کد مطلب: 53586

دو عدد از چهره ناعادلانه اقتصاد ایران

کسب رکورد بیشترین میلیاردر خاورمیانه همزمان با سه برابر شدن فقر مطلق

کسب رکورد بیشترین میلیاردر خاورمیانه همزمان با سه برابر شدن فقر مطلق

جمعیت ایرانیان تحت پوشش نهادهای حمایتی (کمیته امداد و بهزیستی) به حدود ۱۲ میلیون نفر افزایش یافته است. این در حالی است که افزایش سریع میلیونرها در کشور نیز، ایران را به لحاظ تعداد میلیونرها در مقام نخست خاورمیانه قرار داده است!

«جمعیت ایرانیان تحت پوشش نهادهای حمایتی (کمیته امداد و بهزیستی) به حدود ۱۲ میلیون نفر افزایش یافته و غم‌انگیز آنکه یک میلیون نفر هم در صف انتظار برای حمایت هستند»؛ این خلاصه‌ای از آخرین گزارش مرکز آمار است. حال اگر این آمار را در کنار تازه‌ترین داده‌های بانک جهانی مبنی بر افزایش ۳ برابری فقر مطلق در ایران بگذاریم، عمق فاجعه ملموس‌تر خواهد شد. این آمار اما، درحالی از پیش چشممان عبور می‌کند که اواخر سال گذشته ابراهیم رئیسی، دستور داد تا پایان سال (یعنی تا پایان سال ۱۴۰۰) فقر مطلق در ایران ریشه‌کن شود. خبری که واکنش‌ها و انتقادات زیادی را به دنبال داشت.
 

جولان فقر در کشور میلیونرها
 

در این راستا آخرین داده‌های موجود حکایت از آن دارد که ۱.٣ میلیون خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور هستند که در مجموع نسبت به سال ٩۴،  ٧٢ درصد افزایش یافته است. حال اگر به شما بگوییم که هزینه خانوارها در کشور طی سال دو گذشته ٣۱ درصد افزایش یافته، مصداق خوبی خواهید یافت تا مطمئن شوید یک دلیل افزایش تعداد مددجویان کمیته امداد و سازمان بهزیستی، بحران‌های اقتصادی است. این در حالی است که در سوی دیگر، حدود ٢۵۰ هزار نفر در ایران دارایی بالای یک میلیون دلار (با دلار ۳۰ هزار تومانی) دارند. در واقع می‌توان گفت تعداد میلیونرهای ایرانی از میلیونرهای عربستان بیشتر است. به این ترتیب به نظر می‌رسد در سایه از بین رفتن طبقه متوسط، جامعه درحال تبدیل شدن به دو طبقه برخوردار و کم برخوردار است. حال برخورداران چه کسانی هستند؟ دارندگان دارایی ثابت و کسانی که توانایی و امکان اخذ وام دارند به این دلیل که نرخ سود بانکی از نرخ تورم کمتر است. این در حالی است که آن دوازده میلیون که زیر مجموعه کمیته امداد هستند این دو امکان را ندارند.

 

در یک اقتصاد بیمار بدهکار برنده است!

 

همانطور که گفتیم در ایران، نرخ سودِ بانکی کمتر از نرخ تورم است. از وام‌هایی چون ازدواج با نرخ بهره ۴ درصد گرفته، تا وام‌هایی حتی با سود دوازده درصدی نیز در ایران، تسهیلات خوبی تعریف می‌شوند، چراکه این نرخ از نرخ تورم پایین‌تر است. این در حالی است که نرخ بهره در آمریکا دو تا سه درصد (کمتر از نرخ وام قرض الحسنه در ایران) است. در این شرایط قطعا کسانی می‌توانند وام‌های نجومی دریافت کنند که با مردم عادی تفاوت‌هایی داشته باشند! اما چگونه این شرایط برای برخی به وجود می‌آید؟

 

گذرگاه سرمایه‌داری تا ابربدهکاری!

 

بر اساس آیین‌نامه تسهیلات و تعهدات کلان، حداکثر مجموع تسهیلات و تعهدات به هر فرد نباید بیشتر از ۲۰ درصد سرمایه پایه یک موسسه اعتباری باشد. همچنین مجموع تسهیلات و تعهدات کلان در هر موسسه اعتباری، حداکثر می‌تواند ۸ برابر سرمایه پایه آن موسسه اعتباری باشد. افزایش نظارت بانک مرکزی بر رعایت این آیین‌نامه‌ها و قوانین در کنار الزام بانک‌ها به ارائه شفاف عملکرد خود، می‌توانست در این مسیر کاربردی و اثربخش باشد. اما باید توجه کرد در همین پرونده‌های ابربدهکاران که اخبار آن را به کرات می‌خوانیم، برخی از بانک‌ها به دلیل اینکه خودشان در تخصیص این رانت‌ها به افراد نقش داشتند حاضر به پیگیری پرونده نشدند تا اینکه در نهایت طرح این موضوع از دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۵ آغاز و تا امروز به درازا کشید! در این مسیر، ردپای تورم بالا و نوسانی به عنوان ام‌المصائب اقتصاد کشور در معضل ابربدهکاران نیز مشهود است. به بیان دیگر در دوره‌هایی با تورم بالا، اگر نرخ سود بانکی پایین باشد، دریافت تسهیلات کلان برای برخی افراد به‌صرفه است زیرا با توجه به تورم بالا حتی اگر بخواهند پس از مدتی پول را به بانک بازگردانند سود بسیاری نصیبشان خواهد شد و تاخیر در بازپرداخت نیز رفتاری بهینه است! از طرف دیگر در دوره‌‌هایی با نرخ تورم پایین نیز اگر نرخ سود بالا بماند، افرادی که به تسهیلات ارزی دسترسی دارند، آن را به صورت ریالی سپرده‌گذاری می‌کنند. با توجه به تثبیت نرخ ارز در این دوره‌ها، بازپرداخت ارزی این تسهیلات در حالی که سود ریالی بالایی به دست آمده باز هم برای این طیف خاص، به‌صرفه است. طبق داده‌های موجود، بانک‌ها در ۸ سال اخیر بیش از ۷۰ هزار میلیارد تومان از بانک مرکزی پول گرفتند و با توجه به اینکه ۸۵ درصد از سپرده‌ها متعلق به ۲.۵ درصد افراد است، حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان از این خلق پول نصیب ۲.۵ درصد افراد شده است. یعنی نصیب همان طیف‌ خاص! با این تحلیل، به نظر می‌رسد بخشی از ابربدهکاران بانکی از بین همان ۲۵۰ هزار میلیونر ایرانی(میلیون دلار در مقیاس جهانی) متولد شده‌اند. همان‌ها که به گواه نشریه «فوربس»، ایران را به ۱۴ کشور ثروتمند جهان و ثروتمندترین خاورمیانه تبدیل کرده‌اند تا امروز حتی از بزرگترین رقیب خود، عربستان سعودی که با ۲۱۰ هزار میلیونر در رده ۱۷ قرار دارد، ثروتمندتر باشد!

 

ایران به لحاظ تعداد میلیونر در خاورمیانه اول است!

 

طبق آخرین آمار طی دو سال اخیر، تعداد افراد با ارزش ثروت خالص بالا (HNWI) در ایران ۲۱.۶ درصد رشد کرده در حالی که میانگین جهانی این آمار در همین بازه زمانی حدود ۶.۳ درصد بود؛ همچنین میزان ثروت این طبقه در ایران نیز طی همین دوران بیش از ۲۴.۳ درصد رشد داشته و بسیار بیشتر از میانگین جهانی بود. ‌طبق گزارش «کپ جمینی» که «فراز» آن را ترجمه کرده بود، افزایش سریع میلیونرها در ایران، این کشور را به لحاظ تعداد میلیونرها در مقام چهاردهم جهان و نخست خاورمیانه قرار داده است. به علت دسترسی به دارایی‌های بین‌المللی که به علت تحریم‌ها محدود شده است، بسیاری از طبقات ثروتمند ایران پول خود را در دوره‌ای وارد سهام کردند و بازار سهام منجر به میلیونر شدن آن‌ها شد.  به گفته کپ‌جمینی، اکنون ٢۵۰ هزار میلیونر در ایران وجود دارد.  بیشتر آن‌ها در تهران زندگی می‌کنند. رمزارزها منبع دیگری از بودجه میلیونرهای جدید ایران را تأمین کرده است.  برق ارزان در این کشور  منجر به استخراج بیت کوین شده است. حدود ۷۲ درصد میلیونر‌های ایرانی در رمزارزها سرمایه‌گذاری کرده‌اند. افزایش سریع میلیونرها، طبق برآوردهای کپ‌جمینی، ایران را به ۱۴ کشور ثروتمند جهان و ثروتمندترین خاورمیانه تبدیل می‌کند. این‌چنین است که ایران اکنون حتی از بزرگترین رقیب خود، عربستان سعودی که با ۲۱۰ هزار میلیونر در رده ۱۷ قرار دارد، ثروتمندتر است.

 

شکاف طبقاتی میان خط فقر و نیم‌خط زندگی!

 

اگر از خیابان‌های خلوت و آرام شمال تهران با برج‌های آسمان خراش و ویلاهایی که بی‌شباهت به دژ نیستند بگذریم،  آن‌سوی یک شکاف عمیق که قدمتی چند ده ساله دارد و چند نسل را متاثر از خود کرده، چشم‌اندازی متفاوت خواهیم دید. چشم‌اندازی که نمود آن جدا از بعد اقتصادی، روان اجتماعی مردم این مرز و بوم را نیز متاثر از خود کرده است. شاید برای‌تان عجیب به نظر برسد اما بیش از سی درصد از مردم ایران، زیر خط فقر زندگی می‌کنند. در حالی که تحریم و تورم و بورس و حتی کرونا برای برخی، مجال ثروت‌اندوزی است، آن‌ها با هر تکانه این وقایع به خود می‌لرزند، یک روز شیر را از سبد مصرفی خود حذف می‌کنند یک روز گوشت و مرغ را. تکان‌ها که شدیدتر شود حومه‌نشین می‌شوند. این تیزی همان شکاف است که زندگی آن‌ها را از هم می‌درد! اما می‌دانید خط فقر یعنی چه؟ یعنی با روزی ۱ دلار (۳۰ هزارتومان) زندگی کردن. به این ترتیب یک خانواده ۵ نفره که در ماه، نزدیک به ۴ میلیون تومان خرج کنند، تقریبا زیر خط فقر قرار دارد. تلخ آن‌که کافی‌است در اطرافمان چشم بگردانیم تا مصادیق این آمار پیش نگاهمان صف بکشد.

خبرنگار : بیتا محسنی

دیدگاه تان را بنویسید

 

آخرین اخبار

پربازدید ترین