کد مطلب: 47536

«خاتون» به بهانه اربعین پخش نشد، اشتراک کاربران تلف شد

زور «نماوا» و «فیلیمو» به مخاطب می رسد!

اساسا ارتباطِ میانِ مخاطب و سازندگان آثار نمایشی در ایران طی سال های اخیر همواره پر چالش، تنگاتنگ و تا حدودی غیر منصفانه بوده و هست. گویی مخاطب در این ارتباط، همه چیز هست و هیچ چیز نیست!

بی نظمیِ چند باره در پخشِ سریالِ «خاتون» از پلتفرم «نماوا» ، تنها تکه ایِ کوچک ؛ از کوه یخی است که در عمق، باید برای خسارات انسانی و مالیِ آن دلواپس بود. صد البته «دلواپس» ، صفتِ قابلِ تعمیم به حضراتیِ است که سندِ زدودنِ امکانِ حیات از مشاغل فضای مجازی را با بهانه «صیانت از حقوق کاربران» مُهر می کنند اما سوال اینجاست، حالا و در مقابلِ ناحقی علنی به کاربرانِ پلتفرمِ «نماوا» ، چرا دست به جیب نشسته اند؟! راستی پرونده شکایات مردمی از دو پلتفرمِ «نماوا» و «فیلیمو» که تا فروردینِ امسال، رویِ میزِ کمیسیون اصلِ نودِ مجلس باز بود به کجا رسید؟

 

آقایان نماینده!حقوق کاربرانِ نماوا و فیلیمو هم صیانت می خواهد!

 

طبیعی است که در یک سیستم تولید و پخش استاندارد، اگر فیلم و سریال را یک محصول فرهنگی تعریف کنیم، پس در ازای استفاده از آن پرداخت هزینه نیز معقول است؛ فرآیندی که در سراسر جهان نیز انجام می شود. در ایران اما بزنگاه های درآمدزایی برای تولید کننده و اسپانسر، در چند مجموعه تعریف می شود. در این مجال لازمِ است نمایندگانِ انقلابی حینِ رسیدگی به پرونده ذکر شده، نکته ای مهم و تازه را نیز مد نظر داشته باشند؛ گردانندگانِ پلتفرمِ «نماوا»، در یک بازیِ دو سر سود، هم از تبلیغات دهندگان و هم از مشترکان درآمد کسب می‌کنند. یعنی کاربران، علیرغم پرداخت هزینه ٩۵ هزار تومانیِ اشتراک ماهانه، هزینه ٢٧۵ هزار تومانیِ اشتراکِ سه ماهه و هزینه ٣٩۵ هزار تومانیِ اشتراکِ شش ماهه (بدون احتسابِ مالیاتِ ٩ درصدی) ، باید خاطرشان از تبلیغات پی در پی نیز مکدر شود! «نماوا» در حالِ حاضر تنها انحصار پخشِ سریالِ «خاتون» به کارگردانیِ تینا پاکروان را در دست دارد و برنامه ها و فیلم های دیگر منتشر شده از آن، با نازل ترین میزانِ بازدید، صرفا رنگ و لعابِ صفحه پلتفرم هستند نه چیز دیگر! یعنی در کمترین حالت، یک فرد تنها برای دیدن سریال «خاتون» که تنها چهار مرتبه در یک ماه پخش می شود، حدود ۱۰۰ هزار تومان (بدون احتساب تخفیف و مالیات) باید پرداخت کند. هر چند قیاسِ سریال های شبکه نمایشِ خانگی با قطعی های پی در پی اینترنت و تبلیغات مکرر با فیلم های سینمایی مع الفارق است، اما با عینک خوش بینی و از لحاظ رقم تا حدی معقول است اما به شرط آنکه سریال در زمان مقرر خود پخش شود! حال آنکه انگار، گردانندگان «نماوا» و سازندگانِ «خاتون» رسمِ وفاداری به اعتمادِ مخاطب و مسئولیت پذیری را از یاد برده و علیرغم خلف وعده های پی در پی، گویا پاسخ به اعتراض را از رده های بالاتر خود به نیکی آموخته اند! چراکه صفحه رسمی سریال در اینستاگرام در پاسخ به کامنت های اعتراضی مردم زیر آخرین پست، آن را حذف و کامنت پست های دیگر را محدود و «نماوا» نیز سنگر سکوت را برگزیده است! البته پشتیبانی این پلتفرم پیشتر نیز، در پاسخ به این سوال که تبلیغات سایت برای مشترکین که حق اشتراک دارند چگونه غیرفعال می‌شود؟ پاسخ داد: «همچین گزینه‌ای در نماوا وجود ندارد و تماشای این تبلیغات اجباری است!».

 

صدا و سیما پشت پرده «وی او دی» هاست؟

 

قطعا دنبال کنندگان اخبار، موضوع ایجاد انحصار VODهای ایرانی و دخالت آن ها در مسدودسازی سایت‌های دانلود فیلم و سریال را در سال ٩٨ از یاد نبرده اند؛ همان روزها که دو پلتفرم «فیلیمو» و «نماوا» با حذف رقبا و انحصارگرایی در حوزه پخش فیلم و سریال موفق به کسب چنین جایگاهی در میان مخاطبان شده‌اند و هم اکنون که مخاطب بسیاری جذب کرده‌اند، بدون در نظر گرفتن حقوق مصرف کننده، علاوه بر بالا بردن نرخ، بی اخلاقی هم می کنند! ‌حال تنها کافی است تکه های پازل را کنارِ هم بچینید تا درک کنید چرا زورِ «نماوا» و «فیلیمو» زیاد است؟ چرا پرونده باز شکایت از این دو پلتفرم به جایی نمی رسد؟ دلیل تلاش ساترا (به سردمداری صدا و سیما) در به دست آوردنِ انحصارِ این دو پلتفرم چه بود؟ آیا ممکن نیست سازمان صدا و سیما پس از به انحصار درآوردن VODها ( فیلیمو و نماوا) ، بخواهد کمبود مخاطب خود را از طریق سریال ها و برنامه های شبکه نمایش خانگی که در این پلتفرم ها منتشر می شود جبران کند؟ به نظر می رسد این یک چرخه است که یک سر آن به جیب مردم و سر دیگر آن به قلک صدا و سیما متصل است! از طرف دیگر، اینکه چرا سریالِ «خاتون» که یک درامِ تاریخی است و هیچ درون مایه طنزی حتی در یک سکانسِ آن پیدا نمی شود، به بهانه عزاداری پخش نمی شود، سیاستی است که تنها از یک سازمان نام آشنا بر می آید! سازمانی که بهتر است زبانِ آن (ساترا) اعلام کند آیا همان طور که سریال یک هفته به تعویق افتاده و علنا یک هفته هزینه اشتراکِ کاربران می سوزد، نسبت به تمدیدِ یک هفته ایِ اشتراک برای جبران خسارت، نظری دارد یا تنها در گذاشتنِ هدبند فیک برای پوشاندن حجابِ بازیگرانِ زن، دست و دلش به کار می رود؟!

 

فیلیمو و نماوا گرانتر از نت فلیکس!

 

از اواخر سال گذشته تاکنون نرخِ اشتراکِ «نماوا» و «فیلیمو» تقریبا چهار برابر شده است؛ چهار برابر در کمتر از ٨ ماه! حال توجه شما را به همتای جهانیِ این پلتفرم یعنی «نت فلیکس» جلب می کنیم. با این مقدمه که در ابتدا برگِ برنده شبکه نمایش خانگی در سراسر دنیا، تکیه بر یک مزیت بود؛ ارزان تر بودن آن‌ها نسبت به متوسط قیمت بلیت سینماها! برای مثال بلیت سینما به طور میانگین در استانبول حدود ۷ دلار، در رم ۱۰ دلار، در نیویورک ۲۷ دلار و در بعضی سینماهای لندن ۵۰ دلار است. اشتراک «نت ‌فلیکس» به عنوان بزرگ‌ترین سرویس VOD جهان هم به طور میانگین برابر با ۱۲ دلار است. یعنی اگر شخصی در ماه دو بار بخواهد به سینما برود، قیمت آن در هر حالتی از اشتراک یک ماهه «نت ‌فلیکس» کمتر خواهد شد. با این تعریف، وقتی قیمت بلیت سینما در ایران حدود ۲۰ تا ۲۵هزار تومان است ، حداقل هزینه ٩۰ هزارتومانی برای اشتراک «فیلیمو» و «نماوا» گران محسوب می‌شود! در گزارشی از قدس آنلاین منتشر کرده و به حوزه استارتاپ پرداخته، حداقل درآمد ماهانه در آمریکا ‌هزار و ۷۴۰ دلار است و هزینه اشتراک «نت فلیکس» کمتر از ۱۲دلار . در ایران حداقل درآمد ماهانه ۲ میلیون و ۶۴۰ هزار تومان است و هزینه اشتراک با تخفیف ۶۴.۵ هزار تومان است (بدون احتساب مالیات بر ارزش‌افزوده). به عبارت دیگر هر آمریکایی باید برای خرید اشتراک «نت ‌فلیکس» ۰.۶ درصد از حقوق ماهانه خود را بپردازد، اما هر ایرانی باید ٢.۴٣ درصد و به این ترتیب می‌توان مدعی شد هزینه اشتراک «فیلیمو» و «نماوا» چهار برابر هزینه اشتراک «نت ‌فلیکس» است، اما آیا از لحاظ تولید محتوا و احترام به حقوقِ مخاطب هم برتری های چهار برابری وجود دارد؟الله و اعلم!

 

مخاطب؛ همه چیز و هیچ چیز!

 

اساسا ارتباطِ میانِ مخاطب و سازندگان آثار نمایشی در ایران طی سال های اخیر همواره پر چالش، تنگاتنگ و تا حدودی غیر منصفانه بوده و هست. گویی مخاطب در این ارتباط، همه چیز هست و هیچ چیز نیست! اگر خوشبین باشیم، جلب توجه و نگاهِ مخاطب، ترغیبِ او به خریداری محصول نمایشیِ تولید شده و اطمینان از رضایتش طبیعتا از اصلی ترین اهدافِ خالقان آثار خواهد بود. اما در عمق، ماجرا گره می خورد! یعنی همان مخاطبِ پراهمیت و فهیم، ناگهان تهدید به پیگرد قانونی در صورت کپیِ غیرمجاز می شود، هدفِ نوسانِ هزینه ها آن هم برایِ آثارِ ممیزیِ خورده و گاه بی کیفیت قرار می گیرد، حقِ انتخابش محدود و در نهایت مجبور می شود ، جامه دوخته شده از پیش را بپوشد، حتی اگر به تنش زار بزند!

خبرنگار : بیتا محسنی

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار