کد مطلب: 47859

تهیه کننده «دندان مار» در گفت و گو با «فراز»:

دولتی شدن سینمای ایران را محدود کرد!

«کرونا که تمام شود، شاید دیگر هیچ کدام از ما آدم های قبل نباشیم؛ تحولی که می تواند در دو بُعد فرصت و یا تهدید در هر فرد بروز کند»؛ این را «مجید مدرسی»، تهیه کننده با سابقه سینما در گفت و گو با «فراز» می گوید.

«کرونا که تمام شود، شاید دیگر هیچ کدام از ما آدم های قبل نباشیم؛ تحولی که می تواند در دو بُعد فرصت و یا تهدید در هر فرد بروز کند»؛ این را «مجید مدرسی»، تهیه کننده با سابقه سینما در گفت و گو با «فراز» می گوید. مدرسی که از سال ۱٣۶٧ در مقام رئیس هیئت مدیره شرکت «کادر فیلم» به فعالیت پرداخت و از سال ۱٣٧٧ مدیریت شرکت سینمایی «صحرا» را به‌ عهده گرفت، کارنامه پرباری دارد. او قبل از سال هفتاد آثار تحسین شده ای چون «دندان مار»، «پرده آخر»، «رقص خاک»، «بانو»، «روسری آبی»، «بوی پیراهن یوسف» و «برج مینو» را تهیه و تولید کرد و پس از آن نیز «دختر شیرینی فروش»، «کلاه قرمزی و سروناز»، «زیر درخت هلو» و «رفیق بد» را در کارنامه خاطره انگیز سینماییِ خود ثبت کرد. مدرسی که در بسیاری از رویدادهای معتبر ایران و جهان از جمله جشنواره بین‌المللی فیلم برلین، جشنواره بین‌المللی فیلم تسالوینکی یونان، جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو سوئیس، جشنواره بین‌المللی فیلم توکیو و جشنواره ملی فیلم فجر مورد تقدیر قرار گرفت، از تاثیر کرونا بر جهان گسترده هنر و سینما می گوید، از مصائب و فرصت ها و از اقتصادی که سال هاست روند فرسایشی خود را آغاز کرده است.

 

  • پس از تعطیلی نسبتا طولانیِ سینماها به دلیل کرونا، وضعیت امروز جدول اکران و به طور کلی نسل تازه فیلمسازی در ایران را چطور می بینید؟ 

ببینید عوامل موفقیت فیلم ها در سینمای ایران همگن نیست و معیارها متفاوت است. در آثار خودِ من میانِ فروش و دیده شدنِ «روسری آبی» با «کلاه قرمزی» نقاط مشترکی وجود ندارد. گاهی فیلم ها، به اقتضای زمان دیده می شوند مثل آثار سینمای دفاع مقدس که طی دهه شصت و هفتاد همیشه پرفروش بودند. حالا کمی شرایط متفاوت شده و تصور این است که چهره ها، اعتبار می آورند. در صورتی که چنین نیست. با اسامی فاخر و آدم‌های معروف فیلم خوب در نمی آید. متاسفانه برخی فیلم ها که در حال حاضر ساخته می شوند به لحاظ مضمون ، دکوپاژ و تکنیک خیلی ازسطح نازلی برخوردار هستند چون فقط متکی به ستاره اند.

 

  • در آستانه دو سالگی ورود کرونا، سینمای ایران کجا ایستاده است؟

بعد از گذشت یک سال شاهد بحرانی فزاینده در عرصه سینما و هنرهای نمایشی هستیم. شاید تصور برخی از اهالی هنر و سینما این باشد که دولت باید عهده دار بخشی از رکود و زیان ناشی از کرونا به بدنه هنر هفتم باشد اما بیایم کمی صادق تر باشیم؛ در جهان سرمایه داری و کشورهای به ظاهر آزاد که خودشان را مهد دموکراسی می نامند و از منظر اقتصادی توانا و به مراتب ثروتمندتر هستند، شاهد حوادث و وقایع دردناکی هستیم؛ از تامین حداقل امکانات کمک به مردم عادیِ زیان دیده تا کارگران و کشاورزان و دیگرانی که از این بیماری مهلک متاثر شده اند. حال اینکه انتظار داشته باشیم در ایران با بحران اقتصادی حاضر، عرصه هنر و نمایش حتی در اولویت چندم دولت برای رسیدگی قرار گیرد ، فکر می کنم کمی از واقعیت دور است.

 

  • چقدر تلخ! یعنی بخش اعظم سینمایی که دولتی است، اولویت دولت ها نیست!

دقیقا. ببینید تمام تلاش سینمای ایران در سه دهه گذشته سعی در ایجاد سینمای ملی بود. در این میان از ظرفیت بخش خصوصی آن طور که باید استفاده نشد و سینما کاملا به سمت دولتی بودن سوق پیدا کرد.

اگر بخش خصوصی را قدرتمند باقی می گذاشتند ، در حوزه تخصصی اعم از فیلم نامه و تولید فیلم توانا عمل می کردیم. به هیچ عنوان نیاز به ترس نبود، ما بایستی می رفتیم به سمت آزمون و خطاهای بهتر در جهت رفع نواقص. باید در این سال ها هم توان فیلم های خارجی می شدیم البته نه به لحاظ تکنیک بلکه به لحاظ مضمونی و سوژه جذاب وجذب مخاطب. دولتی شدن سینمای ایران را محدود کرد!

 

  • بحث درباره معضلات اقتصادی سینمای ایران به قبل از کرونا برمی گردد. از یک سو پول های باد آورده به چرخه تولید ورود کردند و از سوی گفته شد که دیگر سینمای مستقل بازدهی اقتصادی ندارد. به نظر شما به طور کلی سینمای ایران از چه زمانی بازدهی اقتصادی معقول و درستی ندارد؟

طبیعتا عرصه تهیه و تولید آثار تصویری و نمایشی علی الخصوص در بخش خصوصی چشم انداز روشن و امیدوار کننده را متصور نیست ، این امر قابل تعمیم به تمام کشورهای صاحب سبک و صنعت سینما در جهان است. با این حال این بحران در ایران و سینمای آن یک تفاوت عمده دارد ؛ این روند فرسایشی از سال ها قبل سینما را در خود کشیده است ، روندی که امروز بخش عظیمی از امکانات و تولیداتِ عرصه هنر و سینما را بیشتر در بخش های دولتی و ارگانی بنا کرده است ؛ ردیابی که در صدا و سیما هم ردپای پررنگی از آن به چشم می خورد و حال سینما را هم دارد دنباله روی مسیر خود می کند. از نگاه من که بخشی از بدنه سینمای خصوصی بوده ام ، حال و روز این بخش امیدوار کننده نیست ، چرا که ایران عزیزمان ، در طی سال‌های اخیر با این تحریم‌های غیر انسانی و بحران‌های مالی ایجاد شده ، چه آن بخش که مربوط به تحریم هاست و متاثر از این بیماری چه آن بخش از مدیریت های دولتی بی کفایت ،عاملی است که چشم انداز آینده این بخش را بحرانی تر و شاید تعطیلی در مقیاس گسترده تری را سبب شود.

 

  • در سال ابتدایی دولت مردمیِ آقای رئیسی هستیم. به طور کلی عملکرد دولت ها را در سینما چطور ارزیابی می کنید و راه نجات سینما را در چه عملکردی می بینید؟

امیدی به این دولت ها نیست ، بهتر است بی جهت انتظار کمک، همراهی و همیاری از آن ها نداشته باشیم. در این میان شاید راه هایی که بخش خصوصی ایران ، جهت عرضه محصولات خود شخصا در پیش گرفته اند، مانند ارائه در فضای مجازی و یا بستر های جدیدی که در آینده ایجاد می‌شود ، مرهمی کوچک بر بحرانی باشد که دامنه آن روز به روز وسیع تر خواهد شد. باید امیدوار باشیم که سینما در مقابل کرونا زنده بماند و دولت های بعد دست کم ظرفیت سینما برای بهبود حال عمومی مردم را درک و از آن استفاده کنند.

 

  • آیا عرصه هنر، اهالی و مخاطبان آن پس از فروکش کردن توفان کرونا همان نگرش قبل کرونا را خواهند داشت یا دچار تغییر رویکرد می‌شوند؟

باید بگویم که جهان پس از کرونا قطعا با جهان ماقبل خود تفاوت‌های عمیق و گسترده ای خواهد داشت و جلوه های هنر در قالب نقاشی ، مجسمه سازی، صنایع دستی ، موسیقی و سینما دستخوش تغییر خواهد شد؛ تغییری که به باور من می تواند مثبت باشد چرا که ایده های نو و کاملا متفاوت با تصورات قدیم در پسِ آن است. جهانِ پساکرونا در هنر، جهان اندیشه ، باور ، ایده های نو و امیدوار کننده است. به بیان دیگر، تفکر و نگاه به جهان تغییر خواهد کرد و انعکاس این انقلاب در آثار هنرمندان مشهود خواهد شد؛ در یک کلام، کرونا که تمام شود، شاید دیگر هیچ کدام از ما آدم های قبل نباشیم؛ تحولی که می تواند در دو بُعد فرصت و یا تهدید در هر فرد بروز کند.

خبرنگار : بیتا محسنی

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار