کد مطلب: 51614

خیز اپوزیسیون های پوشالی علیه نشر؛ از لاف تا کپی!

«با نامه نگاری و اعتراض، جلوی حضور ایران در نمایشگاه کتاب تورین ایتالیا را گرفته ایم»؛ این خبری است که یکی از خبرنگاران خارج از ایران توییت کرده است؛ یکی از صدها مدعی اپوزیسیون که به زعم خود قلبشان برای ایران می تپد و دغدغه آن را دارند اما دشمنی خود با بی‌پناه ترین زیر شاخه فرهنگ و هنر این مملکت یعنی حوزه نشر و کتاب را به جلوگیری از «عادی سازی سانسور و مافیای حکومت نویسنده و شاعر کش!» ربط می دهند.

در این توییت که بخشی از یک رشته توییت بود، با اشاره به جلوگیری از حضور نشر «چشمه» در این نمایشگاه با اشاره به مرگ بکتاش آبتین، نویسنده و منتقد سیاسی که در پی ابتلا به کرونا و اقدام دیرهنگام مسئولان برای انتقالش به بیمارستان جان باخته بود، تلاش کردند اذهان عمومی را متشنج و این نشر را بدنام کنند.

 

هر چند «بهرنگ کیاییان»، مدیر نشر «چشمه» در گفت و گو با «فراز» این ماجرا را تکذیب و اظهار می کند: «نه امسال که هیچ سالی در «تورین» شرکت نکرده و اطلاعی نیز از تحریم دیگر ناشران در این نمایشگاه ندارم! متاسفانه هر مثالی را با نشر «چشمه» همراه می کنند. این درست نیست!»

 

جالب آنکه این نشر اخیرا، کتاب ترجمه‌ای با عنوان «جامعه، فرهنگ، ادبیات» از محمد جعفر پوینده، جانباخته‌ قتل‌های زنجیره‌ای منتشر کرده و پیشتر هم از این نویسنده فقید، آثاری را منتشر کرده بود!

 

در این راستا نمایشگاه هنر «تورین» که جامعه هدف جدید این جریانِ شبه منتقد معرفی شد، پروژه بین المللی در چند حوزه از جمله هنرهای تجسمی، سینما و کتاب به شمار می آید که به هنرهای معاصر نوظهور اختصاص دارد. البته جز کیاییان، مدیر نشر «چشمه»، مدیران نشرهایی چون «مرکز»، «کرگدن»، «هزار کرمان»، «پالیزسخن»، «نو»، «اطراف»، «نون»، «آموت»، «ایران بان» و «ندای سینا» نیز در گفت و گو با «فراز» از این نمایشگاه اظهار بی اطلاعی و حضور خود را تکذیب کردند!

 

 از جان ایران چه می خواهند؟

 

این اولین بار نیست که خارج نشینانِ مدعی اپوزیسیون، در رفتار های خود به اقداماتی دست می زنند که به عیان‌تر کردن خصوصیات دیکتاتورمابانه خودشان می انجامد؛ دقیقا همان ویژگی که منتقد انجام آن در کشور هستند! آن ها که با توجیه تحریم اقتصادی ایران، جریانی را به راه انداختند که امروز پا بر گلوی تمام وجوهِ زندگی ایرانی گذاشته و هدفی جز تخریب این مهم در سطح بین المللی ندارد. تلخ است که علاوه بر تمام فشارهای اقتصادی و معیشتی که از داخل بر جان و روان مردم وارد می آید، دلسوزان پوشالی خارج نشین هم با اتیکت وطن پرست بر پیشانی، نمک بر این زخم کهنه شوند. اما هدف چیست؟ می گویند ایجاد شرمساری از همکاری با حکومت اما بخوانید القاء ناامیدی به ایرانیان داخل کشور و مأیوس کردن آنان از وجود فرصت‌های رشد و پیشرفت!

 

جالب آن که اکثر افرادی که مغضوب این دایه گان مهربان تر از مادر قرار می گیرند، اتفاقا در حوزه کاری خود مستقل هستند و در بسیاری از بزنگاه های سیاسی و اقتصادی داخل ایران، کنار مردمشان بودند. علی دایی، وریا غفوری، فرهاد مجیدی و ... چهره های شاخص همان ورزشی هستند که این جریان های همیشه منتقد، روزی علیه آن در سطح بین المللی کارزار تشکیل دادند‌! 


یکی از مصادیق آن چه عنوان شد، در سال ۹۹ و پس از اعدام نوید افکاری رقم خورد. برخی از مخالفان این اقدام، کارزاری به منظور تحریم حضور ایران در میدان‌های ورزشی جهانی راه­‌اندازی کردند. البته توجیه این اقدام ظاهرا تحت فشار قرار دادن حکومت بود اما جز آسیب زدن به ورزشکارانی که بسیاری از آن ها از لایه های کم برخوردار جامعه بودند و با تلاش و مشقت به جایگاهی رسیده اند، نمی توانست نتیجه ای داشته باشد.


همین جریان بود که در سال جاری، سینماگران ایرانی را که برای اکران فیلمی با موضوع صلح به امریکا رفته بودند، ایالت به ایالت دنبال کرد تا به زعم خود شرمسارشان کند. جریانی که حال می خواهد حوزه نشر و کتاب را هدف قرار دهد؛ اما غافل از آنکه خود دارد در زمین همان تفکری بازی می کند که مثلا منتقد آن است؛ جلوگیری از آگاهی مردم!

 

«عقاب علی احمدی»، نویسنده، مترجم و مدیر هیات تحریریه انتشارات «هزار کرمان»، نیز یکی از ناشرانی است که این افراد و خط و مشی آن ها را نه در جهت کمک به نویسندگان بلکه نابودگر آن ها می خواند و این جریان ها را یکی از هزاران مشکل حوزه نشر در ایران می داند.

 

از مخالفت تا کپی کاری!

 

علی احمدی درباره عملکرد جریان های سیاسی خارج از ایران در حوزه نشر به «فراز» می گوید: «اساسا درک نازل و پست از سیاست موجب شده که اختلاف نظر با حکومت یقه همه ایرانی ها را بگیرد. در حال حاضر بخشی از همین مخالفان در خاج از ایران هر کتاب تازه ای که منتشر می شود، سریع آن را تبدیل به نسخه پی دی اف کرده و در اینترنت منتشر می کنند. آن ها تصورشان این است که همه ناشران کارمندهای سیاسی اند، سرمایه دارند و با این کار حق محرومان را از آن ها می گیرند و کاری می کنند مردم پولی برای کتاب ندهند!».

 

کاغذ و کتاب در سراشیبی

 

علی احمدی در مقایسه وضعیت امروز کتاب و نشر طی سه سال گذشته می گوید: «در شروع کرونا کاغذ بندی ۱۲۰ هزار تومان بود اما حالا قیمت آن به بندی ۸۰۰ هزار تومان است. چاپ هر ۸ صفحه ۳۰ هزار تومان تمام می شد اما حالا به ۱۵۰ هزار تومان است. جالب اینجاست که امروز کتاب تولید شده در همان سال، حتا بدون افزایش قیمت، خریدار ندارد! تولید کتاب دارد به سمت غیرممکن شدن می رود. این مشکلات ما با اپوزیسیون نماهایی است که هیچ درکی از موقعیت ندارند یا دست کم هدفشان آن چه در بوق و کرنا می کنند نیست».

 

او ادامه می دهد: «در سال‌های گذشته و با شدت گرفتن تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، فعالان حوزه نشر مسائلی چون گرانی و نایاب شدن کاغذ، عدم دسترسی به لوازم جانبی دستگاه‌ها و عدم امکان استفاده از تکنولوژی‌های جدید را در کنار ممیزی که بیش از ۳ دهه مانعی بر سر راه صنعت نشر کتاب در ایران است را حس کرده اند. ناشر در تمام دنیا تحت فشار است. از سمت افکار عمومی، از سمت خرافاتی ها، از سمت حکومت و از سمت هر منبع قدرت دیگر.  در حال حاضر قیمت ارسال یک کتاب به امریکا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است. کتابی که به فرض، ۲۰۰ هزار تومان قیمت دارد. طی دو سال کلا پست مطبوعاتی را از رده خارج کرده اند. این کار اگر خود تحریمی و خودکشی نیست پس چیست؟

 

ناشر کتاب به نشر بروشور روی آورده است!

 

احمدی در پاسخ به علت روی آوردن برخی از ناشران کتاب، به کار انتشار تراکت و بروشور می گوید: «به طور طبیعی تولید تراکت و بروشور برای تبلیغ کالای تولیدشده، از جمله کتاب، انجام می‌شود؛ اما اگر منظور شما تولید تراکت و بروشور برای صنف‌های دیگر باشد، باید آن را «نظارت بر چاپ» نامید که نشانهٔ دورشدن از روند «انتشار کتاب»، به فراموش سپردن «وظیفهٔ ناشری»، و پذیرفتن وظیفهٔ «چاپچی گری» است».

 

سانسور با بی دقتی همراه است!

 

علی احمدی با اشاره به ممیزی و سانسور به عنوان مهم ترین مانع نشر بعد از گرانی کاغذ، اظهار می کند«در ایران، برخورد با سانسور و ممیزی به گونه‌ای شگفت انگیز، با «بی دقتی» همراه است. گروهی که تعداد آن ها کم هم نیست، بر این باورند که تنها در ایران سانسور برقرار است! در حالی که چنین نیست: در دو دههٔ گذشته در آمریکا ناشر کتابی با موضوع «تاریخ سانسور در جهان» در دست چاپ داشت. این کتاب در همان آمریکا با سانسور ۳۰۰ صفحه منتشر شد. دلیل هم نابرابری توانایی هستی‌های بشری در برابر هیجان‌ها و شایعه‌ها و باورهای ناگهانی اجتماعی است که می‌تواند به شورش‌های گسترده و مهارناپذیر بیانجامد. در ایران سانسور به طور عمده جلوگیری از مواردی مانند توهین به مقدسات، شبهه در حاکمیت ملی‌ و اشاره‌های روشن دربارهٔ مسائل جنسی است. به جز این، آنچه سانسور می‌شود به سیاست روز دولت‌ها ارتباط پیدا می‌کند؛ در اواخر دهه هفتاد، دولت کتابی از دکتر خوبروی پاک را که دربارهٔ چگونگی شکل‌گیری دولتک موسوم به «جمهوری مهاباد» را که دخالت بیگانگان در شکل گیری آن را نشان می‌داد، خمیر کرد و کتاب دیگری به نام «شنود اشباح» را که موضوع آن حضور عوامل روسیه در برخی پست‌های اجرایی در ایران بود، از بازار کتاب جمع‌آوری کرد. کتابی مانند «۱۲ قرن سکوت»  اما از همین دولت مجوز انتشار پیدا کرد. بدیهی است، دولت امروز هم بر اساس دیدگاه‌های خود، در انتشار برخی کتاب‌ها سختگیری می‌کند و انتشار برخی از آن ها را آسان می‌گیرد».

 

و در پایان... 

 

نویسندگان و ناشران ایرانی که در کوران بحران و طوفان حوادثی که پشت سرهم برسرشان آوار شده  تا کنون دوام آوردند. باید امیدوار بود که نیاز به کتاب در اندک مردم کتابخوان ایران باقی بماند تا بتواند چراغ کم سوی اقتصاد این حوزه را روشن نگاه دارد. هرچند سنگ اندازی دوست نماهای خارج نشین هم حاشیه ساز شود اما واقعیت این است که اگر نیاز به کتاب حس شود ، حتما کتاب فروش خواهد رفت. به قول مولانا آب کم جو ، تشنگی آور به دست / تا بجوشد آبت از بالا و پست.

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار