|
کد مطلب: 52672

برآورد اکونومیست از وضعیت اقتصاد جهانی

پول‌دارها پول‌دارتر و فقرا فقیرتر شده‌اند

کشورهای در حال توسعه حالا با چشم‌انداز اقتصادیِ تیره‌تری روبرو هستند. اثرات مخرب همه‌گیری، از جمله تأثیراتی که بر تحصیل و سرمایه‌گذاری گذاشته است، رشد را محدود می‌کند؛ بدهی‌های سنگین و چالش‌های ناشی از جنگ روسیه در اوکراین هم که دیگر بماند.

کووید۱۹ از اول هم برای فقرا پدیده خوبی نبود. با این حال این بیماری از آغاز با افزایش نابرابری همراه نبود.

 

اقتصادهای ثروتمندتر نسبت به بسیاری از اقتصادهای فقیر، در سال ۲۰۲۰، با کاهش بیشتری در تولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر مواجه شدند... ضمن آنکه در این کشورها، بسته‌های محرکی وجود داشتند که از فقیرترین‌ها در برابر فقر محافظت می‌کردند.

 

اما در حالی که همه‌گیری را پشت‌سر می‌گذاشتیم، تأثیرات آن نیز بر نابرابری جهانی تغییر می‌کرد.

 

کشورهای ثروتمندتر، به نسبت کشورهای فقیرتر، دسترسی بهتری به واکسن داشتند و بیشتر می‌توانستند از پسِ هزینه‌های برنامه‌های حمایتی و بهبود بر‎آیند.

 

اثر خالصی که این همه‌گیری به همراه داشت، افزایش نابرابری در میان کشورها بود که باعث شد برخی اقدامات به سطوح ابتدایی دهه ۲۰۱۰ برگردد.

 

بنابراین کاهش طولانی در نابرابری جهانی که از حدود سال ۱۹۹۰ آغاز شده بود، حالا به پایان رسیده و به نظر می‌رسد که شکاف میان فقیر و غنی رو به افزایش است. زیرا کشورهای فقیر به زمان بیشتری برای بهبودیافتن از کووید نیاز دارند.

 

با این حال شاید دلیل این نابرابری‌ها توضیح چندان ناخوشایندی هم نداشته باشد.

 

برای درک علت، دو شکل متفاوت از نابرابری را در نظر بگیرید:

 

شکاف‌هایی که در داخل یک کشور و میان کشورها رخ می‌دهد. از دهه ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ نابرابری در بسیاری از کشورها افزایش پیدا کرد (که بسیاری از کشورهای در حال ظهور از جمله آنها بودند)؛ زیرا ثروتمندان امریکایی، بریتانیایی، چینی و غیره، عمل‌کرد بهتری نسبت به هم‌وطنان فقیر خود داشتند.

 

با این حال سهم این پویایی درون‌کشوری، توسط ثروت‌های متفاوت ممالک ثروتمند و فقیر، به عنوان یک کل، بسیار ناچیز محسوب می‌شد.

 

از آنجا که کشورهای فقیرتر، رشدی سریع‌تر از کشورهای ثروتمند داشتند و کشورهای بزرگی نظیر چین و هند، عملکرد خوبی از خود نشان می‌دادند... بنابراین اتفاقی که افتاد این بود که اثر خالص تغییرات در سراسر اقتصاد جهانی، کاهش شدید نابرابری در جهان بود.

 

پس از آن، و در دهه پیش از همه‌گیری، پیشرفت متوقف شد.

 

تغییر در توزیع درآمد در داخل کشورها، دیگر عاملی برای افزایش نابرابری نبود (در واقع در برخی از سال‌های اخیر، تغییرات درون‌کشوری به کاهش نابرابری جهانی در شبکه کمک کرده است.)

 

اما این روند عموماً خوشایند، در کنار توقف پیشرفتی اتفاق افتاد که در کاهش شکاف درآمدی میان کشورها وجود داشت.

 

به عنوان مثال در دهه ۲۰۰۰، اقتصادی در صدک سی‌ام توزیع درآمد جهانی، به طور متوسط رشد سالانه‌ای دو درصد سریع‌تر از امریکا داشت (بر حسب تولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر).

 

در مقابل، در دهه ۲۰۱۰، تولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر در صدک سی، رشدی اندکی کندتر از امریکا داشت.

 

نتیجه آنکه، معیارهای نابرابری جهانی از حدود سال ۲۰۱۴ تا آستانه همه‌گیری، بهبود بسیار اندکی را نشان دادند.

 

در طول همه‌گیری، واکسن‌ها و محرک‌های سخاوتمندانه‌تر در جهان ثروتمند، شکاف میان کشورها را بیشتر کرد.

 

بدتر آنکه بانک جهانی محاسبه کرده که بار کاهش درآمدی در کشورهای فقیرتر به طور نامتناسبی بر دوش کشورهایی می‌افتد که در انتهای طیف درآمدی قرار دارند.

 

در نتیجه، افزایش نابرابری جهانی، هم منعکس‌کننده شکاف بیشتر میان کشور فقیر و غنی، و هم افزایش نابرابری در اقتصادهای فقیر بود.

 

کشورهای در حال توسعه حالا با چشم‌انداز اقتصادیِ تیره‌تری روبرو هستند. اثرات مخرب همه‌گیری، از جمله تأثیراتی که بر تحصیل و سرمایه‌گذاری گذاشته است، رشد را محدود می‌کند؛ بدهی‌های سنگین و چالش‌های ناشی از جنگ روسیه در اوکراین هم که دیگر بماند.

 

صندوق بین‌الملل پول تخمین می‌زند که تا سال ۲۰۲۴، تولید در سراسر جهان نوظهور، احتمالاً بیش از ۵ درصد پایین‌تر از روند پیش از همه‌گیری باقی خواهد ماند...

 

... در حالی که این مقدار در اقتصادهای ثروتمند، کمتر از ۱ درصد، پایین‌تر از روند خواهد بود (خروجی امریکا بالاتر از این مقدار خواهد بود).

 

با این حال، بالاتر بودن نابرابری جهانی، از یک توسعه مسرت‌بخش نیز حکایت دارد. کار اخیر راوی کانبور، از دانشگاه کرنل، و ادواردو اورتیز خوارز، و اندی سامنر از کالج کینگ لندن، نشان می‌دهد که نابرابریِ اندازه‌گیری شده‌ی جهانی، ممکن است به همان دلیلی که در دهه‌های اخیر کاهش داشته، در سال‌های آینده به طور پیوسته افزایش پیدا کند.

 

در حالی که جهان نوظهور به طور کلی از دهه ۱۹۸۰ جای خود را در کشورهای ثروتمند باز کرده است، سهم اصلی کاهش نابرابری جهانی در آن زمان به رشد سریع اقتصادی در چین و هند نسبت داده شد.

 

تولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر در چین، در حال حاضر تقریباً به میانگین جهانی رسیده است... نقطه عطفی که امکان دارد هند در دهه ۲۰۳۰ به آن دست پیدا کند.

 

و چنان‌چه درآمد این کشورها از این آستانه عبور کند، رشد مستمر آنها، در عوضِ کاهش، منبع افزایش نابرابری خواهد بود.

 

غنی‌سازیِ دو کشوری که بیش از یک‌سوم جمعیت جهان را در خود جای داده‌اند، بی‌شک یکی از موفقیت‌های اقتصادی بزرگ در چهار دهه گذشته بوده است.

 

با این حال، این تأثیر تأسف‌بار را نیز به همراه داشته که پیشرفت ناامیدکننده افرادی که پایین طیف توزیع درآمدی قرار دارند را بیشتر به رخ کشیده است.

 

 

 

منبع خبر : اکونومیست

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار