی و جسمی، مدام تحت فشار هستند و در شرایطی خودشان به رسیدگی نیاز دارند. نگهداری از فرزند معلول یعنی شست‌وشو و حمل و نقل و رسیدگی به خورد و خوراک و پوشاک فرد معلولی که حالا به چهل سالگی رسیده! آیا این مسئله فشار سنگینی بر مادر وارد نمی‌کند؟ حالا مشکلات اقتصادی و پزشکی که این خانواده متحمل می‌شوند، به کنار. به هر حال من انتظار داشتم رسانه‌ها قبل از تصویب این طرح نهایت تلاش خود را برای اطلاع رسانی انجام دهند. اما حالا دیگر طرح هم تصویب شده و هم به تائید شورای نگهبان رسیده است.

 

ما اساسا مشکلی به نام کاهش جمعیت نداریم

من معتقدم با همین ترتیبی که داشتیم جلو می‌رفتیم، آن وقفه جمعیتی خود به خود حل می‌شد. و ما تا ده سال آینده مشکلی به نام کاهش و پیری جمعیت نخواهیم داشت. ضمن این‌که مردم به خاطر طرح‌های به ظاهر تشویقی، به سوی افزایش فرزندآوری نخواهند رفت. الان قیمت پراید دارد به ۲۰۰ میلیون تومان نزدیک میشود، تشویقی ۴۰و۵۰ و ۷۰ میلیون تومانی برای سه فرزند چه مشکلی از این خانواده حل خواهد کرد؟ قسط این وام‌ها را چه کسی قرار است بدهد؟ با کدام درآمد وشغل؟ اساسا اعتبارات لازم برای دادن این تشویقی‌های نقدی، یا مسکن، یا زمین، در کجا دیده شده و دولت این‌همه اعتبار را با کسری بودجه‌ای که دارد، از کجا خواهد آورد؟

 

اشتغال بر ازدواج اولویت دارد

یکی از ایرادهای من به این طرح، این است که مشکلات اقتصادی جوانان و خانواده‌های‌شان مورد توجه قرار نگرفته. اکثر جوانان ما الان بیکاراند و هنوز در خانواده پدری زندگی می‎کنند و دست‎شان در جیب والدین است. وقتی جوانی شغلی و درآمدی داشته باشد، از نظر جایگاه اجتماعی، به نوعی اعتماد به نفس هم دست می یابد و همین اعتماد به نفس، به طور اتوماتیک او را به سمت استقلال و تشکیل خانواده سوق می‎دهد. در این صورت این جوان اصلا نیازی به انواع تشویقی‎‌های  دست و پاگیر که برایش بار مالی فراوان و مضاعف دارد، نخواهد داشت. به قول رئیس انجمن مددکاران ایران، این فرزندآوری و باروری زوری، نتیجه‌ای را که طراحان این طرح انتظار دارند، درپی نخواهد داشت. در قرن ۲۱، این نوع روش‌ها پاسخ نمی‌دهد. والدین مگر الان می‌توانند درتصمیم‌گیری فرزندان‌شان دخالت کنند. یا اصلا به خودشان چنین اجازه‌ای می‌دهند که با ادبیات زور و تحکم با فرزندان خود صحبت کنند؟ طبعا مردم این جامعه را هم  امروز  با زور و تحکم و یا اسمش را بگذاریم تشویق، نمی‌توان صحبت، و در زندگی و تصمیم‌گیری آن‌ها دخالت کرد.

 

 نظر شما در مورد ردیابی زنان بادار و رهگیری آنان چیست؟

ببینید، مادران باردار در تمام کشورهای توسعه یافته، رهگیری می‌شوند، البته که این رهگیری ها برای معاینات دوره‌ای و حفظ سلامت مادر وفرزند، تامین دارو و پوشاک و نیازمندی‌های دیگر مادر است. این قانون در این کشورهای تعریف شده و افرادی از سوی شبکه بهداشت به خانه زنان باردار مراجعه کرده و آزمایش‌ها ومراقبت‌های لازم را انجام می‌دهند. این رهگیری مادر، جنبه پلیسی ندارد و صرفا برای کمک به  خانواده و مادر است. در حالی‌که در طرحی که مجلس ما تصویب کرده، مادر باردار رهگیری می‌شود تا مبادا در این فاصله اقدام به قطع بارداری و سقط کند. البته آن روش کشورهای پیشرفته در رهگیری و کمک به مادر، نیازمند شبکه گسترده‌ای از پزشکان خانواده است. پزشک خانواده است که این امور خانواده را کنترل می‌کند و به طور دوره‌ای مراقبت‌های ویژه را برای خانواده انجام می‌دهد. ما هنوز چنین سیستم و زیرساختی در کشور نداریم.

 

شما به عنوان عضو کمیسیون بهداشت چه برنامه ای در زمینه پزشک خانواده و سلامت الکترونیک دارید؟

ما مدتی است تلاش می کنیم و به وزیر بهداشت فشار می آوریم که یک تصمیم اساسی و کاربردی و عملی در مورد پرشک خانواده گرفته شده و برنامه‌ریزی‌های عملی در این مورد انجام دهند. بله اگر ما در کل کشور، در هر محله و برای مثلا هر ده یا بیست خانواده یک پزشک خانواده داشته باشیم، اجرای طرح رهگیری مادر باردار و رصد سلامت او امکان دارد. اما ما این زیرساخت‌‎ها را نداریم. پس رهگیری مادر در این‎جا چه معنای خاصی می‎‌دهد؟ مثبت شدن تست بارداری یک مادر در کشور توسعه‎یافته به این معنی است که یک نفر متخصص مامور مراقبت از این مادر می‌شود و ارتباط بین این فرد مراقب و مادر باردار چنان صمیمی و عاطفی می‌شود که بعد از تولد فرزند هم ادامه پیدا می‌کند. یعنی مادر و فرزند رها نمی‌‎شوند و مراقبت‌های روحی-روانی  بعد از زایمان هم انجام می‌گیرد؛ مبنای این خدمات، پزشک خانواده است و البته که هیچ بار مالی و اقتصادی بر خانواده تحمیل نمی‌کند و این خدمات و حتی هزینه زایمان وبیمارستان رایگان است. وزارت بهداشت ما پول کلانی هزینه می‌کند، اما در کجا؟ با کدام برنامه‌ریزی و برای کدام هدف؟ بیشتر این خرج کردن‌ها در وزارت بهداشت، سرگردان است. هزینه اگر در مسیر پزشک خانواده و سلامت الکترونیک، معطوف شود، بسیاری از مشکلات خانواده، فرزندان ومادران باردار حل می‌شود. این پزشک خانواده است که با آزمایش‌های مختلف تشخیص می‌دهد مادر باید سقط کند یا نه، می‌شود به نحوی و با کمک متخصص، بچه را حفظ کرد. این فرآیند تشخیصی ابتدایی در کشور ما وجود ندارد، چون پزشک خانواده نداریم.     

 

 در نهایت نظر کلی شما در مورد این طرح چیست؟

ببینید، برخی نمایندگانی که به این طرح رای داده‌اند، به‌ویژه خانم‌ها، در مورد این طرح، با متخصص و کارشناس، مشورت نکرده‌اند. متاسفانه ما زیاد و بدون پیش‌آگاهی و فقط با در نظر گرفتن یک هدف یا مشکل، یا طرح ارائه می‌دهند یا این‌طور طرح‌ها را تصویب می‌کنند. حلقه مفقوده در این طرح، به نظر من پزشک خانواده است و ما در کمیسیون بهداشت، در حال بررسی این طرح هستیم و البته وزیر بهداشت هم قول همکاری داده و من هم تصمیم دارم از کمک کارشناسان و متخصصان داخلی و خارجی استفاده کرده و مشورت بگیرم.       

 

خبرنگار : آذر فخری

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار