کد مطلب: 52652

درس حکمرانی یک ورزشکار به سیاسیون

جمله طلایی قهرمان کاراته که کسی نشنید؛ حضرات! کنار بکشید

روز سه شنبه سخنان افشاگرانه ذبیح‌الله پورشیب چهره مطرح کاراته کشور بسیار خبرساز شد. این ورزشکار پرافتخار ایران در یک برنامه تلویزیونی فاش کرد که برخی مسئولین ورزشکاران را به رفتن از کشور ترغیب می کنند. اما در سخنان او نکته مهم دیگری هم بود که زیر سایه این افشاگری گم شد.

پور شیب در این سخنان اینگونه روایت کرد؛ به امام حسین قسم مسئول ورزش گفت به سلامت، از این مملکت بروید. چنین روایتی به قدر کافی تکان دهنده و تاسف بار هست که توجهات را جلب خود کند. هر چند شاید تعجب آمیز نباشد، چه اینکه حتی جسته و گریخته هم برخی چهره ها همین توصیه و یا بهتر بگوییم تهدید را به صورت عیان نیز در سال های اخیر مطرح کرده اند.

 

اما پور شیب یک حرف مهم دیگر هم زد. جملات او را می توانید از دقیقه 2:20 تا 2:50 در فیلم مربوط به این برنامه بشونید.

 

جملات او در این 30 ثانیه دقیقا این است: ما ورزشکاران زمانی که در تیم ملی هستیم، اگر نتیجه نگیریم و این نتیجه نگرفتن تکرار شود خودمان کنار می کشیم. می گوییم آن احترام، آن عزت و آن جایگاه حفظ شود. این را از مسئولین هم می خواهم؛ یک تفکری که قدیمی می‌شود، می ماند و هیچ تغییری ایجاد نمی شود و همه می گویند نباشی بهتر است، با احترام بروید و فرصتی به جوان ترها بدهید.

 

پور شیب ایجا به ساده ترین شکل ممکن یک قاعده طلایی و بسیار مهم حکمرانی و سیاستگذاری را به مسئولین کشور یادآور شده؛ وقتی عدم موفقت تکرار می شود یا مسیر را عوض کنید و یا کنار بروید تا کسانی که می توانند راه دیگری بروند جای شما بیایند.

 

در واقع یکی از بنیادی ترین مشکلات حکمرانی امروز ایران در همین نکته ساده اما طلایی مستتر است. اینکه بسیاری از مسئولین ما به واسطه تلاش برای ماندن نه می خواهند اصل شکست را در کار خود بپذیرند و نه اشتباه بودن مسیر منتهی به آن نتیجه شکست خورده را. بنابراین علی رغم همه منطق روشن و مشهودی که وجود دارد باز راه همان راه است، رهرو همان رهرو و طبیعتا نتیجه هم همان نتیجه.

 

مثلا صنعت خودروی کشور را ببنید؛ ۴۰ سال است که در حال طی کردن مسیری هستیم که حتی دیگر دانشجوی سال دوم مدیریت یا اقتصاد هم می فهمد این مسیر به جایی نخواهد رسید. اما حضرات مسئول با کوله باری از عناوین دانشگاهی و سوابق مدیریتی هزار و یک توجیه برای ادامه همان مسیر و البته ماندن خودشان می تراشند و در نهایت نتیجه همان نتیجه ای است که حالا یک شهروند عامی در دورترین نقطه ایران هم می تواند آن را حدس بزند.

 

در شهرسازی، بانکداری، سیاست خارجی، کشاورزی، مدیریت منابع آب، کنترل آسیب های اجتماعی، آموزش عالی و هر چه که فکرش را بکنید یکی از بنیادی ترین مسایل همین است. اینکه مثل سخنان ذبیح‌الله پورشیب کسی قرار نیست شکست و در تاثیر نتیجه مسیر منتهی به شکست و نقش افراد دخیل در آن را قبول کند. شکست ها یا قرار است انکار شوند، یا با بهانه هایی توجیه شوند و یا اساسا پیروزی تلقی گردند.

 

خلاصه اینکه اگر همین توصیه ساده و صادقانه ورزشکار ایرانی در کشور شنیده و به کار بسته می شد، امروز شاید بار مشکلاتی که روی دوش جامعه سنگینی می کرد ده ها بار کمتر بود و ملت ایران داغ های به مراتب محدودتری از فرصت های سوخته بر دل داشت. کافی بود همین توصیه در سطح مسئولان ما عملی می شد تا امروز ایرانیان ملتی شادتر و با احساس خوشبختی و امید بیشتر می بودند.\

 

البته حتما که بقیه درد دل های این ورزشکار هم مهم هستند و به جای خود نیاز به تامل و پیگیری دارند. 

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار