کد مطلب: 51432

ساترا و ارشاد به جای جنگ برای انحصار، به ابهامات پاسخ دهند!

گردش مالی شبکه نمایش خانگی؛ معادله مجهول چند صد میلیاردی!

شبکه نمایش خانگی این روزها، بیشتر از هر زمان دیگری زیر ذره بین است. پس از گذشت ده سال از آغاز به کار کردن شبکه نمایش خانگی، هنوز هم بحث گردش مالیِ آن در هاله ای از ابهام قرار دارد...

شبکه نمایش خانگی این روزها، بیشتر از هر زمان دیگری زیر ذره بین است. پس از گذشت ده سال از آغاز به کار کردن شبکه نمایش خانگی، هنوز هم بحث گردش مالیِ آن در هاله ای از ابهام قرار دارد و این وضعیت به مدد افشاگری ها و اطلاعات درز پیدا کرده از جریان داشتن پول های کثیف در پشت پرده مالیِ این عرصه، نقاط سیاه را در بدنه شبکه نمایش خانگی روز به روز گسترده تر می کند؛ عرصه ای که روزگاری با اندکی ارتباط و سرمایه می توانست فرصتی باشد تا عده ای با کم ترین دردسر، بیشترین پول را به جیب بزنند! این جولانگاه سرمایه ساز، با به سر انجام رسیدن سریال «شهرزاد»، به مدد ستارگان و خواننده محبوبش، در ذهن بسیاری به عنوان خانه امن ثبت شد. هرچند پرونده پولشویی تهیه کننده این سریال به سرانجام رسید اما باز هم هستند کسانی که امید دارند تا بتوانند از این نمد، کلاهی برای خود نیز ببافند. از طرف دیگر، چالش مهمی که شبکه نمایش خانگی با آن مواجه است، روایت های ناتمام و به حال خود رها کردن سریال ها در سایه عدمِ مدیریت سفت و سخت است. بعد از به اتمام نرسیدن «قهوه تلخ»، از سرباز کردن «قلب یخی» در دو فصل ممتد، سرهم بندی کردن «عشق تعطیل نیست»،سرانجام ناموفق «آسپیرین»، وقفه در پخشِ «ابله»، ادا و اطوارِ توقیف «ممنوعه»، به امان خدا رها کردن «احضار»، حرف و حدیث های مالیِ «نهنگ آبی» و… شبکه نمایش خانگی همچنان برای مخاطبانش روی شیشه می رقصد. وزارت ارشاد هم گویی تمام مسئولیتی که در قبال این شبکه دارد، مامور کردن تیمی برای درست کردن حجاب بازیگران زن با کلک های سانسور و یا زوم کردن برخی از سکانس ها برای کامل نشان ندادن صحنه های شبه مستهجنِ مجوزدار است! اینکه یک سریال تا زمان تکمیل ساختِ تمام قسمت ها، شفاف سازی و تکمیل تمام حساب و کتاب مالی، نباید مجوز گرفته و منتشر شود، گویا در دامنه اختیارات ارشاد نمی گنجد و باید فکر تازه ای به حال آن کرد! «می خواهم زنده بمانم» و «قورباغه» تازه ترین نمونه هایی هستند که می توان به آن اشاره کرد.‌ سریال هایی که با فرمت چند فصلی معرفی و احتمالا مجوز گرفتند اما به حال خود رها  شدند.

 

سرمایه گذاری با کدام توجیه اقتصادی؟!

 

«این سریال را با لینک قانونی از سایت … دانلود کنید!»، «دانلود سریال با کیفیت بالا فقط ۷۰۰۰ تومان!» و … جمله های آشنایی برای دنبال کنندگان سریال ها در شبکه نمایش خانگی هستند. اما به راستی چند درصد از این دنبال کنندگان برای دانلود سریال مورد نظر خود، این مسیر «قانونی» را طی خواهند کرد؟! باید گفت که در شرایط اقتصادی حالِ حاضر کشور و در حالی که به فاصله چند ساعت، لینک دانلود فیلم ها و سریال ها به صورت رایگان در بسیاری از سایت ها و کانال های تلگرامی قرار می گیرد و یا حتی از شبکه های ماهواره ای با بهترین کیفیت پخش می شود ، بیش از ۹۰ درصد از مخاطبان این شبکه، ترجیح می دهند که محصول نمایشی مورد نظر خود را بدون خرید اشتراک، معطلی برای تبلیغات بعلاوه هزینه اینترنت، تماشا کنند. اگر درآمد شبکه نمایش خانگی وابسته به همان ۷۰۰۰ تومان های لینک قانونی بود ، اساسا باید این شبکه ورشکست می شد و حالا حتی وجود هم نداشت اما چطور سریال هایی که به جدول پخش شبکه نمایش خانگی اضافه می شوند روز به روز بیشتر، پرهزینه تر و با کست گرانتر ساخته می شوند؟ اگر بازگشت سرمایه تنها از طریق دانلود قانونی باشد، حتی دستمزد عوامل خدماتی سریال هم تامین نمی شود چه برسد به کل هزینه تولید فیلم. پس برای کارگردانی که مطمئن است سریالش بدون اینکه خریداری شود، دانلود می شود و با هیچ راهی هم نمی شود جلوی آن را گرفت، به صرفه تر است که اثرش را به صدا و سیما بفروشد. اما چرا این کار را نمی کند؟! باید گفت که هیچ سرمایه گذاری، در جایی که از بازگشت سرمایه و سوددهی آن مطمئن نباشد، سرمایه گذاری نمی کند واساسا درآمد شبکه نمایش خانگی نه از فروش نسخه های اورجینال فیلم تامین می شود و نه از لینک های دانلود حلال. این روند نه تنها در ایران جوابگو نیست بلکه در دنیا نیز حساب کردن روی درآمد حاصل از فروش نسخه های دیجیتال، امری منسوخ شده است. با این حال تهیه کننده در ایران ، برای اینکه در برابر مجوزهای وزارت ارشاد قدرت اجتماعی داشته باشد و با یک پشتوانه قوی بتواند از سد سختی های اخذ مجوز و پروانه نمایش عبور کند، ناچار است که هرزچندگاهی در مصاحبه ای از مردم بخواهد که سریال را قانونی دانلود یا خریداری کنند و پخش کنندگان لینک های رایگان را نیز به حرام خوری متهم و تهدید به پیگیری قضایی کند.

 

از گردش مالی تا معادلات نا متعادل!

 

هرچند وزارت ارشاد گذشته توانست بسیاری از ارگان ها و نهادهای فرهنگی و هنری را ملزم به شفاف سازی عملکرد مالیشان کند( این روند اکنون متوقف شده است)، اما معادلات مالی شبکه نمایش خانگی  از همان ابتدا تا امروز شبیه به یک علامت سوال باقی مانده است. در سال ۹۵ در حالی بسیاری از رسانه ها، گردش مالی شبکه نمایش خانگی را، حدود ۸۰۰ میلیارد تومان برآورد کرده بودند که در همان سال، گردش مالی سینمای ایران، ۵۰ میلیارد تومان و گردش مالی دانلود در سایت های غیرمجاز، ۵۰۰ میلیارد تومان، گمانه زنی شده بود. این در حالی است که در پایان دولت گذشته، سرپرست شبکه نمایش خانگی، اعلام کرد که گردش مالی این شبکه، سالانه حدود ۲۰۰ میلیارد تومان است.(این رقم از طریق تولید حدود ۱۰ عنوان سریال و حداقل ۶۰ فیلم سینمایی تأمین می‌شود) و جالب آن‌که به فرض حقیقی بودن، کمتر از گردش مالی تنها یکی از سامانه های پخش فیلم یعنی «فیلیمو» است! اینکه با نوسانات شرایط اقتصادی ایران این رقم چطور برخلاف افزایش قیمت همه اقلام حتی یک مداد، ۶۰۰ میلیارد تومان کم تر اعلام شده خود کافی است تا شبکه نمایش خانگی را که اتفاقا به حلال و حرام بسیار معتقد است در سایه عملکرد نامعلوم و شبه ناک مالی قرار دهد. برای مثال سریال «عاشقانه» به کارگردانی منوچهر هادی یکی از سریال هایی بود که متوسط هزینه هایی که برای دستمزد و ساخت آن پرداخت شده بود، به بیرون درز پیدا کرد. طبق این آمار افشا شده، هزینه دستمزد بازیگران این سریال ۱۶ قسمتی، با فاکتور گرفتن سایر هزینه های تولید، در سال ۹۶ نزدیک به ۷ میلیارد تومان بود. در همان سال ۹۶، این مبلغ می توانست هزینه تمام شده ساخت دو فیلم فاخر شود که به پرهزینه بودن شهره هستند. پاسخ به اینکه هزینه ای ساخت این سریال و سود آن چطور بازگشته است سوالی است که جواب آن در یک کلمه خلاصه می شود؛اسپانسرینگ! همان اسمی که در قالب تبلیغات، لوگو و نامش بخش از بیلبوردهای این گونه سریال ها را به خود اختصاص می دهد. طبق اطلاعات منتشر شده از تعرفه تبلیغات در سال گذشته، حامی مالی سریال ها، جدا از پرداخت اجاره بیلبوردها، برای هر قسمت ۸  تا ۱۳ میلیارد تومان می دهند تا لوگو خود را روی بیلبورد تبلیغاتی این سریال ها درج کنند و درنتیجه جذابیت تصویری که لوگوی شرکت آن ها در کنار تصاویر بازیگران مطرح به وجود می آورد، بازار کار آن ها را هم داغ تر کند. حال که ساترا در قامت ولیِ سریال های شبکه نمایش خانگی قد علم کرده و بیشتر با نگاه محدودکننده و زاویه دهنده به سریال ها نگاه می کند، اگر مدعی نظارت بر درستی است، بهتر است کمی سرش را از حواشی بیرون کشیده و از گردش مالیِ این حوزه نیز پرده بردارد. تاکید می کنیم که انتشار شفاف سازی نهاد های فرهنگی و هنری درست از زمان آغاز دولت سیزدهم متوقف شده و آمار منتشر شده از گردش مالی چند صدمیلیاردیِ سامانه های پخش فیلم نیز غیررسمی است. منشا این میلیاردها کجاست؟ خروجی چیست؟ آیا دخل و خرج می خواند؟! شاید بهتر باشد ساترا و ارشاد یکبار به جای جنگ برای انحصار به ابهامات پاسخ دهند.

 

چه می گذرد در این پلتفرم ها؟

 

اخیرا یکی از خبرنگاران سینمایی خبری مبنی بر دستمزد ۱۸ میلیارد تومانی مجری یکی از برنامه های شبکه نمایش خانگی منتشر کرده بود. خبری که درست در روزهای سخت زندگی مردم و معیشت آسیب دیده شان منتشر شده بود! چه می گذرد در این پلتفرم ها؟ واقعا هیچ رسانه و هیچ متولی و هیچ نهادی نیست که بپرسد قراردادها چرا منتشر نمی شوند و ارقام چرا اعلام نمی شوند و آمار بازدیدها چرا به رازی مکتوم بدل شده است؟ بپرسد اینجا بناست محصول فرهنگی تولید شود یا باز سفره ای پهن شده برای جمعی ده دوازده نفره که معلوم نیست پشت پرده چه کرده و با که بسته اند که باید هر روز  پروارتر شوند با پول این ملت؟ هجده میلیاردتومان؟ گران ترین مجری پربیننده ترین برنامهٔ دنیا کیست؟ اگر به ایران می آمد و دستمزد و خرج اقامتش به ریال پرداخت می شد، باز به هجده میلیاردتومان می رسید؟ انصافا در پلتفرم ها چه خبر است؟ و در رسانه ها چه خبر است که صدا ازشان در نمی آید؟»

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار