کد مطلب: 45842

هادی مرزبان در گفت و گو با «فراز»:

آقای وزیر، تکلیف خود را با تئاتر روشن کنید!

صحنه آغازین تراژدی «ادیپ شهریار» نوشته سوفوکل، سرزمینی طاعون‌زده را نمایش می‌دهد: «لکه‌ای سیاه در تمام سرزمین پراکنده شده و زمین را مسموم ساخته است. خانه‌ها و مردمان آلوده‌اند»؛ سطرهایی که ناخداگاه با احوال این روزهایمان همخوانی دارد. گویی این لکه سیاه به این سادگی ها از جسم و جان و حیاتمان شسته نخواهد شد. باید اعتراف کرد ویروس کرونا دیگر برای همیشه چهره‌ هنر را در سراسر جهان تغییر داده است؛ چهره ای زخمی که هنوز در تلاش است حیات و بقا را با تمام توان فریاد کند. بقایی که حال برای حفظ آن هنرمندان به صف شده اند و مطالبات مرتبط به آن را برای وزیر ارشاد پیشنهادی دولت رئیسی مشق می کنند. وزیری که هرچقدر در هم‌اندیشی‌ها و همایش‌های فرهنگی جبهه انقلاب آشناست، در جامعه هنری ایران، غریبه است. وزیری که «هادی مرزبان»، کارگردان تئاتر و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون از او می خواهد «تکلیف خود را با تئاتر این مرز و بوم روشن کند!»

 

غریبه‌ای برای اهالی هنر

 

مرزبان از سال ۱٣۴٧ در تئاتر، از سال ۱٣۶٢ در تلویزیون و از سال ۱٣۶۵ در سینما فعالیت خود را آغاز کرد. در حوزه نمایش او اجرای آثار بزرگانی همچون بهرام بیضایی، اکبر رادی، حمید سمندریان، علی نصیریان و ... را در کارنامه دارد. در تلویزیون با آثاری همچون «تنهاترین سردار»، «پهلوانان نمی میرند» و «امیرکبیر» برای مردم نام آشناست و در سینما با «جنگل بان»، «ابلیس» و «بچه های ابدی». با این حال تئاتر را خاستگاه همیشگی خود می داند و در گفت و گو با «فراز» دورنمای خود از چگونگی مدیریت بحران تئاتر این مرز و بوم را در دولت تازه شرح می دهد.

 

  • آیا شما وزیر ارشاد پیشنهادی را می شناسید ؟ تقریبا تمام وزیران از حوزه مربوط به خود انتخاب می‌شوند به نظرتان چه چیز باعث می شود وزارت ارشاد همیشه از وادی فرهنگ و هنر فاصله داشته باشد؟

 

خیر ایشان را نمی‌شناسم. مانند بسیاری از همکاران، نام ایشان را در اینترنت جست و جو کردم و سوابق شان را خواندم. اما اینکه چه چیز باعث می شود، باید از خودشان بپرسید. مسلم آنکه اینجا ایران است و نباید انتظار داشت نام بهرام بیضایی،اصغر فرهادی، علی رفیعی، قطب الدین صادقی و دیگران را در لیست پیشنهادی وزارت ارشاد ببینیم!

 

  • عملکرد وزارت ارشاد دولت پیشین را در رسیدگی به مطالبات اهالی سینما چطور ارزیابی می کنید؟

 

مصائب مرتبط با هنرهای نمایشی در ایران، محدود به این وزیر و آن وزارتخانه نیست. مسئله ریشه ای تر از این حرف هاست. به رسمیت نشناختن تئاتر و گرایش‌های مختلف زیرمجموعه آن به عنوان شغل، اصلی ترین مسأله است و باعث شده تا اکثر هنرمندان تئاتر در شرایط اقتصادی نابسامانی به سر ببرند به دلیل نبود این امنیت شغلی، هنرمندان تئاتر در شرایط مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه از جمله اقشار آسیب پذیر باشند. برای مثال، اگر کرونا سینما را حاشیه نشین کرد و کنسرت ها را از رونق انداخت، تئاتر را علنا نابود کرد.

 

  • به عنوان یک عضو از خانواده تئاتر مطالبات اهالی نمایش را از وزیر جدید ارشاد چطور اولویت بندی می کنید؟

 

وزارتخانه ارشاد پیش رو، با چالش های بسیاری مواجه است. حوزه فرهنگ و هنر در این یک سال و اندی بیش از نه هزار میلیارد تومان آسیب مالی دیده است. سینماها و تماشاخانه های خصوصی علنا ورشکست شده اند. در حال رسیدن به نقطه ای هستیم که نه تولید کننده رغبتی به تولید محتوا دارد و نه اصلا مخاطبی باقی مانده است. در حوزه تئاتر اما اگر بخواهم اولویت قرار دهم، همانطور که پیشتر گفتم، به رسمیت شناختن شغل تئاتر سنگ بناست. در گام بعد فراهم کردن شرایط مالی و معنوی برای فعالیت هنرمندان تئاتر با توجه به اینکه طی ۲ سال اخیر در شرایط سخت معیشتی به سر می‌برند و در نهایت آزادی اندیشه که خمیرمایه پیشرفت هر نوع خلاقیت است.

 

  • تکیه بر صنف به جای ساختار اداری چقدر این مطالبات را سامان می بخشد؟

 

قطعا موثر خواهد بود اما تجربه ثابت کرده حتی در صنف هم رد پای دولت یا افراد وابسته به آن می تواند باشد. اصلا اساس سینما، تئاتر و تلویزیونِ ما روی وابستگی به دولت و بودجه آن چیده شده است. در واقع این حوزه ها را وابسته به خود بار آورده اند تا بتوانند در آن دخل و تصرف کنند. بیرون از این حصار کار کردن آنقدر سخت است که تولید کننده برای بقای خود ناچار به آن تن می دهد. در کارنامه مستقل ترین تولیدکنندگان می توان دست کم ردپای یک حمایت شبه دولتی را پیدا کرد. در تئاتر شاید دامنه این شیوه کار کمتر باشد. هنرمندان تئاتر با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند.

 

  • وزیر جدید با شعار هم افزایی در حوزه فرهنگ و هنر خود را معرفی کرده است. فکر می کنید زیر سایه کرونا این مهم چگونه می تواند رخ دهد؟

 

قطعا اولویت باید واکسیناسیون باشد. هنرمندان سینما و تئاتر مجبور هستند بدون ماسک و گاهی فاصله، ایفای یا اجرای نقش کنند. پشت صحنه هم چه در تئاتر چه سینما، تیم معمولا شلوغ و در ارتباط مستقیم با هم هستند و این اجتناب ناپذیر است. پس می توان مشاغل وابسته به این دو حوزه را پرخطر قلمداد کرد. اما راهکاری که من بارها به مدیران تئاتر هم پیشنهاد کردم، تعامل تلویزیون با گروه های تئاتر برای اجرای تله تئاتر است؛ مسیری که در دهه های ٧۰ و ٨۰ رونق گرفته بود و مردم هم طرفدار آن بودند.

 

  • چرا این پیشنهاد عملی نشد؟

 

مساله اینجاست که اساسا در هر بحران فرهنگ و هنر و در محدوده آن تئاتر کوتاه ترین دیوار است. تئاتر واقعا دغدغه کسی نیست.بهانه انجام نشدن این پیشنهاد هم نبود زیرساخت بود. این چه زیر ساختی است که در دهه ٧۰ هست و در دهه ٩۰ نیست؟اصلا برای آقایان حتی سوال هم مطرح نمی شود که هنرمند تئاتر که نزدیک به دو سال است بی کار است چگونه امرار معاش می کند.نمی دانم تصورشان چیست.یا این حوزه را جدی نمی گیرند یا آن را کلا مغایر با ارزش های خود قلمداد می کنند نمی دانم.

 

  • و کلام آخر؟

 

در یک کلام و به عنوان آخرین کلام از وزیر جدید می خواهم، تکلیف خود را با تئاتر روشن کند. اگر می خواد چراغ این حوزه روشن نگاه داشته شود پس به آن رسیدگی کند اگر نه، اعلام کند که هرکس چاره خود کند...!

خبرنگار : بیتا محسنی

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار