کد مطلب: 53849

یکی دیگر از مزایای متعدد آموختن موسیقی

به بچه‌ها ساز یاد بدهید؛ باهوش‌تر می‌شوند!

به بچه‌ها ساز یاد بدهید؛ باهوش‌تر می‌شوند!

پژوهش‌های تطبیقی و مقایسه‌ای که میان نوازندگان و غیر موسیقی‌دانان صورت گرفته است، نشان می‌دهد که آموزش موسیقی، با مزایای شناختی کوچک و در عین حال قابل‌توجهی در ارتباط است... و این موضوع حتی اگر فاکتورهای متفرق و مخدوش‌کننده‌ای نظیر وضعیت اجتماعی-اقتصادی فرد را هم در نظر بگیریم، کماکان صدق می‌کند...

 

 

از گیتار‌نوازی در کنار آتش گرفته تا پذیرایی از مهمانان در یک شام رسمی، آن هم با قطعه‌ای که با پیانو نواخته می‌شود، هنر نواختن یک آلت موسیقی قطعاً هنر ارزشمندی‌ست.

 

با این حال، شواهد نشان می‌دهند که دستاوردهای این کار بسیار فراتر از شادیِ موقتی است که با نواختن یک ساز برای خود یا دیگران ایجاد می‌کنیم: کسانی که ساز می‌نوازند، اغلب در تست‌های شناختی نیز عملکرد بهتری نشان می‌دهند.

 

این موضوعی ثابت‌شده است که ارتقاء شناختی در فرد، با نتایج مثبتی در زندگی در ارتباط است؛ مثل یافتن شغل بهتر و یا بهره‌گیری از سلامتی بیشتر.

 

با این حال معلوم نیست که آیا مهارت‌های شناختیِ ارتقاء‌یافته حالت موقتی دارند و یا پایا هستند.

 

تحقیقاتی که به تازگی در سایکالوجیکال ساینس منتشر شده، نشان داده است که مزایای هنر نواختن یک آلت موسیقی برای چندین دهه بقا دارد.

 

پژوهش‌های تطبیقی و مقایسه‌ای که میان نوازندگان و غیر موسیقی‌دانان صورت گرفته است، نشان می‌دهد که آموزش موسیقی، با مزایای شناختی کوچک و در عین حال قابل‌توجهی در ارتباط است... و این موضوع حتی اگر فاکتورهای متفرق و مخدوش‌کننده‌ای نظیر وضعیت اجتماعی-اقتصادی فرد را هم در نظر بگیریم، کماکان صدق می‌کند.

 

یافته‌های مطالعات تجربی با کودکان نیز از این ایده حمایت می‌کند که موسیقی باعث ارتقاء وضعیت شناختی کودک می‌شود. در واقع شواهد موجود نشان داده‌اند که تنها دو سال آموزش موسیقی، کیفیت شناختی را بهبود می‌بخشد.

 

متأسفانه محدودیت عمده‌ای که این مطالعات داشتند، «کمبود زمانی آنها» بود. می‌شود گفت که تقریباً همه آنها دوره‌های بررسی و پایش کوتاهی داشتند.

 

اما این موضوع به این دلیل نبوده که روان‌شناسان تمایلی به پایشِ طولانی‌مدت افراد نداشته‌اند؛ بلکه عامل عمده ایجاد این محدودیت، کمبود زمانی و کاستی منابع بوده است.

 

واقعیت این است که انجام آزمایشات در طول چندین دهه، به لحاظ لجستیکی، چالش‌برانگیز، و پر‌هزینه است. و این امر، تعیین اینکه آیا تغییراتِ شناختیِ مرتبط با یادگیریِ نواختن یک ساز، در طول زندگی فرد پایا باقی می‌مانند یا خیر، عملاً غیر‌ممکن شده است.

 

جودیت اوکلی از دانشگاه ادینبورگ، به همراه همکارانش، ایان دیری، و کیتی اوری، راه‌حلی را برای این مشکل قدیمی شناسایی کرده‌اند: «مطالعات هم‌گروهیِ تولد لوتیان (دو مطالعه‌ای که عمدتاً شامل تحقیق در مورد چگونگی ارتباط هوش کودک، با هوش و سلامتی او در دوران پیری بود. م.)»

 

در یکی از روزهای سال ۱۹۴۷ دولت اسکاتلند، هوش تقریباً تمام کودکان ۱۱ ساله‌ای را که در این کشور به مدرسه می‌رفتند، آزمایش کرد. در سال ۱۹۹۷، دکتر دیری، با ۱۰۹۱ نفر از آن افراد تماس گرفت و بار دیگر آنها را در فاصله سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۷ مورد آزمایش قرار داد.

 

این مطالعه کماکان ادامه دارد و شرکت‌کنندگان هر سه‌سال یک‌بار، به لحاظ شناختی مورد آزمایش قرار می‌گیرند.

 

با وجودی که از آغاز امر، اطلاعات مربوط به توانایی نواختن موسیقی به عنوان بخشی از این مطالعه جمع‌آوری نشد [در حالی که ذهن پژوهش‌گران درگیر این موضوع بود که یادگیری یک ساز، به چه ترتیبی باعث شکل‌گیری شناخت در طول زمان تا اوایل سال ۲۰۱۷ شده است]، دکتر اوری محقق دانشکده موسیقی رید دانشگاه ادینبورگ، دریافت که هنوز دیر نیست که از همان شرکت‌کنندگان اصلی در مورد تجارب موسیقی‌شان هم سؤال شود.

 

محققان در کار مشترک خود پرسش‌نامه‌ای تهیه کردند تا بدین ترتیب اطلاعاتی را در باب تجربه موسیقی در طول زندگی افراد جمع‌آوری نمایند.

 

این پرسش‌نامه توسط اعضای گروه پیشین، که در سن ۸۲ سالگی برای مطالعه بیشتر به این پژوهش بازگشته بودند، تکمیل شد.

 

از شرکت‌کنندگان سؤال شده بود که چند ساز می‌نواختند و نحوه آموزش‌شان به چه ترتیب بوده. همین‌طور ازشان پرسیده شد چند سال تمرین منظم داشته‌اند و به چه سطح عملکردی (مبتدی، متوسط یا پیشرفته) رسیده‌اند.

 

در مجموع ۳۶۶ تن از اعضا، پاسخ‌های معنادار و قابل بررسی ارائه دارند. ضمن آنکه ۱۱۷ نفر اعلام کردند که تجربیاتی را با ادوات موسیقی داشته‌اند.

 

محققان به طور کلی دریافتند که رابطه مثبت معناداری میان نواختن یک ساز و تغییر در توانایی شناختی در طول زمان وجود دارد.

 

به طور خاص، هر چه فرد سال‌ها و ساعت‌های بیشتری را به تمرین با یک آلت موسیقی اختصاص داده باشد، احتمالِ اینکه در طول زندگی خود، تغییرات شناختی مثبت‌تری را تجربه کند، بیشتر است.

 

این اثر به لحاظ اندازه شاید اندک بود، اما به لحاظ ماهوی قابل اعتنا تلقی می‌شد. و این موضوع حتی در صورت وجود عوامل مخدوش‌کننده‌ای نظیر سال‌های تحصیل و یا وضعیت اجتماعی-اقتصادی فرد نیز کماکان صدق می‌کرد.

 

اینکه دقیقاً چرا یادگیری موسیقی چنین تأثیراتی را دارد، هنوز معلوم نیست. محققان این نظریه را مطرح می‌کنند که واداشتن افراد به استفاده منظم از ترکیبی از توجهِ متمرکز، و هماهنگی، و تلفیق این دو با مهارت‌های شنیداری-حرکتی، و حافظه، به تغییرات شناختی سودمندی ختم می‌شود...

 

... و این یک دستاورد دیگر برای کسانی است که عشق به آموختن موسیقی دارند.

 

 

منبع خبر : اکونومیست
مترجم : مونس نظری

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار

پربازدید ترین