کد مطلب: 44718

سیستان و بلوچستان، راه ایران برای هژمونی بر آسیای میانه

ایران، این سرزمین باستانی و عزیز در تمام خاک خود ظرفیت های نهفته بسیاری دارد که بهره برداری از این ظرفیت های بزرگ و شگفت انگیز نیازمند انسان هایی خوش فکر و خلاق و با دانش دارد. یکی از مناطق بسیار محروم ایران استان سیستان و بلوچستان است که همواره در طی این سال ها با شنیدن اخبار آن یا دیدن تصاویر آن همه ما قطعا شرمنده و ناراحت شده ایم. استان سیستان بلوچستان از قدیم همواره وابستگی به آب رودخانه هیرمند داشته است برای فعالیت هایی از قبیل کشاورزی و سایر فعالیت های وابسته به آن. اما در سال های اخیر مقامات افغانستانی همواره بهانه تراشی کرده و مانع انتقال آب به هیرمند به دریاچه هامون شده‌اند و این علاوه بر افزودن بر شدت فقر همواره باعث شده است که این استان با مشکلات زیست محیطی از قبیل گرد و غبار و سیلاب ها رو در رو باشد. اما در این نوشتار قصد داریم طرحی را ارائه دهیم که اجرای آن با توجه به شرایط کنونی کشور ممکن نیست اما در صورت اجرا معجزه خواهد کرد.

 

استان سیستان و بلوچستان موقعیت منحصر به فردی دارد. این استان به اقیانوس هند راه دارد و تنها بندر اقیانوسی ایران (بندر چابهار) در آن قرار گرفته است. امتداد سواحل این استان نیز زیاد بوده و ظرفیت ساخت چندین بندر بزرگ در آن وجود دارد و چون با اقیانوس هند مرتبط است موقعیت بسیار مطلوبی را نیز دارا می باشد.

 

بخش دیگر ماجرا محصور در خشکی بودن کشور های آسیای میانه است. کشور های ازبکستان، تاجیکستان، قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان و افغانستان به دریاهای آزاد راه ندارند و اصطلاحا محصور در خشکی هستند. این کشورها برای واردات و صادرات و حتی پرواز ها و... نیازمند اجازه گرفتن از کشور معبر می باشند. این رابطه باعث نوعی انفعال این کشور ها در برابر کشور معبر می باشد به اضافه این که هزینه حمل و نقل زمینی و هوایی در برابر حمل و نقل دریایی بسیار بالا بوده و توان جابه جایی آن نیز بسیار کمتر است.

 

با ارتباط دادن این دو بخش، ایران می تواند در سواحل مکران مناطق ویژه ای برای هریک ازین چند کشور اختصاص دهد که بنادر خود را با استفاده از نیروی بومی منطقه سیستان و بلوچستان تحت نظارت ایران بسازند و واردات و صادرات خود را از این منطقه انجام بدهند. این مهم باعث افزایش وزن ژئوپلتیکی ایران در منطقه شده و ایران از این حالت انزوا بیرون خواهد آمد به علاوه ثروت عظیمی از راه حق ترانزیت از این کشور ها دریافت خواهد کرد و به نوعی در حالت بالا دستی این کشور ها قرار خواهد گرفت و باعث رونق اشتغال مردمان این منطقه خواهد شد. چون علاوه بر اشتغال در ساخت بندر و اداره آن، کارمندان و کارکنان این بنادر نیازمند خدمات تفریحی و رفاهی و حمل و نقل می باشند که این ها تماما زمینه اشتغال مردمان این مناطق است.

 

علاوه بر این برای ترانزیت کالا و خدمات نیاز است راه آهن چابهار تکمیل شود یا از راه زمینی این ترانزیت  از راه افغانستان یا ترکمنستان به سمت آسیای میانه انجام شود که در هر صورت دوباره زمینه استغال بیشتر فراهم است چون اگر زمینی باشد نیازمند خدمات بین راهی مانند پمپ سوخت و خدمات غذایی می باشند و در هر صورت ثروت نهفته این استان پهناور نمایان می شود و مردمان این مناطق جایگاه واقعی خود را باز خواهند یافت.

 

نکته دیگر این که این طرح در مقطع کنونی با شرایط کنونی قابل اجرا نیست ولی در صورت اجرا ایران جایگاه بالا دستی در قبال کشور های آسیای میانه پیدا می کند و چون فرهنگی و زبان ایرانی هنوز در این مناطق وجود دارد ایران دارای یک عمق استراتژیک طبیعی در این مناطق است و می تواند به فکر تشکیل اتحادیه ای همپارچه با این کشور ها باشد که دارای پول واحد نیز باشند که بتواند جایگزین اتحادیه شانگهای بشود و کشور های آسیای میانه نیز با متنوع کردن مجاری صادرات و واردات خود قدرت بازیگری داشته باشند. اگر این اتحادیه با ابتکار ایران تشکیل شود چون باعث افزایش وزن ژئوپلتیکی ایران می شود باعث می شود تحریم ها نیز تا حدودی بی اثر بشوند.

 

پس به واقع می توان گفت که وجب به وجب خاک ایران دارای ظرفیت های زیادی است و استان سیستان و بلوچستان به واقع دارای ثروت بالقوه بزرگی است.

 

اما در پایان باید گفت ایران در این راه با چالش های متعددی رو به روست که مهمترین آن تحریم ها و کمبود سرمایه است و البته ایران در آسیای میانه رقیبانی قدرتمند از جمله چین و ترکیه و روسیه را دارد که با توجه به توان کنونی ایران و اولویت های حکومتی دنبال کردن این برنامه کمی بعید به نظر می رسد و باید به دنبال عملیاتی شدن آن در برهه ای مناسب بود.

 

نویسنده : علی درزلو

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار