کد مطلب: 47074

فیلم ارزشی چیست؟ چه کسی می سازد و هزینه اش را می دهد؟!

فیلم های ارزشی، ذیل بودجه نهادهای خاص سینمایی قرار گرفته، هزینه آثار فاخر را که چند ده میلیارد تومان است دریافت می کنند و غالبا در سالن های تقریبا خالی، روی پرده می روند. شاید بتوان اینگونه تحلیل کرد که اگر این فیلم ها مخاطب داشتند و گیشه ها را تسخیر می کردند،مطمئنا نیازی به دریافت بودجه های کلان دولتی نداشتند!

احتمالا زمانی که سخنگوی هیأت رئیسه خبرگان رهبری در دیدار با وزیر ارشاد، فیلم های «ارزشی» را هم اندازه منبرهای تمام خطبای حوزه، اثرگذار قلمداد کرد و از وزیر خواست که به این مقوله مهم توجه کند، نمی دانست که فیلم های ارزشی در سینمای ایران، همان «از ما بهتران» معروف هستند و به نوعی حکم آقازاده ها در اجتماع را دارند! به این معنی که فیلم‌های ارزشی، دفاع مقدسی و انقلابی مانند فیلم های دیگر، دغدغه پروانه و مجوز ندارند، سرمایه و حمایت از پیش تعیین شده دارند، طبعا دغدغه ممیزی و توقیف را نیز ندارند، پس از ساخت و در زمان نمایش نیز، طبق ماده ۱۴ نظام نامه فصل چهار،  می‌توانند در صورتی که کف فروش را پر کنند تا سقف ۱۰ هفته نمایش داشته باشند! با این حال گویی سخنگوی هیأت رئیسه خبرگان یک مساله را به درستی درک کرده است؛ اینکه فیلم ارزشی و منبرها دقیقا به یک اندازه روی جامعه تاثیر می گذارند...! اما اساسا فیلم ارزشی چیست؟چه کسی آن را می سازد و هزینه اش را می دهد؟!

 

بودجه کلان برای آثار ضعیف؟!

 

کسی که با اصطلاحات باب شده در سینمای ایران آشنا نباشد، شاید تصور کند که فیلم ارزشی، یعنی همان فیلم های ارزشمند و مهم تاریخ سینما که فاتح دل مخاطب ها هستند. آن ها که از سوی دیگر بام افتاده اند نیز تصور می کنند ارزشی ها، همان فیلم های نازل جشنواره پسند هستند که کارگردانان، نه با تفکر خود، بلکه با ایده صاحبان جشنواره ها می سازند؛ یا فیلم هایی بدون مخاطب که با پول بیت المال و توسط کارگردانان ضعیف ساخته می شود!

شاید بتوان گفت فیلم ارزشی، می تواند تمام این تعاریف را به نوعی در برگیرد. با یک پرانتز بزرگ که این فیلم ها، ذیل بودجه نهادهای خاص سینمایی قرار گرفته، هزینه آثار فاخر را که چند ده میلیارد تومان است دریافت می کنند و غالبا در سالن های تقریبا خالی، روی پرده می روند. شاید بتوان اینگونه تحلیل کرد که اگر این فیلم ها مخاطب داشتند و گیشه ها را تسخیر می کردند،مطمئنا نیازی به دریافت بودجه های کلان دولتی نداشتند!

 

تولید با کدام توجیه اقتصادی؟

 

اوج، فارابی و حوزه هنری، سه ضلع اصلیِ مثلث ارزشی ساز هستند. در واقع این نهادهای خاص سینمایی، نقش قلک را برای برخی از تهیه کنندگان سفارشی و خودخوانده، ایفا می کنند. آن هم برای آثاری که نه هنری است و نه بازگشت سرمایه دارد! برای مثال فیلم سینمایی «خروج» ساخته ابراهیم حاتمی کیا، با ٩ میلیارد تومان هزینه ساخته شد اما فروش آن به ۴ میلیارد تومان هم نرسید. یا فیلم «راه آبی ابریشم» به کارگردانی محمد بزرگ نیا  که محصول سال ۱٣٨٨ است و با ۶ میلیون دلار هزینه ساخته شد،  فقط فروشی نزدیک به ٢٩۶ میلیون تومان را تجربه کرد. مثالی دیگر فیلم سینمایی «ملک سلیمان» به کارگردانی شهریار بحرانی است که با هزینه ۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان ساخته شد، اما تنها یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان فروخت و موجب ضرر سازنده فیلم (بنیاد سینمایی فارابی) شد. شکست این فیلم ها با برچسب «فاخر» در گیشه ، مصادف شد  با تشکیل سازمان سینمایی در اواخر بهمن سال ۱٣٩۰ و ادغام بودجه آثار «فاخر» در بودجه این سازمان. پس بار دیگر زمزمه های تولید آثار «فاخر» سینمایی این بار با مسوولیت و نظارت دولت به جای مجلس به گوش رسید و از آن پس تصمیم‌گیری درباره «فاخر» بودن یا نبودن اینگونه آثار در حیطه اختیارهای دولت قرار گرفت. دقیقا از همان دوران بود که آثار «ارزشی» یا «سفارشی» نیز بعضا بودجه های کلان «فاخر» ها را گرفتند. «استرداد»، «چ» (چمران)، «عقاب صحرا»، «لاله»، «سوادیکا» (شیخ احمد قمی) و «فرزند چهارم» از جمله اولین آثار تعریف شده در این مجموعه بودند.

 

در آینه آمار

 

برای اینکه سهم ارزشی ها را از گیشه سینمای ایران برایتان بیشتر روشن کنیم ، آثار ساخته شده توسط سازمان اوج را که یکی از مراجع تولید آثار ارزشی است ،طی سه سال پرکارِ آن بررسی می کنیم. لازم به ذکر است که برای تحلیل عادلانه، دو سال ورود کرونا را در این سنجش لحاظ نمی کنیم. اولین محصول ارزشی سینمایی سازمان اوج، «بادیگارد» بود که در سال ٩۴ ساخته و در سال ٩۵ اکران شد. «هیهات» نیز دیگر اثر اوج بود که وضعیتی مانند  «بادیگارد» داشت. از مجموع ۶۵ اثری که در سال ٩۵ در سینماهای کشور اکران شدند، بیش از ۱۶۴ میلیارد تومان  فروش حاصل شد که «هیهات» پس از ٣٣ روز نمایش به فروش ۱٣۵ میلیون تومان و «بادیگارد» پس از ۱۵ هفته اکران، به فروشی معادل ٧,۰۵۵,۶۰۰,۰۰۰ میلیارد تومان رسید. همچنین فیلم  «ایستاده در غبار» پس از ٩۴ روز اکران به فروش ۱ میلیارد و ٨۱٩ میلیون تومان رسید. یعنی از  کل میزان فروش سینمای ایران که ۱۶۴ میلیارد تومان بود، چیزی حدود ٩ میلیارد سهم آثار سینمایی منتصب به سازمان رسانی اوج است. یعنی چیزی حدود ۵ صدم درصد سهم از فروش و ٣ صدم درصد سهم از کل جدول اکران! سال ٩۶ اما چندان سال پرفروشی برای مجموعه اوج نبود و تنها انیمیشن «فهرست مقدس» اکران شد که پس از ۶ هفته ،  با ٣۱٢میلیون تومان فروش تنها توانست در میان ٨۰ اثر اکران شده در این سال با فروشی معادل ۱٨۵ میلیارد و ٧۱۶ میلیون تومان، یک هزارم درصد سهم از کل فروش و یک صدم درصد سهم از جدول اکران داشته باشد! در سال ٩٧، ٧٧ عنوان فیلم سینمایی در کشور اکران شدند که معادل ٢۴٩ میلیارد و ٣۴٨ میلیون تومان فروش داشتند. اوج اما با دو فیلم ارزشی «تنگه ابوقریب» با بیش از ۵ و نیم میلیارد تومان فروش و «به وقت شام» با بیش از ۱٣ میلیارد تومان فروش، سهم هفت صدم درصد از کل فروش و ٣ صدم درصد از کل جدول اکران در این سال داشت. درصدهایی که علیرغم هزینه های انجام شده برای این دست آثار (که گاه اندازه ٣ فیلم بلند سینمایی) تعریف شده اند، بسیار ناچیز است.

 

آقای وزیر، دورِ باطل نزنید!

 

در نهایت شاید بتوان گفت، سینمای ارزشی اگر با نگاهی بی‌طرف و حقیقی تعریف شود، شاید بتواند سینمای موثری از لحاظ صنعت و مخاطب را نیز دربرگیرد که کارگردان‌های موفقی زیر پرچم آن فیلم بسازند. می‌تواند برای سینما آورده داشته باشد و مخاطب پسند تلقی شود. اگر آثاری با هزینه‌های گزاف که صرفا برای رپورتاژ یک مفهوم خاص ساخته شدند و آن‌ها نیز ارزشی،سفارشی و فرمایشی هستند را به کل ماجرا تعمیم ندهیم، می‌توان ارزشی هایی هم ساخت که به مفاهیم عمیق سینما و به دیده مخاطب نیز احترام بگذارند، گیشه را سامان ببخشند و این‌قدر منزجر کننده هم نباشند. اینکه برای ژانر تازه تعریف شده ای در سینما(ارزشی) که اتفاقا بودجه های کلان هم دارد و به اندازه کافی نیز از آن حمایت شده، درست موازی با ورشکستگی فیلمسازان مستقل ، نوای نجات و حمایت سر داده شود، نه تنها توجه جامعه سینمایی و مخاطب را به خود جلب نمی کند که کلا ژانر را از سکه نیز می اندازد؛ رویکردی که به نظر می رسد وزارت جلیله ارشاد در انجام آن ید طولایی دارد...

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار